این مردان، مردان روزهای بحران و حادثه هستند. تصورش را بکنید که هر بار پیامکی به گوشی تان ارسال می شود، با گفتن یا زهرا(س) شروع به خواندن کنید!
۲۲فروردین ۸۹، فاریاب ساعت ۱۸ و ۹دقیقه و ۱۴ثانیه، سه و هشت دهم ریشتر. ۲۳ فروردین ۸۹، کاشمر ساعت ۱۶و ۲۶ دقیقه و ۳۲ثانیه، چهار و سه دهم ریشتر.
به فاصله ۵دقیقه از وقوع زلزله های بیش از ۳ریشتر در هر نقطه از کشور خبر وقوع آن از طریق سازمان ژئوفیزیک به گوشی های رئیس سازمان امداد و نجات کشور و همه معاونینش ارسال می شود.
برخلاف یک ذهنیت خاکستری نسبت به کمیت و کیفیت امداد و نجات در بین مردم همچنان به قوت خود باقی است، اما این مردان سربازان تلاشگر و صبوری هستند که از چالش هایی چون انتظارات، توقعات و کمی امکانات هر روز عبور می کنند تا جان هموطنی را در میان امواج سیل، زبانه های آتش، در جنگل، دریا و صحرا و نیز از زیرآوار نجات دهند. آیا این ها مردان شجاع و بی ادعا و جهادگرانی عاشق نیستند؟
برخلاف نظر عمومی که می پندارند عملکرد سازمان امداد و نجات تنها معطوف به امدادرسانی در حوادث بزرگ طبیعی است، این سازمان در سال گذشته توانست با اجرای طرح های نوروزی، تابستانی و نیز اسکان اضطراری ۱۸۰هزار نفر سیل زده، کارنامه پرباری را برجا بگذارد. تقدیم دو شهید امدادگر به مردم ایران اسلامی در طرح نوروزی سال۸۸ گواه این ادعا است که مردان امداد و نجات تا سرحد جان در سنگر امدادرسانی استقامت می ورزند. این دو امدادگر بعد از اتمام موفقیت آمیز امداد جاده ای براساس بی احتیاطی یک راننده کامیون به شهادت رسیدند. به قول بهداد رئیس روابط عمومی سازمان لحظه ای نیست که فکرمان درگیر مسئله امدادرسانی و پشتیبانی امکانات رفاهی نباشد. وی با خنده می گوید: «همین دیروز بعدازظهر پیامکی از زلزله فاریاب کرمان به گوشی ام ارسال شد. بنده در حال استراحت بودم که ناگهان همسرم از آشپزخانه درجه زلزله را بدلیل جابجا شدن اعداد در پیامک ۳/۸ ریشتر خواند. خدا می داند با آنچنان حالتی از خواب پریدم که گویی چنین حادثه تلخی برای خانواده خودم اتفاق افتاده است. بعداً که متوجه درجه خفیف زلزله ۸/۳ ریشتر شدم، آب سردی برآتش وجودم ریخته شد. زندگی ما امدادگران حقیقتا برای خودمان نیست، با این حال لبخند رضایت مردم لذت بخش ترین هدیه ای است که از طرف خداوند دریافت می کنیم.»
● امکانات محدود، مأموریت های بی شمار
با توجه به تقسیمات سازمان امداد و نجات ۳۰استان کشور به نه قطب تقسیم بندی شده است، این قطب ها عبارتند از: تهران، اصفهان، مازندران، فارس، تبریز، خوزستان، کرمان، کرمانشاه و خراسان رضوی.
در این نه استان با همکاری استانداری ها زمین هایی برای ساخت پایگاه هوایی امداد و نجات خریداری و بسیاری از آنها راه اندازی شده اند و برخی نیز تا پایان امسال راه اندازی خواهند شد، به جز استان اصفهان که از پایگاه هوایی همدان بهره می برد. در هر پایگاه یک فروند بالگرد مجهز آشیانه دارد. بنابراین در شرایط فعلی ۱۳ بالگرد امداد و نجات در کل کشور فعال هستند. تعدادی از این بالگردها در فرودگاه استان ها مستقرند که به محض ساخته شدن پایگاه ویژه امداد و نجات، به آشیانه اصلی انتقال داده می شوند، تهران دارای دوبالگرد ویژه امداد و نجات است.
کاپیتان حسن سهیلی قهرودی مسئول یگان هوایی سازمان امداد و نجات کشور توضیح می دهد: «ما به گونه ای برنامه ریزی کرده ایم که انتظار داریم درپی این نه استان، شش استان دیگر از جمله یزد، گلستان، بوشهر و غیره نیز به بالگردهای امداد و نجات مجهز شوند. این روند تا جایی ادامه پیدا می کند که هر استان حداقل یک بالگرد امداد و نجات داشته باشد.»
علی رغم این که مأموریت اصلی امداد هوایی برای حوادث بزرگ غیرمترقبه تعریف شده است، اما بالگردهای امداد و نجات در شرایط فعلی برای عملیات در حوادث محلی، کوهستان و گاها حوادث جاده ای نیز با همکاری بالگردهای اورژانس کشور فعالیت دارند. کاپیتان سهیلی با اشاره به این که سرفصل عملیات ها اجرای طرح نوروزی در سراسر کشور بود، می گوید: «در طرح نوروزی ۸۹ بیست و پنج استان را پوشش هوایی دادیم. جمعا ۲۶۲ ساعت و ۲۰دقیقه پرواز صورت گرفت. ۳۱۴ سورتی پرواز- هر بار نشستن و برخاستن بالگرد یک سورتی پرواز به حساب می آید- ۱۲۸۱ امدادگر انتقال و ۸۵۰ کیلوبار جابه جا شد. تنها در بحث امداد هوایی توانستیم ۴نفر تصادفی شدید در تبریز و ۶نفر در همدان را به زندگی بازگردانیم.»
اما سؤال اصلی اینجاست که بالگردهای امداد و نجات تحت چه شرایطی پرواز می کنند؟ این کارشناس امداد هوایی توضیح می دهد: «معمولا امداد هوایی زمانی وارد عملیات می شود که از طریق آمبولانس های زمینی بدلیل ترافیک شدید جاده امکان امدادرسانی به موقع وجود نداشته باشد و یا در کوهستان به جهت صعب العبور بودن، نیروهای زمینی نتوانند خود را به موقع به محل حادثه برسانند. خلبان های ما که ۹۵ نفر خلبان
آموزش دیده فنی هستند، در برخی از عملیات ها تا آخرین قطره بنزین باک اضافی پرواز داشته اند. پنج ساعت مداوم پرواز اگرچه فشار بالایی را به خلبان و پرسنل بالگرد اعمال می کند، اما با همین شیوه توانستیم تعداد زیادی از سیل زدگان را در بهار ۸۸ نجات دهیم.»
خیلی از مردم به دلیل عدم آگاهی نه تنها فعالیت های سازمان امداد و نجات را نمی شناسند، بلکه تصورشان این است که در شرایطی مثل حوادث کوهستانی باید خود را حذف شده و بی پناه فرض کنند.
کاپیتان می گوید: «در آخرین مورد حادثه کوهستانی، یک پیرمرد که در کوهستان دماوند با نقص اتومبیل روبرو شده و در دل شب اتومبیل را رها کرده و با حرکت به سمت نقطه ای نامعلوم در کوهستان گم شده بود، توسط بالگرد امداد و نجات ردیابی شد. اما متأسفانه جسد بی جان وی را انتقال دادیم. شاید اگر این هموطن در لحظه گرفتاری خونسردانه و با تأمل در کنار اتومبیل منتظر می ماند، الان زنده بود.»
