امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

کوروش، سقراط و قانون جامعه باز


1401/08/01
کد خبر : 38460
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 80 نفر
آزادی اصطلاحی خام و خالص است و در بسیاری از مواقع مورد سوء استفاده واقع شده است. آزادی در صورت خالص آن همان طور که دلپذیر است فریبنده نیز هست. آزادی در صورت خام و خالص آن همیشه مورد تحریف واقع می شود. پس برای اینکه آ زادی از تحریف مصون بماند باید در شروع کار اصول آن را تعریف کرد تا مصونیت آن تضمین شود. اصول آزادی وقتی تعریف شد آنگاه محدودیت های قانونی فرد، گروه و دولت ها نیز مشخص می شود. پس از مشخص شدن حدود و اختیارات هر کس و هر نهاد دموکراسی شکل می گیرد. آزادی صورتی بسیار کلی دارد و اگر جزییات و اصول آن تعریف و مشخص نشود در آخر توسط همان کسانی که بیرق آزادی را برافراشته اند مورد تعریف قرار خواهد گرفت. آزادی به تنه یک درخت می ماند، از این تنه درخت می توان چماق ساخت و می توان عصا هم ساخت، بستگی به ابزار و فرصتی دارد که یک تراشکار در اختیار دارد یا به دست خواهد آورد. بسیار دیده شده است که استادان تراشکاری از این تنه چماق ساخته اند. اما اگر همان گام نخست که تنه درخت به مردم معرفی می شود به آنها گفته شود قصد ما این است تا از این تنه عصایی برای راه رفتن شما بسازیم و عصا دارای چنین ویژگی هایی است و توسط چنین ابزاری نیز ساخته می شود، وضعیت بسیار متفاوت خواهد بود و در آن صورت دیگر بیرق داران آزادی نخواهند توانست از پیکر درخت چماق بسازند و آن را به مردم به نام عصا معرفی کنند. هر چند چماق و عصا از یک کوره آیند برون اما شکل و کاربرد آنها کاملاً با همدیگر متفاوت است. با چماق بر فرق مردم می کوبند اما عصا ابزاری است که مردم می توانند به کمک آن راه بروند. همان طور که اشاره شد وقتی یک فیلسوف و تئوریسین در همان گام نخست اقدام به تعریف آزادی کرد آزادی از شکل خام و خالص آن بیرون خواهد آمد و هر چه در این تعریف فیلسوف و نظریه پرداز پیش تر رود آزادی پخته تر خواهد شد. آزادی پخته یعنی دموکراسی. آزادی از دست و شر افراد دیکتاتورصفت و زیاده طلب در امان نخواهد بود مگر اینکه در روز نخست و در گام نخست مشخص شود منظور فیلسوف و طراح از آزادی چیست. وقتی منظور فیلسوف و طراح از آزادی توسط بحث و فحص مشخص و مکتوب شد آنگاه از مقوله آزادی گذار کرده ایم و دارای نحله و مقوله یی دیگر به نام دموکراسی شده ایم. پس از پیاده ساختن اصول و جزییات دموکراسی جامعه باز به وجود خواهد آمد. گزینه های بسیاری برای استدلال در این راستا وجود دارد اما دو گزینه جهانی وجود دارد که می تواند بهتر به بحث ما یاری رساند. «کوروش هخامنشی» و «سقراط آتنی» دو شخصیت جهانی هستند که می توان از روش و عمل کردن آنها برای روشنی هر چه بیشتر این مطلب یاری جست. «کارل ریموند پوپر»۱ فیلسوف معاصر بر این باور است که افلاطون هر چند بزرگ ترین شاگرد سقراط است بزرگ ترین خائن به سقراط نیز هست. ایشان در کتاب مشهور خود تحت عنوان «جامعه باز و دشمنان آن» سقراط را یکی از بزرگ ترین خادمان و بنیانگذاران دموکراسی معرفی می کند و افلاطون را به عنوان یکی از بدترین و خطرناک ترین دشمنان جامعه بازمی خواند. این کتاب بسیار باارزش با مدرک و استدلال یک به یک کسانی را که دشمن جامعه باز می خوانند مورد معرفی قرار می دهد، همچنین در مورد افلاطون جان کلام را ادا می کند. اما در مورد سقراط وی دچار تعصب و خوش باوری بسیار زیادی است. همان طور که بیش و کم علاقه مندان فلسفه و فلسفه سیاسی اطلاع دارند سقراط از خود اثری مکتوب به جای نگذاشت. بر این باور هستم که سقراط اگر از دشمنان آزادی نباشد از مخالفان سرسخت جامعه باز است. چند دلیل برای ارائه این نظر