امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

کتابی که سوزانده نشد


1401/08/01
کد خبر : 37116
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 92 نفر
وقتی نویسنده ها از دیگران می خواهند دستنوشته هایشان را نابود کنند، آیا باید به حرف شان گوش کرد؟ و آیا نویسنده باید پس از مرگ روی آثارش کنترل داشته باشد؟ اگر ماکس برود به حرف دوستش فرانتس کافکا عمل کرده بود، «محاکمه» و «قصر» امروز وجود نداشتند. درخواست هایی که در بستر مرگ مطرح می شوند، معمولاً آمیخته به تردید و از روی بی میلی هستند. بسیاری معتقدند اگر کاری تا این حد برای نویسنده اهمیت داشته باشد، حتماً خودش آن را انجام می دهد، مثل تامس هاردی که صفحات بی شمارً نوشته هایش را خودش به شعله های آتش سپرد. ولادیمیر نباکوف در سال های آخر عمر مشغول نوشتن رمانی با عنوان «نسخه اصلی لورا» بود. او در اکتبر ۱۹۷۶ در بستر بیماری با صراحت به همسرش وًرا گفت که این رمان هرگز نباید منتشر شود، و حتی از او خواست دستنوشته اش را بسوزاند. نباکوف در ۱۹۷۷ درگذشت و ورا که نقش مهمی در زندگی ادبی نباکوف داشت و پیش از آن هم «لولیتا» را از شعله های آتش نجات داده بود، تا پایان عمر با این مساله کلنجار رفت و ترجیح داد به جای سوزاندن این رمان، آن را در صندوق بانکی در سوئیس به امانت بگذارد. در ۱۹۹۱ که ورا از دنیا رفت، «لورا» هنوز وجود داشت و این مشکل به تنها فرزند نباکوف ها، دمیتری، که در حال حاضر وصی دارایی ادبی نباکوف است به ارث رسید. دمیتری در مورد از بین بردن این دستنوشته تردید داشت. از یک سو، احساس می کرد ملزم است به وظیفه فرزندی خود عمل کند و تقاضای پدر را اجابت کند. از سوی دیگر آن را رمانی بسیار درخشان و بدیع و متفاوت با سایر آثار نباکوف می دانست. به هر روی دمیتری نتوانست خودش را راضی کند که به وصیت پدر عمل کند و اخیراً این دستنوشته را پس از حدود ۳۰ سال تردید و دودلی از صندوق امانات بانک در سوئیس بیرون آورده و به انتشارات کناپف در ایالات متحده و انتشارات پنگوئن در انگلستان سپرده است و «نسخه اصلی لورا» به زودی منتشر خواهد شد. تصمیم گرفتن درباره عمل کردن یا نکردن به وصیت خالق اثر کار دشواری است، به ویژه وقتی پای نویسنده کمال گرایی مانند نباکوف در میان باشد. خالق «آتش بی رنگ» و «لولیتا» برای بسیاری از خوانندگان یکی از غول های ادبی قرن بیستم- و شاید تنها غول ادبی این قرن- است. ارزش تجارتی کتابی به قلم نباکوف نیز مساله را پیچیده تر می کند. در سال های پس از مرگ نباکوف بحث بر سر انتشار دستنوشته او ادامه داشته و اخیراً بار دیگر بالا گرفته است. گروهی از نویسندگان و محققان مانند تام استاپرد از دمیتری می خواستند به وصیت پدرش عمل کند و برخی دیگر مانند جان بنویل خواستار انتشار این رمان بودند. دمیتری نباکوف ۷۳ساله طی این سال ها به تناوب به یکی از این دو قطب متمایل شده است. در ژانویه ۲۰۰۸ ران رزنبام، منتقد ادبی، در مقاله یی در نشریه اینترنتی «اسلًیت» از او خواست تصمیمش را بگیرد و به این وضعیت بلاتکلیف پایان دهد. مقاله رزنبام موج جدیدی از بحث و اظهارنظر در این زمینه به ویژه در فضای مجازی به راه انداخت و دمیتری به عنوان وصی ادبی نباکوف بار دیگر کانون توجه رسانه ها شد. رزنبام در ماه فوریه در مقاله دیگری با عنوان «سرنوشت لورای نباکوف، قسمت دوم» خبر داد که گویا روح نباکوف بر دمیتری ظاهر شده و او تمایل پیدا کرده این دستنوشته را منتشر کند. در آوریل ۲۰۰۸ دمیتری نباکوف اعلام کرد قصد دارد بالاخره این دستنوشته را منتشر کند و در مصاحبه یی گفت هرگز به طور جدی مصمم به سوزاندن آن نبوده است. نباکوف در خاطراتش نخستین بار در اول دسامبر ۱۹۷۴ به نوشتن این رمان با عنوان «مردن لذت بخش است» اشاره می کند. در تابستان ۱۹۷۶ می نویسد که داستان در ذهنش کامل شده است، ولی پس از آن حال مزاجی اش به سرعت رو به وخامت می گذارد. در دوم ژوئیه ۱۹۷۷ که نباکوف از دنیا رفت، هنوز کار روی این رمان را به پایان نبرده و نامش را ابتدا به «نقطه مقابل لورا» و سرانجام به «نسخه اصلی لورا» تغییر داده بود. دمیتری نباکوف در اواخر دهه ۱۹۹۰ در مراسم بزرگداشت نباکوف در دانشگاه کرنل بخشی از این کتاب را برای حدود ۲۰ محقق خواند و دو تن از این محققان ادعا می کنند که دستنوشته نباکوف را خوانده اند. در ۱۹۹۹ نیز دو بخش از «نسخه اصلی لورا» در نشریه پژوهشی «نباکوفیîن» منتشر شد. اگرچه قرار است این کتاب تا زمان انتشار یک راز باقی بماند، ولی از صحبت های این محققان چنین بر می آید که مرگ و آنچه در پس آن وجود دارد و نباکوف را از جوانی مجذوب کرده بود، در این رمان نیز نقش محوری دارد. راوی آخرین رمان نباکوف دانشمند بسیار چاقی به نام فیلیپ وایلد است که با زنی لاغراندام و بوالهوس و بی بندوبار به نام فلورا ازدواج کرده است. سن و سال وایلد مشخص نیست، ولی ذهنش را فکر مرگ خودش تسخیر کرده است. راوی و همسرش رمانی با عنوان «لورای من» را از سوی نقاشی دریافت می کنند. راوی متوجه می شود که این رمان در واقع درباره همسرش فلوراست که نقاش زمانی دلبسته اش بوده. در این رمان، لورا حین خلق پرتره اش به دست نقاش نابود می شود. نباکوف عادت داشت برای نوشتن رمان هایش از فیش استفاده کند، و بسیاری از آثارش مانند «لولیتا» و «آتش بی رنگ» را با این شیوه نوشته بود. «نسخه اصلی لورا» نیز از ۱۳۸ فیش گرد آمده است. این کتاب که قرار است هفدهم نوامبر در ۲۸۸ صفحه همزمان در انگلستان و امریکا منتشر شود، از نظر شیوه چاپ هم ترکیب بسیار جذابی دارد که کنجکاوی خواننده را بیشتر تحریک می کند؛ فیش هایی که دستخط نباکوف و همچنین آثار انگشت و لکه های غذا روی آنها دیده می شود، به قسمت بالای متن ضمیمه شده اند؛ این فیش ها پرفراژ دارند و خواننده می تواند آنها را از متن جدا کند و با ترتیب دیگری کنار هم قرار دهد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/37116
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید