این جمله برای بسیاری از ما آشناست، در واقع برای آنهایی که شاید مدتهاست به امید یافتن شغلی برای تامین نیازها، صفحات نیازمندیهای روزنامهها را بالا و پایین میکنند. نگاهی که به آگهیهای روزنامهها یا سایتها بیندازید، میبینید که ملاکهای جذب نیروی کار در حال تغییر است تا جایی که انگار در موارد بسیاری تخصص جای خود را مثلا به روابط عمومی خوب و محاسن ظاهری بخشیده و تواناییهای شغلی بعد از معیارهای زیبایی ظاهری اولویتبندی شدهاند.
تا همین چند وقت پیش عنوان ظاهر آراسته هم در آگهیها ذکر میشد که انگار به علت مسایل پیش آمده در این مورد، این ترکیب حذف شد و حالا آنهایی که تا حدودی نگاهی بدبینانه دارند، میگویند آگهیدهندگان و منتشرکنندگانش هم به ذکر روابط عمومی بالا برای رساندن منظورشان بسنده کردند. جملاتی مانند روابط عمومی بالا، دختران دانشجو و از این دست، مدتهاست تغییر کاربری داده و مفهومی دیگر پیدا کردهاند، مفهومی که تا تجربهاش نکنیم، کاربرد آن را نمیدانیم.
انگار پیدا کردن کار چندان هم دشوار نیست، کافی است یا آنقدر کمتوقع باشید که حاضر شوید بدون دستمزد کار کنید یا اینکه ظاهری آراستهای داشته باشید. آن وقت است که میبینید همه مجموعههایی که به دنبال کارمندی هستند، شما را مناسبترین انتخاب میدانند. کافی است تلفن را بردارید و با چند آگهی استخدام تماس بگیرید، به شماره سوم که برسید دستتان میآید که میان واقعیت و حقیقت تفاوت بسیاری وجود دارد... . با یکی از آگهیهایی که برای استخدام تعدادی خانم برای یک شرکت خصوصی در یکی از روزنامهها چاپ شده و پیش شمارهاش هفت است، تماس میگیرم. مرد جوانی جواب میدهد: اینجا یه شرکت تبلیغاتیه، یه سری خانم برای انجام کارهای اداری میخوایم، شما چند سالتونه؟ ۲۲ سال. مجرد هستین؟ بله، ولی مگه فرقی هم میکنه؟ با منومن پاسخ میدهد: نه خب، آخه خانمهای متاهل ممکنه به خاطر بچه یا شوهرشون با ساعت کاری اینجا مشکل پیدا کنن. میپرسم: مگه ساعت کاری چقدره؟ میگوید: معمولا تا پنج، ولی اگه کارا زیاد باشه ممکنه تا هفت و هشت شب هم ادامه پیدا کنه. از حقوق که میپرسم، جواب میدهد: همان پایه حقوق وزارتکار ولی شما تشریف بیاورید با هم کنار میایم! میپرسم: ساعت کار شما که بر اساس قوانین وزارت کار نیست، چطور دستمزد بر اساس وزارتکاره؟ با خنده میگوید: حالا شما بیا اینجا سر پولش چونه میزنیم، اینجوری که صحبت میکنید فکر کنم، شما به درد بازاریابی میخورین. از سابقه کار هم زود میگذرد، انگار چندان اهمیتی ندارد...
مورد بعدی که تماس میگیرم آگهی با همین مضمون دارد و پیش شمارهاش هشت است. خانمی با جدیت جواب میدهد و بر سابقهکاری بالای دو سال تاکید میکند و باز همان پایه حقوق وزارتکار، البته ساعت کار هم از هشت صبح تا چهار بعدازظهر است. خوشبختانه این مورد به ظاهر و روابط عمومی یا تاهل و تجرد کاری ندارد و فقط میگوید که از بیمه کردن خبری نیست.
«من فقط میخواستم برم سر کار تا برای هزینه تحصیل به خونوادهام کمک کنم.» این را مینا میگوید که یکسال پیش از طریق یکی از آگهیهای روزنامهها که خواهان نیروی دانشجوی خانم بودند برای کار وارد شرکتی میشود و در نهایت توسط یکی از کارکنان رده بالای شرکت مورد هتک حرمت قرار میگیرد. مینا هنوز دانشجو است و از آن اتفاق به بعد دیگر نتوانسته جایی کار کند، یعنی نخواسته که کار کند. او میگوید: «هر آگهی استخدامی رو که میبینم یاد اون روز میافتم و همه تنم میلرزه. بعضی شرکتها از طریق آگهیها دنبال دخترایی هستن که یا درسشون رو تازه تموم کردن یا دانشجو هستن، خلاصه به پول نیاز دارن و این میشه علتی برای اینکه بشه از اونها سوءاستفاده کرد. خیلی از دخترایی که مشغول کار هستن به خاطر احتیاج مالی و از ترس آبروشون شرایط سخت کاری رو تحمل میکنن.
زندگی همه جوونا که روی پول پدر و مادرشون نمیچرخه. من دختری رو میشناسم که به خاطر تامین هزینه دانشگاه و خرج مادر و برادر کوچیکش تو یه محیط کاری نامناسب با حقوق کم کار میکنه و به خاطر دانشجو بودن و نداشتن سابقه کاری مجبوره این وضعیت رو تحمل کنه.»ماجرا به همین جا ختم نمیشود. موارد بسیاری هم وجود دارد که آگهیدهندگان صرفا به قصد سودجویی مالی اقدام به چاپ آگهی جهت جذب نیرو میکنند. به این ترتیب که با انتشار یک آگهی ۱۰ تا ۲۰ هزار تومانی تعدادی نیروی جوان و بدون تجربه کاری را جذب میکنند. یک آموزش کوتاه کاری میدهند و با وعده اینکه بعد از گذراندن دوره دو، سه ماهه کارآموزی که بدون حقوق است، استخدام میشوند از جویندگان کار استفاده میکنند و بعد از گذشتن این دوره به اصطلاح کارآموزی که همان کار کردن برای آنها است، آنها را کنار میگذارند و دوباره قصه آگهی استخدام و کارآموزی برای افراد دیگری که از طریق این آگهیها به دنبال کار هستند تکرار میشود.
این چرخه ادامه پیدا میکند و شرکتهای اینچنینی بدون پرداخت دستمزد به کارمندانشان که البته آنها را کارآموز قلمداد میکنند، به فعالیت غیرانسانی و خلاف قانون خود میپردازند. نکته جالب توجه اینجاست که یکی از علل جذب افراد به این نوع آگهیها و مشاغل مرتبط با آن، این است که اینجا دیگر ملاک جذب نیرو، سابقهکاری و سن و سال نیست بلکه هر چه بیتجربهتر و کمسابقهتر باشید، طعمه دندانگیرتری برای این صیادان هستید. لیلا، قربانی یکی از همین افرادی است که اینگونه گمراه شده، او در توضیح این مساله میگوید: «من با مدرک فوقدیپلم و بدون هیچ سابقه کاری و البته بدون داشتن معرف موقعیتی برای کار نداشتم. بعد از گشتن در بین آگهیهای استخدام به آگهی استخدام شرکتی برخوردم و بعد از تماس به من گفته شد که بعد از گذروندن دوره کارآموزی میتونم به استخدام شرکت دربیام. ماجرا تا جایی پیش رفت که توی دوره کارآموزی به من لباس فرم مخصوص هم دادن، ولی بعد از گذشتن سه ماه از کار، من و بقیه کسایی رو که دوره کارآموزی رو گذرونده بودن اخراج کردن و طبق تعهدی که ابتدای کار برای گذروندن دوره کارآموزی امضا کرده بودیم، هیچ حقی برای اعتراض یا شکایت نداشتیم.
چند وقت بعد که طبق معمول توی آگهیهای استخدام دنبال کار میگشتم دوباره به همون آگهی و با همون مشخصات برخوردم و تازه فهمیدم کلاهی که سر من رفته، قراره سر خیلیهای دیگه هم بره...»البته قطعا نباید گناه عدهای معدود را به همه تعمیم داد و همه را با یک چوب راند. در این میان چه بسیار کسانی که از طریق همین آگهیهای استخدام در مراکز و موسسات معتبر مشغول به کار شدند و چه بسیار شرکتها و مجموعههای معتبری که از همین راه نیروی مورد نیاز خود را پیدا کردند. در هر حال منتشرکنندگان آگهیها تعهد و تضمینی برای آگهیهایی که چاپ میکنند، ندارند و این امر موجب پدید آمدن نوعی از ناامنی در میان جویندگان کار میشود.
تا وقتی که نظارت صحیح و کارشناسی شده در این حوزه وجود ندارد، مسوولیت عواقب پیش آمده با خود شماست. برای اطمینان به آگهیهای استخدام، معیار و ملاک مشخصی وجود ندارد، ممکن است طعمه سودجویان شد یا به کاری ایده آل دست یافت. شاید همه چیز بر حسب شانس افراد رقم میخورد یا...؟ البته مدتهاست که بحث نظارت بر آگهیها درگرفته و حتی در موارد بسیاری هم برخوردهای قضایی و انتظامی در این مورد صورت گرفته اما به هر حال هنوز این مساله برای بخشی از جوانانی که به دنبال کار میگردند یک سایه تهدید است.