وجود دارد. اول اینکه فلسفه افلاطون را فلسفه سقراط افلاطونی نیز می خوانند و بسیاری از فلاسفه بر این باور هستند که عقایدی که در فلسفه افلاطون به خصوص در کتاب «جمهور» ایشان ارائه می شود نظریات سقراط هستند که افلاطون به آنها پرداخته و در چارچوب یک مکتب آنها را ارائه داده است. دوم اینکه دیگر شاگردان سقراط مانند «آنتیس تن»۲ نیز چندان روی خوش به جامعه باز نشان نداده اند. سوم اینکه شاگردان نسل دوم سقراط یا به عبارتی شاگردان شاگردان سقراط که ارسطو از جمله آنها و شاگرد افلاطون است از مخالفان دموکراسی و جامعه باز به شمار می آیند. بدون شک سقراط یک فیلسوف بزرگ است و یک مبدأ در تاریخ فلسفه به شمار می آید و نگرشی جدید و عمیق را به دنیای فلسفه وارد ساخت. اما او یک انسان بود و مانند هر انسان دیگری دارای علایق و عیب های مختص به خود بود. آنچنان که از آثار شاگردان نسل اول و دوم سقراط مستفاد می شود ایشان جانبدار جامعه اشرافی، جانبدار زمامداری یک نفره که بیشتر نیز طلاب «حکومت فلاسفه» هستند و جانبدار نوعی سوسیالیسم، اما طبقات اجتماعی از میان برداشته نمی شوند و فقط تلاش خواهد شد ثروت اندوزی افسارگسیخته مهار شود. شاگردان سقراط دموکراسی را از بدترین نوع مکاتب و نظام های سیاسی خوانده اند. سند معتبری در دست نیست تا سقراط را از مدافعان جامعه باز معرفی کنیم و اتهام مخالفت با دموکراسی را از او بزداییم. حال اگر فرض را بر این اساس قرار دهیم که سقراط مدافع و خواستار جامعه باز بوده است این سوال مطرح می شود که چرا سقراط دفاعیات خود از دموکراسی و جامعه باز را مکتوب نکرد؟ اگر سقراط مدافع جامعه باز بود باید عقاید خود را مکتوب می کرد تا برداشت های بسیار متفاوت و سوء از اندیشه او صورت نمی پذیرفت. مکتوب نساختن یعنی سند نساختن و در صورت پذیرفتن سقراط به عنوان یکی از خواستاران و جانبداران دموکراسی، نبود سند برای اندیشه سقراط راه های سوءاستفاده از نام و اندیشه سقراط برای برداشت های متفاوت را باز می گذارد. همین طور که پیش از این نیز اشاره شد سقراط در فلسفه و فلسفه سیاسی و مهندسی اجتماعی یک فیلسوف زبردست است اما بدون شک مدافع دموکراسی و جامعه باز نیست. مسلماً علاقه مندان و فلاسفه جانبدار سقراط اینچنین استدلال خواهند کرد که نظام و جامعه یی که سقراط خواستار آن بوده هرچند دارای عنوان دموکراسی نبوده و شاگردانش جامعه مطلوب سقراط را به عناوینی چون «مانرشی»۴، «آریستوکراسی»۵ و «پولیتی»۶ معرفی کرده اند اما ماهیتاً جامعه یی باز بوده و با دموکراسی های امروزی تفاوتی ندارد و دموکراسی یونان باستان که سقراط خود نیز در آن زندگی می کرد فقط در عنوان با دموکراسی امروز شباهت داشته و ماهیتاً با دموکراسی امروز متفاوت و حتی متضاد بوده است. این گونه استدلال و دفاع از سقراط از جانب علاقه مندان به ایشان و افراد فلسفی بسیار است. اگر بگوییم اکثریت قریب به اتفاق اهالی فلسفه دارای چنین دیدگاهی هستند حرفی به اغراق نگفته ایم. البته این افراد وقتی این گونه از سقراط دفاع می کنند خواسته یا ناخواسته آب تطهیر را بر پیکر فلسفه های افلاطون و ارسطو نیز خواهند ریخت و غسل تعمید «دسپوتیسم» را به جای خواهند آورد چون افلاطون و ارسطو اخلاف سقراط به شمار می آیند و هر دو دموکراسی را از بدترین نوع نظام های سیاسی برشمرده اند. اما آیا به واقع دموکراسی یونان باستان ماهیتاً با دموکراسی امروزی متفاوت بوده و فقط در نام با دموکراسی امروزی شباهت دارد؟ آیا به واقع نظام هایی که این سه فیلسوف جانبدار و طالب آن بودند ماهیتاً با دموکراسی امروزی متفاوت نبودند؟ به روشنی جواب این دو سوال «نه» است. مسلماً دموکراسی یونان باستان دارای عیوبی بود همین طور که دموکراسی امروزی نیز بدون عیب نیست. از عیب های برجسته دموکراسی باستانی یونان عدم حضور زنان و بردگان در تصمیم گیری های حکومتی و سیاسی بود. اما سقراط، افلاطون و ارسطو با این عیب های دموکراسی مشکلی نداشتند بلکه خود خواستار و ترویج دهنده این عیوب در نظام های مطلوب خود بودند و آن را عیب نمی دانستند بلکه حسنی برای جامعه و دولت شهرهای یونانی تلقی می کردند. این سه فیلسوف با جامعه باز و حضور افراد از تمامی طبقات به خصوص طبقات پایین اجتماع در تصمیمات سیاسی کلان مخالف بودند. اما کوروش هخامنشی پادشاه ایران و طراح نوعی از جامعه باز برخلاف سقراط و پیش از سقراط آزادی را تعریف و با پرداختن به جزییات آزادی را مکتوب کرد، هر چند آن را دموکراسی ننامید.۷ کوروش بزرگ آن پرنسیبی را که باور داشت و به آن ایمان داشت به روشنی مکتوب کرد و به این طریق راه را بر برداشت های گوناگون بست. پادشاهان و اخلاف کوروش چندان به اندیشه و روش ایشان پایبند نبودند اما به دلیل مکتوب بودن اندیشه و مشی کوروش نمی توانستند روش متفاوت و حتی منحرف خود را پیروی از کوروش بخوانند. بخش هایی از اندیشه مکتوب کوروش به این شرح است؛ «اینک که به یاری مزدا تاج پادشاهی ایران، بابل و کشورهای چهار گوشه جهان را بر سر گذاشته ام، اعلام می کنم دین ها و آیین هایی که من پادشاه آنها هستم گرامی خواهند بود و من نخواهم گذاشت که فرمانروایان و زیردستان من دین و آیین ملت هایی را که من پادشاه آنها هستم کوچک نمایی کنند یا به آنها توهین کنند. من از امروز که تاج بر سر نهاده ام، تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را بر من روا دارد، هرگز پادشاهی خود را بر کسی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به پادشاهی خود بپذیرد یا نپذیرد و هر گاه مرا پادشاه خود نخواهد، من برای پادشاهی بر آن ملت جنگ نخواهم کرد... من تا روزی که پادشاه هستم، نخواهم گذاشت که کسی، کسی دیگر را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد. من امروز اعلام می کنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که گرایش دارد بپرستد و در جایی که خواستار است سکونت کند، به شرط اینکه در آنجا حق کسی را غصب نکند و هر شغلی را که میل دارد پیشه کند و دارایی خود را هر جور که خواستار است به مصرف برساند، به شرط اینکه آسیبی به حقوق دیگران نزند. من اعلام می کنم که هر کسی پاسخگوی کردار خود است، هیچ کس را نباید برای گناهی که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد. مجازات برادر گناهکار و وارونه آن قدغن است و اگر یک فرد از خانواده و طایفه یی گناهی کرد، فقط گناهکار باید مجازات شود نه دیگران... من تا روزی که به یاری مزدا پادشاهی کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به غلامی و کنیزی بفروشند و فرمانداران زیردست من باید که در حوزه فرمانروایی و ماموریت خود از فروش و خرید مردان و زنان به غلامی و کنیزی جلوگیری کنند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد...» کوروش هخامنشی اندیشه خود را در مورد آزادی به صراحت بیان داشته و با تعریف جزییات و اصول یک جامعه و نظام باز از دوپهلوگویی خود را برحذر داشته است اما در مقابل و برخلاف واقعیت اگر سقراط را تئوریسین و فیلسوف جامعه باز بدانیم چون ایشان اثری مکتوب از خود بر جای نگذاشت و در آن جزییات و اصول آزادی به شرح و فحص درنیامده است راه برای برداشت و پرداخت های گوناگون و سوء باز است. آنچه مسلم است این است که اخلاف و جانشینان کوروش و سقراط چندان به آنها مومن و وفادار نبودند یا نماندند چون در ایران دموکراسی و جامعه باز شکل نگرفت و در یونان نیز جامعه بسته به وجود نیامد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/38460
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید