«فرزندخواندگی» عبارت است از اعطای سرپرستی کودکان بدون سرپرست شناخته شده سازمان بهزیستی به خانواده های متقاضی که واجد شرایط قانونی جاری حمایت از کودکان بی سرپرست باشند. کودکانی به عنوان فرزند به خانواده ها سپرده می شوند که والدین یا جد پدری آن ها شناخته شده نباشد. از طرف دیگر این کودکان باید تحت سرپرستی سازمان بهزیستی قرار گرفته باشند. به عبارتی قبل از سپردن کودکان به خانواده باید از طریق مراجع قضایی در اختیار سازمان بهزیستی قرار گیرند و مهم تر این که این کودکان باید به خانواده هایی سپرده شوند که قانون تعیین کرده است.
چنان چه تصمیم بر پذیرش متقاضیان باشد در لیست نوبت قرار می گیرند و با فرا رسیدن نوبت، برای انتخاب فرزند به شیرخوارگاه معرفی می شوند و در صورت انتخاب فرزند، والدین متقاضی توسط بهزیستی استان به دادگاه صالحه برای صدور قرار دوره آزمایشی معرفی می شوند، پس از صدور حکم سرپرستی کودک انتخابی طی صورت جلسه ای به والدین تحویل خواهد شد و مراتب به دادگاه مربوطه اعلام می شود. بدیهی است که حکم سرپرستی کودک در صورت تشخیص سازمان بهزیستی، مبنی بر آسیب پذیری کودک و نداشتن شایستگی والدین قانونی یا مراجعه والدین حقیقی کودک با هماهنگی دادگاه قابل فسخ است.
بدون شک خانواده های بدون فرزند با قوانینی از این دست تا حدی آ شنا هستند. آن دسته از زوجینی که به علل مختلف صاحب فرزند نشده اند و می خواهند به اصطلاح چراغ خانه شان را روشن کنند به بهزیستی مراجعه می کنند و برای داشتن فرزند، تقاضای خود را ارائه می کنند. قدر مسلم قوانین فرزند خواندگی در کشور ما بسیار دشوار و پیچیده است و به اذعان کسانی که در این باره اقدام کرده اند، فرد باید از ۷ خوان رستم رد شود. البته کسی منکر اهمیت موضوع نیست زیرا موضوع در واقع به آینده یک انسان مربوط است و طبیعی است که سخت گیری های خاص خود را داشته باشد.
به هر حال در تمامی جوامع، کودکانی هستند که بی سرپرست یا بدسرپرست هستند اما نکته نگران کننده در جامعه ما افزایش تعداد کودکان بدسرپرست است. کودکانی که به علت زندانی بودن، مفقودالاثر بودن، نداشتن صلاحیت، اعتیاد والدین و ده ها دلیل دیگر طبق حکم دادگاه روانه بهزیستی می شوند و سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی کودکان بی سرپرست کشور سرپرستی آن ها را به عهده می گیرد.
حمیدرضا الوند، مدیر کل دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی با اشاره به آمار رو به رشد کودکان بی سرپرست و بدسرپرست به خراسان می گوید: در سال ۸۳ تعداد ۶ هزار کودک بی سرپرست در مجموع در کشور وجود داشت که بیش از ۴ هزار آن ها در مراکز شبانه روزی نگه داری و ۲ هزار و ۳۰۰ نفر آن ها به خانواده های واجد شرایط سپرده شدند. اما امروز این رقم به حدود ۲۱ هزار نفر رسیده که بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۰ نفر آنان به خانواده های جایگزین سپرده شده اند و بیش از ۹ هزار و ۵۰۰ نفر در خانه های کودک و نوجوان بهزیستی نگه داری می شوند و باید تصریح کرد باوجود تمامی موانع قانونی و تنگناهای فرهنگی و تلاش های سازمان برای رفع موانع، شیب ورود این کودکان به خانواده، نسبت به سال های گذشته بیشتر شده است.
مستحکم شدن قوانین و اجرایی شدن قوانین مصوب، فرهنگ سازی درباره پذیرش فرزند و ورود بزرگان و علما و صاحب نظران دینی به این مباحث، تشویق مردم به سرپرستی موقت این کودکان و تبیین وظایف مسلمانان در قبال جامعه اسلامی خود به طور قطع وضعیت این کودکان را بهبود خواهد بخشید. دقت کنید که موضوع بحث اصلی ما کودکان بی گناهی می باشند که در عین داشتن خانواده، از داشتن سرپناه خانوادگی محروم هستند. در واقع از مهم ترین علل پذیرش کودکان خانواده های بدسرپرست، فوت سرپرست، زندانی بودن یک یا هر ۲ والد، مفقودالاثر بودن یک یا ۲ والد، حضور نداشتن آن ها، نداشتن صلاحیت طبق رای دادگاه، بیماری های صعب العلاج و اعتیاد یک یا هر ۲ والد است. واضح است که تمامی دلایل به ضعف ساختاری خانواده در نگه داری از کودک برمی گردد و کودکان بی گناه این خانواده ها از محیط امن خانواده محروم می شوند.
اگر جامعه ما نتواند سرپناه مطمئن و امن یک خانواده را برای تک تک آن ها فراهم کند، محیطی که در هیچ سازمان، تشکیلات، نهاد و اداره ای با بهترین امکانات وجود ندارد و او را از کارکردهای اساسی و مهم خانواده محروم کند، در واقع به خود آسیب زده است.این وضعیت باوجود افزایش تعداد کودکانی که والدین آن ها در قید حیات هستند اما طبق رای دادگاه، صلاحیت نگه داری بچه هایشان را برای مدت مشخصی از دست داده اند، وخیم تر می شود. زیرا این کودکان در واقع قربانی بی تدبیری خانواده خود شده اند.الوند با اشاره به ویژگی رفتاری ایرانیان در زندگی فردی و اجتماعی توضیح می دهد: ایرانیان علاقه خاصی به مالکیت شخصی دارند و در تمام ابعاد زندگی این مالکیت را اعمال می کنند.به همین دلیل است که بیشتر مردم ترجیح می دهند فرزند خوانده داشته باشند تا به عبارتی کودک متعلق به خودشان باشد در صورتی که با سرپرست موقت بودن کودک نیز می توان به این دسته از کودکان کمک زیادی کرد. شاید این مسئله کمی به ناآگاهی درباره مبانی دینی سرپرستی کودکان یتیم و اجری که خداوند برای سرپرستی کودکان قایل شده، برمی گردد.خوب است بدانید در تمامی منابع اسلامی از قرآن گرفته تا سنت و سیره نبوی، اجماع فقها و عقل، از سرپرستی به نیکی یاد شده است.
حتی حضرت رسول(ص) فردی به نام زیدبن حارث را در منزل خود بزرگ کردند و سرپرستی موقت او را به عهده داشتند. در واقع برای افزایش گرایش به سرپرست موقت باید فرهنگ سازی و اطلاع رسانی کرد تا مردم از مزایای آن استفاده کنند. کسانی که به مسائل شرعی این موضوع از جمله مسئله محرمیت اشکال می گیرند، بهتر است دقت کنند که به طور قطع حضرت رسول(ص) با پای بندی به این مسائل اقدام به پرورش زیدبن حارث در منزل خود کردند و یا حضرت علی ابن ابی طالب(ع) را با حفظ نام پدری پرورش دادند. لازم است در این باره اطلاع رسانی صورت بگیرد تا مردم بدانند در دین اسلام فرزند خوانده وجود ندارد بلکه سرپرست موقت وجود دارد و اگر بخواهیم به دین مان تکیه کنیم لازم است این اصل را فروگذار نکنیم. در واقع مسائلی که مشکلات کودکان بدسرپرست را بغرنج می کند نه مشکلات قانونی و نه دینی بلکه مشکلات فرهنگی است.
به عبارت دیگر در دین اسلام آمده است که سرپرست موقت یکی از کارهای حسنه بسیار بزرگ است که معطل مانده است و کسی به آن رغبت ندارد زیرا کودک با حفظ هویت خانوادگی خود به خانواده دیگری سپرده می شود.
به گفته وی سرپرستی موقت فرآیندی است که در طی آن کودک واجد شرایط با حفظ هویت خانوادگی به افراد واجد شرایط طبق قوانین برای مدت زمان مشخص سپرده می شود. به طور مثال کودکی که والدین او حکم حبس ابد دارند، نباید تا آخر عمر از داشتن خانواده محروم باشد بلکه می تواند با حفظ هویت خود وارد خانواده گرم دیگری شود تا در یک محیط امن رشد کند و جامعه یک فرد سالم به جای یک فرد بزهکار تحویل بگیرد. ضمن این که خانواده و فردی که سرپرستی موقت کودکی را به عهده گرفته یکی از وظایف انسانی و اسلامی خود را انجام داده است.
در واقع در بحث سرپرست موقت موانع شرعی و قانونی کمی وجود دارد و آن چه هست موانع فرهنگی است که باید با اطلاع رسانی آن را برطرف کرد.
الوند درباره طرح لایحه فرزندخواندگی که در مجلس به تصویب رسید اما با اشکال شورای نگهبان رو به رو شد توضیح می دهد باتوجه به این که قانون مربوط به کودکان بی سرپرست متعلق به ۳۲ سال قبل بود و از طرفی شیب گرایش این کودکان از کودکان بی سرپرست به بدسرپرست تغییر پیدا کرد و پیش بینی می شد تعداد این کودکان در سال های آینده افزایش پیدا کند، نیازمند مستحکم کردن قوانین مربوطه بودیم تا بتوانیم امکانی نظیر «امین موقت» را اجرایی کنیم.قانون حمایت از کودکان بی سرپرست بیشتر به بحث فرزندخواندگی پرداخته بود و مشکل اساسی ما برای ورود کودکان بدسرپرست به خانواده های سالم هم چنان پابرجا بود و باوجود تاکیدهای فراوان دین اسلام درباره تحکیم بنیاد خانواده و اهمیت رشد و پرورش کودک در محیط خانواده، عملا این دسته از کودکان طرد می شدند.
تدوین لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست با بیش از ۶۰ ساعت کار کارشناسی تنظیم شد و با حمایت کمیسیون اجتماعی در ۲۸ مهر ماه سال جاری در مجلس تصویب و مفاد آن مورد تایید نمایندگان مجلس قرار گرفت و تقدیم شورای نگهبان شد. اما ایراد کلی شورای نگهبان بر این لایحه این بود که باتوجه به این که حضانت کودکان بی سرپرست در جامعه اسلامی از وظایف ولی فقیه است و باید اذن ولی فقیه قبل از تنظیم لایحه گرفته می شد، مستندات قانونی برای یافتن راهکار در این مورد ارائه شد.