● یگان هوایی امداد، پرهزینه اما خدمت رسان
به همراه کاپیتان به سمت آشیانه دو بالگرد امداد شهر تهران حرکت می کنیم. در فضای داخلی بالگرد یک مخزن زردرنگ دیده می شود که باک بنزین اضافه است. داخل بالگرد به اندازه دوازده برانکارد افقی که پهلو به پهلو هم قرار بگیرند جا دارد. یگان هوایی سازمان امداد و نجات پرخرج و هزینه بالایی دارد. البته اگر منصفانه بنگریم این امدادگران هوایی با نجات جان ده ها نفر آسیب دیده جبران این هزینه ها را دارند. هر بالگرد به تنهایی ۷میلیارد تومان قیمتش است و سالیانه
یک میلیارد و سیصدمیلیون تومان پول بیمه بالگردهاست. حداقل باید ۵/۲ تا ۴میلیون تومان برای هر پرواز هزینه کرد. چک های بالگردها که معمولاً در زمان های کوتاه و پشت سرهم توسط تکنسین های پرواز صورت می گیرد، همگی هزینه بردار هستند. این درحالی است که کل بودجه امداد هوایی در طول یک سال برای کل کشور تنها ۵میلیارد تومان است. صراحتاً می توان گفت این بالگردها اگرچه ازنظر استانداردها کمی و کاستی ندارند، اما برای افزایش تعداد بالگردها و ساخت پایگاه و آشیانه باید بودجه های بیشتری تعیین شود. در شرایط فعلی که صحبت از زلزله تهران در میان است، داشتن تنها دو بالگرد برای تهرانی ها کفایت نمی کند.»
در فضای داخلی بالگرد گفت و گو با مسئول امداد هوایی سازمان امداد و نجات را ادامه می دهیم. کاپیتان سهیلی از خرید زمینی در کمربندی آزادگان خبر می دهد که با ساخت پایگاه در این زمین امداد هوایی تهران قوی تر خواهد شد.
وی می گوید: «بالگردهای امداد برای امدادرسانی در شرایط مختلف ازقبیل دریا، جاده و کوهستان مجهز هستند. هر بالگرد توانایی حداکثر جابه جایی ۱۲ مجروح را دارد. با هر بالگرد می توان ۲۵ امدادگر و ۴ تن بار را انتقال داد. ما دو نوع بالگرد برای امدادرسانی داریم، یکی بالگرد ۲۰۵ است که نسبت به بالگردهایی که می توانند در داخل شهر امدادرسانی داشته باشند، جثه بزرگتری دارند. در تلاش هستیم برای سال ۸۹ و عملیات های درون شهری به ویژه مختص کلان شهرهایی چون تهران بالگردهای دوموتوره کوچک خریداری کنیم. علاوه براین دولت در سال ۸۸ خرید ۱۵ فروند بالگرد را مصوب کرده بود که تاکنون ۵ فروند خریداری شده و مابقی تا آخر سال جاری خریداری خواهند شد.»
وی کمبود بودجه را یکی از مهمترین چالش های پیش روی گسترش کمیت امداد هوایی عنوان کرده و می گوید: «ما در مواردی مثل عملیات طوفان گنو در سیستان و نقاط محرومی چون جلفان بعضاً خلبان های امدادگری داشته ایم که حتی از جیب خود کمک کرده اند. این خلبان ها تا آخرین قطره باک بنزین اضافه پرواز کرده و زندگی بخشیده اند.»
● رشد ده درصد امکانات امدادرسانی در تهران
دکتر احمد اسفندیاری رئیس سازمان امداد و نجات کشور که خودش زمان جنگ امدادگر بوده، بعدها مسئول امداد و نجات خوزستان شده و اکنون برای کل کشور خدمت می کند، می گوید: «در بحث زلزله تهران دو سؤال پیش رو داریم: یکی این که چه قدر خودمان را آماده کرده ایم؟ و دیگر این که اگر اتفاق افتاد چه باید کرد؟ صراحتاً باید بگویم اگرچه تا نقطه مطلوب فاصله داریم، ولی در چهار سال اخیر وضعیت کمی و کیفی امداد و نجات با سنوات گذشته قابل قیاس نیست. ما در برنامه چهارم انتظار داشتیم که ۲درصد رشد داشته باشیم. اما دیدیم که در آستانه برنامه چهارم کیفیت امدادرسانی در کل کشور به ۴درصد و در شهر تهران به ده درصد افزایش داشت. این رقم پیشرفت را برای برنامه پنجم انتظار داشتیم.»
