امروز جمعه 23 مرداد 1405

Friday 14 August 2026

کمدی ناتمام


1401/08/01
کد خبر : 53271
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 77 نفر
می دانیم که یکی از عناصر کمدی، اشتباه است. دراین میان «کمدی اشتباهات» شکسپیر معروف است. اشتباه به معنی جابجا شدن افراد و اشتباهی گرفتن یکی به جای دیگر اما این باید پیرو اصول و قواعد خاص خود باشد. بدین معنا که استفاده از عنصر اشتباه باید به جا و به درستی صورت پذیرد. ازطرفی گفته اند که در کمدی تقریبا هر عمل و هرکار غیرعادی جایز است، مانند تداخل زمانی و مکانی، تکرار، استفاده از لهجه، حرکات عجیب و غریب، ورجه و ورجه و... اما این ها همه باز باید پیرو اصول و قواعد خاص خود به لحاظ دراماتیک و منطق حاکم بر نمایش های کمدی باشد. می گویند کمدی درعین جدیت اتفاق می افتد. یعنی کمدین و بازیگر نقش کمدی، خودش ذاتا و فی النفسه کمیک و کمدی نیست. مانند باسترکیون، چارلی چاپلین و پیتر سلرز و خیل عظیمی از کمدین های معروف. در واقع حرکات، رفتار نحوه بیان، عمل، عکس العمل و تمام وجوه شخصیتی و یا تیپ شخصیتی. آنها برای خودشان طبیعی، واقعی و جدی هستند و درست همین نکته است که ما را به خنده وامی دارد. تفاوت بین شخصیت واقعی آنها با آنچه از خود بروز می دهند موجب ایجاد تضادی درونی و بیرونی می شود و درست به همین دلیل است که باعث ایجاد خنده می شود. این تضاد ما را به خنده وامی دارد. از سویی این جمله که معروف شده و می گویند کمدی نباید حاوی پیام و یا مطلبی باشد و می توان کاری کمدی ارائه داد صرف خنداندن، به نظر اشتباهی مصطلح می آید. مگر می شود زمانی و عمری را گذاشت تا مردم را همین طوری و بی خودی خنداند مگر بازیگر خدای ناکرده وسیله خنده است و یا مگر او دلقک است که مردم بیایند و به او و حرفهایش و حرکاتش و رفتارش بخندند؟ چرا چارلی چاپلین ماندگار شده است؟ آیا کارهای چاپلین تنها برای خنده ساخته شده اند؟ «خنده برای خنده» درست نیست. حداقل باید مفهومی در لایه های زیرین یک نمایش کمدی، چه به لحاظ متن و چه اجرا نهفته باشد. هدف صرفا خنداندن نیست، اینکه خیلی مبتذل و لوس می شود. باید گفت همین تعاریف نابه جا که در بین هنرمندان نمایش های کمدی باب شده و آنها را به بیراهه کشانده است و تازه اگر هم بخواهند در قالب کمدی حرفی برای گفتن داشته باشند به شعارپردازی روی آورده و با چند شعار کلیشه ای و دم دستی قضیه را فیصله می دهند و در نهایت هم می گویند نمایش ما مفهوم داشت. باید گفت خنداندن بسیار سخت تر از گریاندن است. و اما نه خنداندن به هر وسیله ای. نمایش کمدی هم باید چه به لحاظ متن و چه اجرا پیرو اصول و قواعد دراماتیک و منطق آن باشد. باید از حرافی و حرف نوشتن به جای دیالوگ پرهیز شود. باید از حرکات بی مورد و بی منطق و بدون ارتباط با فضای داستان و شخصیت ها دوری کرد و هزار باید و نباید دیگر. درام نویسی کار سختی است. نمایش کمدی «بدل» در واقع یک کمدی «اشتباه» است. یعنی از عنصر اشتباه در آن استفاده شده است. بازیگرانی که خود را به جای حاکم جدید و همراهانش جا می زنند و حالا می خواهند عدالت را برقرار کنند. این موضوع قابل تأملی است و جای کار دارد، اما در این نمایش بسیار سطحی و ناقص به آن پرداخته شده است. داستان توالی موضوعی و موضعی ندارد و به انسجام مشخصی نمی رسد و نه اینکه عنصر تعلیق در آن به کار رفته است. اولا زمان نمایش مشخص نیست. و ایضا مکان. اگر اینجا روستا و یا شهری ایرانی در ایام قدیم است، چرا نجیب که به اصطلاح مشاور نظامی حاکم یا داروغه شهر است. چونان چینی ها رفتار می کند؟ حرکات رزمی او با آن صداهای غریب چه معنایی می دهد و با چه منطق دراماتیک همراه است؟ این درحالی است که حرکات کمدی نیز باید براساس منطق انجام شوند. منطقی که برآیند فضا، شخصیت ها و متن است. به همین دلیل پس از تکرار، این حرکات جذابیت خود را از دست داده و تأثیر عکس می گذارند و دیگر خنده دار نیستند؛ چون وصله ای ناجور می نمایند و به سوی لودگی می روند. چرا باید مشاور حاکم جدید فردی چینی باشد؟ آیا همین موجب نمی شود که درباریان به او شک کنند. و آنها لو بروند؟ ببینید چگونه به راحتی همه ساختار و ساختمان یک نمایش از هم فرو می ریزد. آن گالن بزرگ هم پس از چند دقیقه کارایی خود را از دست می دهد. دلیل استفاده از آن چیست؟ نمی توانیم بگوییم چون نمایش کمدی است و درکمدی می توان همه چیز را غلو شده نشان داد. همه چیز باید با شخصیت و با تیپ شخصیت همخوان باشد والا عنصری اضافه می نماید و کارایی ندارد. یادمان باشد دیگر در تئاتر، حتی در نمایش های کمدی، چیزی به اسم تیپ صرف وجود ندارد. ما با تیپ- شخصیت روبه رو هستیم و همین تیپ- شخصیت است که نمایش های کمدی را جذاب تر و دیدنی تر و دراماتیزه تر می کند. حالا اگر بخواهیم به واسطه تیپ صرف به پرداخت شخصیت فکر نکنیم. آدم های نمایش مان، تصنعی، ضعیف و تکراری و کلیشه ای به نظر می آیند. و این بر حرکات و میزانسن ها نیز اثر می گذارد و چون به بهانه تیپ بودن به دنبال پیدا کردن بیان خاص آن به اصطلاح تیپ نیستیم پس بیانمان به سوی تکرار رفته و در نهایت به صداسازی می رسیم و اگر خیلی بخواهیم جلو برویم یک لهجه دم دستی هم می سازیم. هرچند می دانیم که اینها همه اش اشتباه است. این گونه است که تمامی این موارد تأثیر نامطلوب برکل اجرا نهاده و در نهایت نمایشی ضعیف و کلیشه ای را می بینیم. موضوعی که در نمایش «بدل» اتفاق افتاده نمایش اصولا نیمه کاره است. تماشاکنان هنوز منتظر ادامه نمایش هستند. اما کار تمام شده است. در واقع قصه ناقص و نیمه تمام است و چون پرداخت های موضوعی و موضعی و عدم انسجام ساختار و نبود توالی دراماتیک در آن نیز به چشم می خورد، نتیجه نمایش با همه تلاشی که گروه از خود نشان داده اند، نتیجه ای ناقص و ضعیف است. در واقع تماشاگران دست خالی از تالار نمایش بیرون می روند. چگونه است که این ضعف را گروه بازخوان متوجه نشده و به نویسنده و یا کارگردان گوشزد نکرده اند تا برای اصلاح آن و رفع این نقص فکری بکنند؟ گذشته از متن به اجرا می رسیم؛ میزانسنها و حرکات بعضا تکراریست و آن حرکات رزمی همان طور که گفته شده تأثیرش را در همان ابتداء نمایش از دست می دهد. بازی ها نیز درحد همان تیپ می مانند. هرچند که علیرضا ناصحی و سینا رازانی تلاش خود را انجام می دهند. اما تحت الشعاع ضعف های عدیده، این تلاش از دست رفته و دیده نمی شود. نمایش «بدل» با همه شایستگی ای که در عوامل اجرایی آن سراغ داریم، نمایشی است که حرف چندانی چه به لحاظ نوشتار و چه اجرا برای گفتن و ارائه ندارد. کل اجرا به یک دراماتورژی همه جانبه نیازمند است. به کارگردان و گروه خسته نباشید می گویم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/53271
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید