«مرد دو هزار چهره» که در سال ۸۸ روی آنتن رفت در ادامه این موفقیت تولید شده بود، اما مهران مدیری مثل سال گذشته نبود و حتی از روی دست خودش هم خوب کپی نکرده بود البته موفق شد در کنار رقبای نوروزی مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند.
«سریال» یا «مجموعه» ؛ چه فرقی میکند اسمش چه باشد؟ مهم این است که بیشترین مخاطب در میان دهها و شاید صدها برنامه شبکههای مختلف را به خود جذب میکند. این داستانهای سلسلهوار از همان ابتدای پیدایش تلویزیون و راه یافتن جعبه جادویی به خانههای مردم همین خاصیت را داشتهاند.
برنامههای داستانی دنبالهداری که در شبهای مختلف روی آنتن شبکهها میروند یکی از موفقیتهای اصلی خود را از دنبالهدار بودن خود میگیرند، اما این به تنهایی کافی نیست. جذابیت در ارائه داستان، ساختار به دور از پیچیدگی، بهرهگیری از موضوعات تازه و در عین حال ملموس، استفاده از بازیگران توانمند و دوری از شعارزدگی و نصیحتگویی از جمله ویژگیهای یک سریال یا مجموعه میتواند باشد؛ هر چند زمان و ساعت پخش، تناسب با شرایط اجتماعی و مسائلی از این دست هم میتواند در موفقیت یا شکست سریال یا مجموعه مؤثر باشد.
سریالها هم مثل سایر تولیدات سیما، میآیند، دیده میشوند و فراموش میشوند، اما برخی از آنها باقی میماند و تا سالها از آنها یاد میشود. با این رویکرد نگاهی داریم به چند سریال و مجموعه پربیننده یا ماندگار سال ۸۸.
● در چشم باد و حسرت ریتم تند
«در چشم باد» ساخته مسعود جعفری جوزانی، دومین کار تلویزیونی این کارگردان پس از «آژانس دوستی» است. این سریال یکی از ۵ پروژه عظیم (بیگپروداکشن) تلویزیون در سالهای اخیر به شمار میآید که چند میلیارد تومان هزینه دربرداشته و در حدود ۵ سال زمان صرف تولید آن شده است. «در چشم باد» جمعهها از شبکه اول روی آنتن میرود و شامل سه بخش مبارزات میرزاکوچکخان جنگلی، جنگ جهانی اول و دوران دفاع مقدس میشود. «در چشم باد» بدون شک یکی از بهترین سریالهای دهه ۸۰ تلویزیون ایران است، کارگردانی موفق، فیلمبرداری چشمنواز، طراحی صحنه و تدوین مناسب و در مجموع بازیهای موفق از جمله ویژگیهای این کار است. اما بزرگترین مشکل سریال ریتم کند در داستان و توزیع نامناسب اطلاعات است. نویسنده ظاهراً عهد داشته تا بیننده را ملتفت همه مسائل کند. از همین رو گزیدهگویی را رها کرده و با پرداختن به جزئیات غیرضروری اثر درخشان خود را به کاری ملالآور مبدل کرده است و اگر در عین حال از برخی بازیهای ضعیف و انتخابهای نامناسب در بازیگری صرفنظر کنیم، میتوان گفت «در چشم باد» سریالی موفق و دیدنی است که ارزش تماشای ۵۰ قسمت را دارد. توجه به ادبیات و گویشهای دورانهای مختلف، اهمیت دادن به آئینهای کهن و ادبیات نمایشی و ادای دین به سینما ـ خصوصاً ژانر وسترن ـ از ارزشهای نهفته کار جوزانی است.
● مهران مدیری یک پله پائینتر
«مرد هزار چهره» به عنوان شانزدهمین کار مهران مدیری از این کمدین چهره تازهای ارائه داد. مدیری در «مرد هزارچهره» چند تجربه جدید را آزمود که جملگی پاسخ مثبت برایش به ارمغان آورد. استفاده از داستانهای متفاوت، بهرهگیری از بازیگران جدید و تا حدی مشهور، بیرون رفتن از لوکیشنهای محدود و داخلی، توجه به سیاهی لشکر و جلوههای ویژه، همچنین شوخی با برخی اصناف ویژگی کار جدید او بودند که البته پاسخش را هم از تماشاگران عام و هم از مخاطبان خاص دریافت کرد. «مرد دو هزار چهره» که در سال ۸۸ روی آنتن رفت در ادامه این موفقیت تولید شده بود، اما مهران مدیری مثل سال گذشته نبود و حتی از روی دست خودش هم خوب کپی نکرده بود. او در «مرد دو هزارچهره» در ۵ موقعیت جدید ظاهر شد، کارگردان تلویزیون، مربی فوتبال، خلبان هواپیما و ... مدیری این بار البته موفق شد در کنار رقبای نوروزی خود (ماه عسل از شاهد احمدلو، عید امسال از سعید آقاخانی و اشک و لبخندها ـ که دیرتر پخش شد ـ از حسن فتحی) مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند، اما رضایت خاطر هر دو مخاطب عام و خاص به اندازه سال گذشته نبود.
● نردبام آسمان یک تجربه تازه
در ماه مبارک رمضان امسال «نردبام آسمان» ساخته محمدحسین لطیفی از شبکه اول، «پائیز پدرسالار» کار مسعود شاهمحمدی از شبکه دوم و «پنجمین خورشید» به کارگردانی علیرضا افخمی از شبکه سوم به نمایش درآمد. اما در این میان «نردبام آسمان» بیشترین توجه را به سوی خود جلب کرد. محمدحسین لطیفی که آثار پرمخاطبی همچون «صاحبدلان»، «همسایهها» و «سفر سبز» را در کارنامه تلویزیونی خود دارد این بار به سراغ موضوعی تاریخی رفت و در «نردبامآسمان» ماجرای زندگی غیاثالدین جمشید کاشانی، منجم و ریاضیدان مشهور ایرانی را دستمایه کار خود قرار داد. تکیه بر مستندات تاریخی، پرداخت مناسب و طراحی صحنه موفق از جمله ویژگیهای مثبت این سریال بود. از سوی دیگر استفاده از بازیگرانی همچون وحید جلیلوند و داریوش کاردان به عنوان چهرههای کمتر شناخته شده در کنار بازیگران توانایی همچون حسن پورشیرازی، ویشکا آسایش و برزو ارجمند به جذابیتهای کار اضافه کرد. این تجربه نشان داد که سریالهای ماه رمضان لزوماً در اختیار آثار طنز یا اخلاقی نبوده و میتواند موضوعات دیگری همچون تاریخ ایران یا اسلام را دربرگیرد.
● رستگاران سریال پرمخاطب
«رستگاران» را میتوان پرمخاطبترین سریال سال ۸۸ معرفی کرد. این سریال در ادامه آثار سیروس مقدم ساخته شد و به دلایلی که گفته میشود تبدیل به جذابترین کار از نگاه تودههای مردم شد. مقدم کارگردانی است که سریالهای غیرطنز روتین (هر شب پخش) را به تلویزیون آورد. «نرگس» و «ترانه مادری» از جمله آثار وی هستند که در این حوزه موفق عمل کردند. او در «رستگاران» باز هم به سراغ مسائل خانوادگی رفت و در قالب یک داستان تکراری، مخاطبان را پای تلویزیونها نشاند. تمام قصه در ۵۳ قسمت نوشته شده بود که در ۱۵ روز پرالتهاب میگذشت. «رستگاران» از فیلمنامه نسبتاً خوب سعید نعمتالله بهره میبرد و در کنار بازیگران توانا همچون آتیلا پسیانی، محمد عمرانی، لیندا کیانی و چهرههای جوانی مثل پوریا پورسرخ، روناک یوسفی و نفیسه روشن حضور داشتند. مقدم نیز به عنوان کارگردانی که شامه خوبی در جذب مخاطب عمومی دارد توانست با ریتمی مناسب و جلوههای سینمایی منحصر بهفرد تماشاگر را تا انتها به دنبال خود بکشاند اما همانند بسیاری از سریالهای تلویزیونی پایانبندی مناسبی نداشت و نتوانست به اصطلاح داستان را به خوبی جمع کند.
● جستوجوگران و یک موضوع تازه
«جستوجوگران» نخستین کار تلویزیونی محمدعلی سجادی است که در قالب یک مجموعه ارائه میشود. این مجموعه که شامل چند اپیزود با داستانهای مجزا ـ اما در شکل کلی با یک ماجرای واحد ـ است، درباره تلاش دو مأمور و بازرس مالیاتی (بهرامی و مقدم) روایت میشود که هر بار یکی از پروندههای قضایی درباره مفاسد اقتصادی را دنبال میکنند. سجادی که پیش از این چند فیلم سینمایی ساخته بود، در عمده آثار سینمایی خود ماجراهایی پلیسی و جنایی را دستمایه کارش قرار داده، او این بار گرچه مسائل و پروندههای مفاسد اقتصادی را به عنوان موضوع اصلی در دستور کارش قرار میدهد اما در اصل نگاهی پلیسی به این ماجراها دارد. انتخاب دو شخصیت اصلی (مأمور بازرسی و وردستش) همان کارآگاه و معاون هستند که معمولاً در آثار پلیسی میتوان سراغ گرفت. نگاه مستند و بهرهگیری از پروندههای موجود از جمله ویژگیهای کار «جستوجوگران» است و شاید همین واقعیتها باعث شده که سریال سجادی دوسال پس از تولید به روی آنتن برود. استفاده از بازیگران توانایی همچون مسعود رایگان (بهرامی) و پیام دهکردی (مقدم) به عنوان چهرههای اصلی و جمعی از بازیگران کارآمد همچون رضا کیانیان به عنوان بازیگران میهمان، جدا از آنکه قابلیتهای حرفهای و توانایی بازیگران را به رخ میکشد، به جذابیت سریال هم اضافه میکند.
● دلنوازان، یک درام خانوادگی دیگر
«دلنوازان» امسال از شبکه سوم روی آنتن رفت. سریالی که هر شب و طی ۴۸ قسمت میهمان خانههای مردم بود. گرچه آمار دقیق و مشخصی از تعداد بینندگان یا نفوذ آثار تلویزیونی وجود ندارد، اما نگاهی به روی جلد نشریات عامهپسند، یا نگاهی گذرا به سایتهای اینترنتی ما را به این نکته واقف میکند که «دلنوازان» از پربینندهترین سریالهای تلویزیونی سال ۸۸ بوده است. همین امروز میتوان صدها سایت برای دانلود فیلم و عکسهای بازیگران و ترانه پایانی آن مشاهده کرد. حسین سهیلیزاده که پیش از کارگردانی «دلنوازان» ساخت سریالهایی همچون روزهای اعتراض، افزونه خواه کوچک، آخرین گناه و ترانه مادری را در کارنامه دارد، با بهرهگیری از تجربیات گذشته خصوصاً «ترانه مادری» میکوشد بیننده را تا آخرین قسمتها به دنبال اثر بکشاند. فیلمنامه کار گرچه عالی نیست و با ضعفهای زیادی همراه است اما کارگردانی و اجرای مناسب سهیلیزاده این ضعفها را پوشش میدهد.
● بانو و ماجرای کشف حجاب
پخش سریال در ماه محرم سابقه زیادی در تلویزیون ندارد، اما با این حال هر چند سال یک بار میتوان شاهد نمایش سریالی در شبهای دهه اول محرم بود. این اتفاق چند سالی است شکل گستردهتری به خود گرفته و میتوان حداقل هر سال یا هر دو سال یک بار اثری را در این مناسبت تماشا کرد. محرم امسال سریال «بانو» ساخته فرید سجادی حسینی در ۱۶ قسمت روی آنتن رفت.
این سریال از شبکه سوم پخش شد. «بانو» همچون «پریدخت» یا «شب دهم» که سالهای گذشته در ایام محرم به روی آنتن رفته بودند، در اواخر دوران قاجار و اوایل سلطنت پهلویها میگذرد، با این حساب مثل دو کاری که گفته شد به مسئله کشف حجاب، قیام و مبارزات مردمی، رهبری و روحانیت، ممنوعیت مجالس مذهبی، ظلم و جور رژیم سلطنتی و... میپردازد. مشکل سریال «بانو» هم از همین نقطه آغاز میشود چرا که تلاش میکند به همه این موضوعات و مفاهیم به طور یکجا بپردازد، در حالی که فضای قصه مجالی برای پرداختن به همه این مسائل پیدا نمیکند و از سوی دیگر موضوع اصلی داستان هم به طور کامل مورد توجه قرار نمیگیرد. مشکل بزرگتر چنین سریالهایی این است که پرداختن به مسائل مذهبی، قیام عاشورا و عزاداری سالار شهیدان را در قالب داستانهایی در سالهای دور جستوجو میکنند حال آنکه میتوان با تصویر جدیدتر و تازهتری به این مسائل پرداخت. رویکردی که در سریالهای رمضانی دیدهایم و البته بسیاری از آنها موفق بودهاند.
● به کجا چنین شتابان؟
«به کجا چنین شتابان» نخستین سریال ابوالقاسم طالبی است که در ۲۶ قسمت ساخته شده و به طور همزمان از دو شبکه روی آنتن رفته و پخش آن در تعداد قسمتهای بیشتری همچنان ادامه دارد. «به کجا چنین شتابان» در ظاهر شبیه سایر آثار تلویزیونی است که به ماجراهای خانوادگی و اجتماعی میپردازد،اما یک ویژگی منحصر بهفرد دارد و آن هم نوع جدیدی از ساختار در آثار تلویزیونی است. طالبی در این اثر کوشیده تا میان تئاتر و سینما پلی بزند و سریال خود را در قالبی شبیه «تله تئاتر» کارگردانی کند. این تجربه البته موفق است چرا که تله تئاتری بودن یک اثر به معنای بیارزش بودن یا مثلاً کشدار بودن قصه و ساختار نیست. نگاهی به آثار موفق سینمای جهان همچون گربه روی شیروانی داغ، اتوبوسی به نام هوس یا فیلمهایی از این دست که براساس نمایشنامههای مشهور ساخته شدهاند نشان میدهد از تکنیک میتوان در راستای داستان استفاده کرد و کار را به اثری جذاب مبدل کرد. البته «به کجا چنین شتابان» در حوزه کارگردانی حاوی ویژگیهایی همچون ریتم و فیلمبرداری مناسب است اما در بخش فیلمنامه با مشکلات زیادی مواجه بود که همچون مانعی بر سر راه ساختار عمل کرده و کار را به اثری معمولیتر مبدل کرده است.
● خستهدلان، قطار سرنوشت
«خسته دلان» هم اولین تجربه تلویزیونی یک کارگردان سینماست. سیروس الوند که حدود ۴ دهه است در سینما کارگردانی میکند، حالا با این سریال فضای تلویزیون را هم میآزماید. «خسته دلان» مجموعهای است که در ۳۰ قسمت و برای شبکه اول تولید شده که در هر قسمت با آدمهایی جدید و داستانهایی تازه آشنا میشویم. محمدهادی کریمی (فیلمنامهنویس و کارگردان سینما) به عنوان نویسنده این مجموعه همه داستانهایش را با قطار آغاز میکند. قطاری در حرکت است و در ایستگاههای مختلف میایستد تا مسافرانی سوار یا پیاده شوند و ما از گذر این مسافران ماجراهای جدیدی را – که لزوماً در قطار نیست – میبینیم. انتخاب قطار به عنوان یک لوکیشن ثابت در همه قسمتها ایده خوبی است که به درستی در همه داستانها به کار گرفته میشود. بویژه آنکه از سمبل قطار به تعبیر سرنوشت آدمها که ممکن است به هر سویی بروند میتوان برداشتهای مختلفی داشت. الوند با بهرهگیری از توانایی یک کارگردان در ایجاز سینما، کوشیده تا در هر قسمت به جای پراکندهگویی و حاشیهروی معمول سریالهای تلویزیونی به اصل قصه و ماجراها وفادار بماند، هرچند گاه این نکته را فراموش میکند. تجربه نشان داده که مجموعههایی که در هر قسمت (یا هر دو سه قسمت) یک داستان را پی میگیرند با اقبال مخاطب روبهرو نمیشوند، بویژه آنکه آن اثر پلیسی یا معمایی نباشد. مشکل اصلی این مجموعه هم از همین نکته سرچشمه میگیرد، چرا که مخاطب انتظار پرداختن به جزئیاتی را دارد که در یک یا دو قسمت از هر داستان امکانپذیر نیست مگر آنکه داستان واقعاً کشش خاص خود را داشته باشد. به همین دلیل برخی از قسمتها مورد توجه مخاطب قرار میگیرد و برخی نه.
● سالهای مشروطه و امیرکبیر۲
«سالهای مشروطه» از معدود سریالهای تاریخ معاصر تلویزیون است که در ایام دهه فجر سال ۸۸ به روی آنتن رفت. این سریال که ساخته محمدرضا ورزی بود، ماجراهای مربوط به اواخر دوران ناصرالدین شاه را دستمایه قرار داده بود و گرچه عنوانش سالهای مشروطه بود اما به وقایع پیش از این دوران هم نقب میزد. استفاده کارگردان از ماجراهای دوران ناصری، لوکیشنها و حتی بازیگران ما را به یاد سریال پربیننده «امیرکبیر» در سالهای دور میانداخت. اما این بار یک تفاوت بزرگ را در مقایسه با کار سعید نیکپور شاهد بودیم و آن ساختار سینماییتر «سالهای مشروطه» نسبت به امیرکبیر و گسترش ماجراها نسبت به آن سریال است. با این همه سریال «سالهای مشروطه» در میان دهها سریال خانوادگی اثری بود که به دیدنش میارزید و حداقل خاطره سریالهای تاریخی سالیان دور تلویزیون را زنده میکرد.
● آشپزباشی و داستان کند
«آشپزباشی» کار جدیدی از محمدرضا هنرمند کارگردان سینما و تلویزیون است که از شبکه اول پخش میشود. سریالی که به ماجراهای یک زن و شوهر موفق در امر رستوران داری میپردازد و یک سوءتفاهم باعث میشود راه آنها از هم جدا بیفتد. هنرمند که سریالهای طنزی مثل «کاکتوس» و فیلمهای کمدی همچون «مرد عوضی» و «مومیایی۳» را در کارنامه دارد، در «آشپزباشی» از طنز و کمدی فاصله گرفته و حتی مثل «زیر تیغ» به سراغ یک موضوع تلخ مثل مرگ هم نرفته است. او در اینجا کوشیده داستانی خانوادگی را ارائه کند که از گذر آشپزخانه و آشپزی – به عنوان یک مقوله مورد توجه خانوادهها – به داستانی جذاب برسد، اما در این مسیر موفق نبوده و حتی نتوانسته است از عنصر آشپزی مثل سریال «یانگوم» استفاده منحصر بهفردی داشته باشد. ضعف در پرداختن کشمکشهای این زوج دست نویسنده را از این فاکتور مهم در خلق درامی قوی خالی گذاشته و حتی حضور بازیگرانی توانا مثل پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا هم کمک زیادی در ایجاد جذابیت سریال نکرده است. تعدد شخصیتها هم به جای کمک به جذابیت داستان و ایجاد پاره قصههای موفق نویسنده را دچار حاشیهروی و پرگویی کرده و بیننده را از پیگیری داستان دور میکند.
● گاوصندوق و ماجراهای پلیسی در یک مجتمع
مازیار میری هم از کارگردانهای سینماست که رو به تلویزیون آورده و در نخستین تجربه تلویزیونی خود ساخت یک سریال را امتحان کرده است. میری پس از کارگردانی سه چهار فیلم سینمایی «گاو صندوق» را جلوی دوربین شبکه ۳ برد. این سریال هم به جای هفتهای یک بار، سه شب در هفته روی آنتن رفت و مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد،
اما آنچنان که باید بینندگان را راضی نکرد. «گاو صندوق» هم مثل اغلب سریالهای تلویزیونی در یک مجتمع میگذشت با چند خانواده و تعدادی شخصیت. چند جوان هم به فراخور آثار تلویزیونی در فیلمنامه جای گرفته بودند تا به وقتش موضوع خواستگاری و ازدواج هم در دستور کار قرار بگیرد. ضعف بزرگ سریال «گاوصندوق» این بود که در هیأت یک سریال خانوادگی جلو میآمد اما از نیمه به بعد مبدل به اثری پلیسی میشد، در واقع اگر از همان ابتدا به عنوان اثری پلیسی وارد میشد و تکلیفش مشخص بود میتوانست مخاطبان بیشتری را پای تلویزیونها بکشاند و رضایت آنها را در آخرین قسمت فراهم آورد. از ویژگی مثبت سریال «گاو صندوق» میتوان به مجموعهای از بازیهای خوب بازیگران اشاره کرد که در ترکیبی از چهرههای سینمایی به علاوه بازیگران تئاتری بودند. بد نیست به بازیهای به یاد ماندنی فرهاد اصلانی، سیروس گرجستانی، پیام دهکردی و البته سیامک احصایی اشاره کنیم.