از اسفندیاری سؤال می کنم: «در سایت های مختلف نقدهای متفاوتی نسبت به وضعیت امداد و نجات در کشور داریم که اکثر آنها به نداشتن یک متولی واقعی برای این امر و نیز عدم هماهنگی و ارتباط بین دستگاه هایی که مشترکاً کار امدادرسانی را انجام می دهند، اشاره کرده بودند. شما این نقدها را تا چه حد قبول دارید؟» وی پاسخ می دهد: «تنها مسئول مستقیم امداد و نجات در کل کشور ما هستیم. اگرچه ۲۴ دستگاه دیگر نیز با ما همکاری دارند و هریک براساس وظایف ذاتی شان، مسئولیتی را برعهده می گیرند. مثلاً در حیطه اسکان اضطراری وزارت نیرو تأمین کننده آب و برق کمپ هاست. بسیج و سپاه امنیت را برقرار می کنند. وزارت بهداشت امور پزشکی را عهده دار می شود.
فرض کنید در یک نقطه از کشور زلزله سنگینی رخ داده است. این طور نیست که ما دست روی دست بگذاریم تا جلسه استاندار و مدیران کنترل بحران و... شکل بگیرد. وظیفه ما این است که اجازه ندهیم یک حادثه به بحران تبدیل شود.
به محص رؤیت پیامک بر روی گوشی هایمان و بالا بودن میزان صدمات نیرو و تجهیزات ارسال می کنیم. وقتی یک حادثه به بحران تبدیل شود باید توسط سازمان مدیریت بحران ساماندهی و کنترل شود. ۱۴ کار گروه نیز عضو این سازمان هستند. شورای عالی مدیریت بحران توسط رئیس جمهور اداره می شود.»
وی ادامه می دهد: «حوادث سطح بندی شده اند: محلی، منطقه ای، ملی و فراملی. درمورد تهران در شرایط فعلی توانایی اسکان اضطراری یک میلیون و پنجاه هزار نفر را داریم. صراحتاً می گویم اگر هرجای دنیا امکاناتی در این سطح دارند، بیایند و مدعی شوند. اخیراً که چین در پی زلزله ای تقاضای سرپناه برای اسکان اضطراری کرده بود، ما توانستیم ۶۳ هزار چادر تحویلشان دهیم. این یک کمک بی سابقه در بین کشورها بود. در اطراف تهران ۶ پایگاه اقماری تعریف کرده ایم. استان اصفهان نیز به عنوان استان جانشین تعریف شده است. ۵ استان دیگر ازجمله مازندران، سمنان، قم، قزوین و مرکزی نیز قطب های تعریف شده برای پوشش آسیب دیدگان هستند که آنها نیز استان های همجوار خود را معین هایشان قرار داده اند. حتی برای مسئولان سازمان نیز جانشین های دیگری در سایر استان ها معین کرده ایم. همه این شرایط را طی مانورهایی در طول سال تمرین می کنیم.»
● برنامه جامع ملی مقابله با حوادث بنویسیم و تمرین کنیم
وقتی از اسفندیاری سؤال می کنم: «آیا این ساختمانی که هم اکنون در آن مستقر هستند نیز در برابر زلزله مقاومت دارد؟» با آسودگی می گوید: «این ساختمان از مقاومت بالایی برخوردار است.» در سال ۸۸، ۲۳۰ مورد زلزله بالای ۵/۳ ریشتر، ۱۳۲ مورد سیل، ۲۸۷ مورد حادثه کوهستان و سایر حوادث غیرمترقبه رخ داده بود. سازمان امداد و نجات ۵۲۱۹۹ خانوار آسیب دیده را پوشش داده که از لحاظ جمعیتی به ۲۱۷۴۶۴ نفر می رسیده اند. نجات یافتگان تعدادشان به ۹۹۳۰۹ نفر رسید. اقلام توزیع شده نیز در بین آسیب دیدگان ۲۲۵۵۹۱کیلوگرم از لحاظ وزنی ارزش داشته است. تنها در یک عملیات هوایی در جنوب فارس نیروهای امدادی توانسته اند جان ۲۰۰نفر را نجات دهند.
اسفندیاری اگرچه از خرید ۳۰۰ دستگاه آمبولانس جدید، ۳۰۰ دستگاه خودرو نجات و اتوبوس آمبولانس های جدید خبر می دهد و تأکید دارد ۴۴۹ انبار به متراژ بیش از ۲۶۰ هزار و هشتصد و سی متر در کل کشور دارند اما به چالش های پیش رو نیز اشاره داشته و می گوید: «باید طرح جامع ملی درخصوص حوادث و سوانح ملی داشته باشیم. کلیه دستگاه ها نقش خودشان را تعریف و تمرین کنند. این تمرین ها باید مداوم باشد. سازمان امداد و نجات اگرچه در زمینه سخت افزاری پیشرفت های چشمگیری داشته، ولی در زمینه نرم افزاری هنوز جای کار بسیاری داریم، تقویت آموزش ها به ویژه اجرای طرح آمادگی خانواده ها برای مقابله با حوادث، بازآموزی و به روز شدن نیروهای امدادی، بردن آموزش به اقصی نقاط کشور، تشکیل امداد و نجات روستایی و... ازجمله کارهایی است که برای سال ۸۹ دردست اجرا داریم.»
چند سال قبل بود. آقایی از بلژیک با پایگاه اورژانس تجریش تماس گرفت و آدرس آپارتمانی را داد که در آن نامزدش اقدام به خودکشی با صد عدد قرص کرده بود. اول باورم نشد، اما چون اسم نگهبان ساختمان را گفت و ما پیگیری کردیم و درست بود، به سرعت با نیروی انتظامی هماهنگ کرده و پس از رسیدن به محل، وارد آپارتمان مورد نظر شدیم.
خانمی کف اتاق افتاده بود و همان آقایی که از بلژیک تماس داشت، هنوز با حالتی نگران از داخل صفحه مانیتور به چهره نامزدش نگاه می کرد و دائما داد می زد: «سریع تر!» من یک تکه پارچه روی دوربین انداختم و کار را شروع کردیم. چند ساعت بعد آن خانم در بیمارستان با بلژیک تماس گرفت و خبر سلامتی اش را داد.
این یکی از هزاران نمونه خاطرات امدادگران اورژانس است که هر روز در سطح شهر مشغول خدمت رسانی هستند. امدادگران اورژانس تحت سخت ترین شرایط، دشوارترین مأموریت ها را با کمترین امکانات انجام می دهند.
درحال حاضر اورژانس تهران تنها هزار پرسنل امدادگر مرد دارد که بعضا هر کدامشان ۴۸ ساعت کار مداوم دارند و ۲۴ ساعت استراحت می کنند. این گونه فقط ده روز در ماه با خانواده هستند که به قول خودشان همین ده روز هم در استراحت می گذرد. فشار کار وقتی بیش از پیش خودش را نشان می دهد که با همین امکاناتی که در کوله بارت داری از دل و جان کار کنی، ولی همه نقص ها و کاستی ها به پای تو نوشته شود. در روزهای اغتشاشات خیابانی مجروح شدن ۶ نفر از پرسنل اورژانس تهران به دلیل ضربه به سر، اصابت سنگ و شکستگی و نیز وارد آمدن خسارات کلی و جزئی به ۱۵ دستگاه آمبولانس گواه این است که نیروهای اورژانس در همه سنگرها برای بازگرداندن آرامش و کنترل بحران ها حاضرند.
● کمیت هزار نفری برای جمعیت ۱۱ میلیونی
متقاضی برای امداد اورژانس بسیار کم است. اولا این افراد باید تحصیلاتشان لااقل مدرک کاردانی فوریت های پزشکی باشد. در ثانی توان بالای روحی و جسمی داشته باشند.
وارد اتاق دکتر محمد علی عبداللهی معاونت کنترل کیفیت و بهبود روش های اورژانس شهر تهران که می شوم، می بینم دست کم ۶ نفر از پرسنل امداد اورژانس تقاضای استعفا داده اند. افراد ترجیح می دهند در هر قسمتی از بیمارستان ها مشغول به کار شوند، اما کار سنگین اورژانس را نپذیرند، لذا متقاضی برای کار در اورژانس کم است.
عبداللهی گله مندانه می گوید: «مردم سریال های خارجی را می بینند و ما را با آنها مقایسه می کنند، درحالی که آن فیلم است و این واقعیت تلاش و کمبود پرسنل و امکانات. ما نهایت تلاش مان را می کنیم که از مجموع هزار مأموریتی که در طول ۲۴ ساعت در شهر تهران عهده دار هستیم، یکایک آنها را به نحو مطلوبی انجام دهیم. روزانه ۱۲ هزار تماس تلفنی با ۱۱۵ برقرار می شود که ۲۵۰۰ مورد آن مفید و
۳۵ درصد مکالمات مزاحمت تلفنی است.
از مجموع ۲۵۰۰ تماس مفید طی یک شبانه روز دست کم ۱۰۰۰ مورد آن منجر به اعزام آمبولانس می شود. ناراحتی ما از این است که خیلی ها متوجه محدودیت مأموریت های ما نیستند. مثلا یک نفر در مراسم عزا فشارش پایین افتاده، به محل که می رسیم می بینیم فقط مشکل افت فشار داشته و تقاضای آمبولانس کرده است! چشم که برمی گردانیم پشت سرمان صفی از عزاداران شکل گرفته که با آسودگی خیال می گویند: «پسرم، فشار ما را هم بگیر! خیر ببینی!
خودتان حدس بزنید چه حالی می شویم. خیر کار ما به این است که جان آسیب دیده واقعی را نجات دهیم. یک آمبولانس و امدادگرانش شاید در همان لحظه می توانستند زندگی را برای دیگری به ارمغان بیاورند.»
شهر در اورژانس تهران به ۵ منطقه تقسیم شده و با توجه به این که بیمار در کدام منطقه است، سریعا به نزدیک ترین بیمارستان دولتی مشخص شده انتقال داده می شود. توجه داشته باشیم که آمبولانس دولتی بیمار را به بیمارستان های خصوصی یا دور از منطقه انتقال نمی دهد. ۵ بیمارستان اصلی عبارتند از: امام خمینی(ره)، شریعتی، حضرت رسول(ص)، امام حسین(ع)، هفت تیر. البته دو بیمارستان دیگر فیروزگر و سینا نیز در برنامه هستند.
اما اغلب شکایات مردمی که در واحد کنترل کیفی به ثبت رسیده اند، حول چه محورهایی است؟ عبدالهی توضیح می دهد: «یکی از بارزترین موارد شکایات بر سر این است که اطرافیان بیمار از آمبولانس دولتی انتظار دارند بیمارشان را به بیمارستان مد نظر خودشان انتقال دهند، درحالی که ما بیمار را تنها به نزدیک ترین بیمارستان دولتی انتقال می دهیم و نمی توانیم وقت اضافه صرف کنیم.
مورد دیگر متوجه زمان رسیدن آمبولانس به محل است. اگرچه میانگین ما ۵ دقیقه تعیین شده، ولی در ساعات پرترافیک و محله های شلوغ بعضا تا ۱۲ دقیقه هم طول می کشد، اما این که بگویند یک ساعت طول کشید، حقیقت ندارد.
در لحظه بحران اطرافیان بیمار هر یک دقیقه برایشان از روی اضطراب یک ساعت به نظر می رسد، بنابراین طبیعی است که زمان رسیدن آمبولانس را این قدر دیر بپندارند. در مواردی هم از تجهیزات آمبولانس ایراداتی انتقال داده شده است. صراحتا می گویم که تجهیزات آمبولانس های اورژانس تهران در استانداردهای جهانی هیچ چیز کم ندارد. فقط دستگاه شوک خودکار (AED) نداشتیم که بعضا در مواردی که تنها تکنسین در تیم بود و پزشک در صحنه حضور نداشت، نمی توانستیم به بیمار شوک بدهیم، اما با خریداری دستگاه شوک خودکار این نقص نیز برطرف شده است.»
● آمار تجهیزات و نیروها باید چهاررقمی شود
در سالن رسیدگی به شکایات مردمی واحد کنترل کیفی اورژانس تهران خانم هایی که همگی کارشناس پرستاری هستند، به تلفن های ۶۶۴۶۹۹۲۸ و ۶۶۴۶۹۸۲۸ پاسخ می دهند. این شکایات با توضیح در فرم های مخصوصی ثبت شده و در کامپیوتر ذخیره می شود. پزشکان سرپرست و هدایت کننده تیم هایی که اعزام می شوند، اغلب در هر پایگاه شهر تهران مستقر هستند و با تلفن یا بی سیم مشاوره می دهند. تمام پرسنل های اعزامی مرد و پرسنل های پشتیبانی و پزشکان مشاور از زن ها نیز استفاده می شود. عملیات های اورژانس مثل تصادفات خیابانی و اعزام به منزل مناسب فعالیت تکنسین زن نیست. تصورش را بکنید که در خانه ای یک بیمار اعصاب و روان نیازمند کمک باشد.
دکتر سیدرضا معتمدی معاونت فنی عملیات اورژانس شهر تهران توضیح می دهد:
«در حال حاضر ۱۲۲ پایگاه اورژانس در شهر تهران، ۱۷۰ آمبولانس و ۱۰۰۰ پرسنل داریم که در سال ۸۹ این رقم به ۱۳۵ پایگاه، ۱۸۵ آمبولانس و ۱۲۰۰نفر پرسنل خواهد رسید.»
اما این ارقام در وضعیت تقریباً مناسب باید به چه حد برسد؟ معتمدی پاسخ می دهد:
«ما دست کم نیازمند ۴۰۰ پایگاه، ۶۰۰ آمبولانس و ۴۰۰۰نفر پرسنل امداد هستیم تا بتوانیم به نحو احسن عملیات های شهر تهران را پوشش دهیم.»
وی از ارتقا سطح دانش پرسنل امداد در قالب کلاس های آموزشی خبر داده و می گوید: «آن دسته از افرادی که دیپلمه هستند و در اورژانس فعالیت دارند برایشان شرایطی فراهم شده که در کلاس هایی آموزش دیده و به سطح کاردانی برسند. این کار بسیار سنگین و علاوه بر توان بالا، نیازمند اطلاعات به روز و دانش کافی است.»
معتمدی درخصوص آمادگی برای شرایط زلزله در شهر تهران می گوید: «درموقع بحران کلیه آمبولانس های استان تهران در سازمان های هلال احمر، ارتش و سپاه و... در اختیار اورژانس تهران قرار خواهد گرفت. یک ساختمان مجهز برای مرکز فرماندهی عملیات در میدان نور تهران در حال ساخت است که از لحاظ مقاومت در برابر زلزله، بسیار پایداری دارد. ۳۷ سوله که در برابر زلزله مقاوم هستند، تعیین شده که وسایل پزشکی در آنها ذخیره سازی می شود.
خرید موتور آمبولانس ها و نیز اتوبوس آمبولانس ها که هر اتوبوس آمبولانس می تواند ظرفیت جابه جایی ۱۰۰۰نفر مجروح را داشته باشند، در اولویت قرار گرفته است. در اورژانس تهران برای شرایط بحرانی این شهر را به چهار منطقه تقسیم می کنیم و با تجهیزات ذخیره شده در انبارهای این مناطق مجروحین را پوشش خواهیم داد. باتوجه به آن چه که هم اکنون داریم توانایی پوشش ده هزار مجروح در توان ماست.»
وی در تکمیل صحبت هایش می گوید: «یکی از دلایل افزایش پایگاه های اورژانس در هر کشوری همکاری شهرداری و تخصیص بودجه عمرانی است. دولت باید از لحاظ خرید زمین و ساخت و ساز به اورژانس کمک کند.»
اورژانس تهران در حال حاضر تنها دارای یک دستگاه بالگرد استیجاری از ناجاست که این رقم برای داخل شهر تهران باید به سه دستگاه برسد. اورژانس کشور در پی خرید بالگرد برای اجرای مأموریت های شهری نیز هست.
● همراهی با امکانات اورژانس
توقعات بعضی ها از اورژانس خیلی بالاست. دکتر عبداللهی می گوید: «وقتی بالای سر مریض می رسیم انتظار دارند نوار قلب بگیریم و یا اگرچه حال مریض بحرانی نباشد، برایش سرم وصل کنیم. هموطنان بدانند که کار ما تنها تصمیم گیری درمورد وضعیت بیمار است. اگر خطر جدی نباشد، باید خودشان بیمار را به درمانگاه و یا بیمارستان ببرند، اگر بحرانی باشد، به نزدیکترین بیمارستان انتقال می دهیم. در لحظه بحرانی بعضاً سرم هم وصل می کنیم، ولی منتظر نمی مانیم سرم تمام شود، بیمار بهتر شده بعد انتقال پیدا کند، با همان عملیات های اولیه انتقالش می دهیم. زمانی که بر طبق قوانین تعیین شده عمل می کنیم و در مواردی برخلاف میل اطرافیان است، از نحوه برخورد پرسنل شکایت می کنند!»
وی ادامه می دهد: «در مواردی اطرافیان بیمار به حرف خودشان پافشار می کنند و اصرار دارند که بیمار به فلان بیمارستان خصوصی و یا غیرخصوصی دور از محل سکونت انتقال داده شود. این درحالی است که بعضاً بیمار سکته ای است و ثانیه ها ارزش فوق العاده ای دارند. تصور کنید بیمار در رختخواب افتاده و اطرافیان درحال جر و بحث هستند. اگر وضع بیمار فوق العاده حاد باشد خودمان تصمیم گیری می کنیم، درموارد دیگر از اطرافیان می خواهیم متن رضایت عدم انتقال توسط اورژانس را امضا کنند. جالب اینجاست که بدون خواندن متن، امضا می کنند و همین که بلایی سر بیمارشان آمد، تقصیرات را به گردن اورژانس انداخته و متعجبانه می گوید: کی امضا کردیم؟!
عزیزان توجه کنند ما حقیقتاً نمی توانیم به میل آنها مقصد انتقال را تعیین کنیم. مثلاً بیمه بیمار خدمات درمانی است، اگر به میل اطرافیان به بیمارستانی انتقال پیدا کند که طرف قرارداد با این بیمه نیست، اصلاً بیمار را نمی پذیرند.
بعضاً هم بپذیرند وقتی هزینه ها به چندمیلیون تومان رسید اگرچه به میل خودشان بوده بازهم تقصیرات را متوجه اورژانس می دانند و می گویند: چرا به این بیمارستان انتقال دادید؟!».
معاونت کنترل کیفی اورژانس شهر تهران به کنترل های تصادفی و تماس های اتفاقی هرروزه به منزل کسانی که قبلاً از خدمات اورژانس استفاده کرده اند اشاره کرده و می گوید: «خوشبختانه میزان شکایات خیلی ناچیز است. مثلاً از مجموع ۱۱۰۰ مأموریت تنها ۷مورد شکایت داشته ایم.اکثر این شکایات هم وقتی رسیدگی می شود، از نمونه هایی است که عنوان شد و حقیقتاً نقصی نیست که متوجه اورژانس باشد. ضمناً ما چک های داخلی هم داریم که تکنسین ها آمبولانس ها را از لحاظ فنی و تجهیزات بررسی می کنند.»
● توصیه هایی به اطرافیان مصدوم
برگه های شکایات را از نظر می گذرانم. در یکی از برگه ها اورژانس را به میدان دعوای خانوادگی کشانده اند و بعد از حضورش شکایت کرده اند!
مردی که از همسرش با ناراحتی اعصاب به ستوه آمده به اورژانس زنگ زده و وقتی اورژانس به محل رسیده زن شکایت کرده که چرا به منزلشان آمده اند!! البته این گروه در دادن اطلاعات به پرستار ۱۱۵ دروغ می گویند و بعضاً علائم سکته را می دهند!
مهمترین توصیه های معتمدی معاونت فنی اورژانس به مردم این گونه است: «هنگام دیدن آمبولانس و یا شنیدن صدای آژیر به منتهی الیه سمت راست بروند و راه آمبولانس را باز کنند. در صحنه تصادف اگر کمک های اولیه بلد نیستند نباید مصدوم را حرکت دهند، مگر خطر ثانویه مثل تصادف مجدد و یا آتش گرفتن اتومبیل مصدوم را تهدیدکند. ازدحام نکنند و کنجکاوی نداشته باشند. در این شلوغی ها سوءاستفاده کنندگان نیز فرصت سرقت پیدا می کنند.»