امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

کیفیت، گمشده جامعه تک‌ساحتی


1401/08/01
کد خبر : 41051
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 86 نفر
کیفیت زندگی عاملی است که یا به فراموشی سپرده شده یا دم زدن از آن در حد حرف و شعار و ادعا تنزل یافته است. کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوزه از مشهورترین و خواندنی‌ترین کتاب‌هایی است که در این باره نگاشته شده و بصراحت همین اندیشه کمیت‌گرایی بشر امروز را مورد انتقاد قرار داده و حتی به این هم بسنده نکرده و در راستای چاره‌اندیشی و ارائه راه‌حل برای آن نیز گام برداشته است. مهم نیست مارکوزه را با چه مکتب و ایسم فکری و سیاسی می‌شناسند، مهم این است که آنچه او می‌گوید فراتر از یک نظریه سیاسی صرف است و نظرگاه او بیش از هر چیز، فلسفی است و از جنس اندیشه و تفکر. این نوشتار، جستاری است بر اندیشه‌های این متفکر انتقادی مغرب‌زمین درخصوص مساله کیفیت و جایگاه آن در جامعه صنعتی امروز. نزد مارکوزه، مقوله کیفیت ارتباط مستقیمی با مساله «آزادی» دارد. مارکوزه کمیت‌گرایی جامعه صنعتی جدید را باعث و بانی سلب آزادی انسان و اسارت ناشی از این خودباختگی را موجب استغراق بیشتر بشر در کمیت‌گرایی می‌داند. به عقیده او سرمایه، ماشین و مهارت، ارزش‌های تازه‌ای در جامعه انسانی امروز پدید آورده‌اند که به موجب آن، مناسبات کالاهای تجملی و سرکوبندگی ابزار و وسایل ماشینی و ذوق کاذب زیباشناسی در خرید و فروش غیرلازم این‌گونه کالاها، نه تنها به لحاظ مادی شیوه زندگی امروز را نادرست جلوه می‌دهد، بلکه به خاطر نبودن آزادی و در مقابل آن، فراوانی فشار و بازدارندگی موجود در جامعه که به شیفتگی افراد انسان نسبت به خرید کالا منجر شده، زندگی امروز صحت و اصالت خود را از دست داده است. به تصریح مارکوزه: «بی‌شک، بهترین و گرامی‌ترین نیازمندی‌های بشر، آزادی است که دسترسی به آن والاترین خشنودی‌هاست.» ماکوزه بر آن است که دگرگونی بنیادین در وضع زندگی امروز بشر وقتی رخ می‌دهد که مناسبات تولیدی تغییر کند زیرا «زیر و رو شدن این مناسبات، شرط لازم رسیدن به آزادی است.» او جامعه آزاد آینده را جامعه‌ای می‌داند که در آن روابط جدیدی در تولید، جایگزین روابط موجود شود و نیروهای تولیدی بر پایه مناسبات جدید گسترش یابند و در نتیجه شرایطی به وجود آید که تولید را بر بنیان نیازمندی‌های راستین و طبیعی نه کاذب و ساختگی قرار دهد. اما این دگرگونی به آسانی محقق نخواهد شد چراکه «جامعه امروز، هر گونه تحول اجتماعی به معنای راستین آن را منع می‌کند. هرگونه دگرگونی کیفی، که به ایجاد نهادهایی کاملاً متفاوت با تشکیلات جامعه صنعتی منتهی شود و شناخت‌های تازه‌ای را در امر تولید و کیفیت زندگی به وجود آورد، مسلماً از سوی جامعه سرکوب می‌گردد.» از جمله سیاست‌های اعمال شده در این خصوص وضعی است که برای تفکر انتقادی به وجود آورده‌اند؛ به طوری که نگرش انتقادی مبتنی بر نفی و طرد و انکار ضعیف شده و استعمال این واژه، شکلی فریبنده و احیاناً سودپرستانه یافته است. مارکوزه بر این باور است که درک این حقیقت مسلم، محتوای نقدی مفاهیم متروک در جامعه امروز را به یاد می‌آورد و نخستین واکنشی است که می‌تواند مفهوم تاریخی انتقاد را دوباره به خاطره‌ها بازگرداند و اندیشه‌های مجرد را به سوی عمل فراخواند. او معتقد است: «تنها از این رهگذر، نقد اقتصادی سیاسی کنونی، رنگ فلسفی به خود خواهد گرفت و از ویژگی ایدئولوژیک، بهره‌مند خواهد شد.» جامعه تک‌ساحتی در اندیشه مارکوزه جامعه‌ای است که تنها یک ساحت فکری دارد و آن تفکر مثبت (تحصلی/ پوزیتیویستی) است که غایت آن کمیت‌پرستی به معنای واقعی کلمه است. در این جامعه به انسان تنها از یک ساحت می‌نگرند: توسعه صنعتی. در جامعه تک‌ساحتی کسی آزادی اندیشه و گفتار و شناخت ندارد. کسی نمی‌تواند منفی و انتقادی بیندیشد و مبنای شناخت خود را به جای قبول بی‌چون و چرا بر طرد و نفی و انکار قرار دهد. کسی نمی‌تواند کیفی بیندیشد و در نتیجه علاوه بر امور مادی زندگی، حتی فکر و اندیشه هم عددی و رقمی و در یک کلمه کمی می‌شود و از موضع استعلاء و انتزاع و تجرد پایین کشیده می‌شود، حال آن‌که ذهن باید از واقعیت موجود فراتر رود تا بی‌واسطه حقایق اشیاء را دریابد: «آزادی فکر، آزادی گفتار و آزادی شناخت و همگی آزادی‌های مربوط به انتخاب مشاغل که در گذشته باعث ظهور نظریات انتقادی در هر جامعه می‌گردید، جای خود را به فرهنگ مادی و حسابگرانه‌ای سپرده و به کلی از ارزش و اعتبار پیشین افتاده‌اند. این فرهنگ مادی، نفوذ و تأثیر قاطعی در همه شوون زندگی افراد جامعه به دست آورده است.» انسان امروز به دلیل خودباختگی در برابر فناوری و نیز به دلیل اسراف و تبذیر و استغراق در نیازهای کاذب و غیرلازم، بیشتر جامعه‌ای حسابگر است تا اندیشمند: «امروزه افراد به خاطر تأمین نیازهای روزمره، که شاید مهم‌تر از اندیشیدن درباره آزادی و بردگی به نظر می‌رسند، با یادآوری این مسائل،‌ خود را ناراحت نمی‌کنند و این طرز فکر،‌ بزرگ‌ترین اشتباه است؛ زیرا تاریخ پیوسته در کار دگرگون ساختن شرایط و مقتضیات بشری است. تنها هدف ارزنده تاریخ، جانشین ساختن نیازهای صحیح به جای نیازهای غلط در یک جامعه است.» ممکن است بگویند آزادی در بهره‌مندی از حق انتخاب است و حق انتخاب هم تنها وقتی حاصل می‌شود که دارا باشیم و محدودیتی برای انتخاب کردن نداشته باشیم. اما اینچنین نیست. به بیان مارکوزه «آزادی انسان تنها به دارا بودن حق انتخاب چیزی محدود نمی‌شود. بهره‌مندی از آزادی واقعی هنگامی است که او توانایی درک چگونگی انتخاب و ارزیابی چیزهایی را که باید انتخاب کند داشته باشد.» این همان اندیشه کیفیت‌مدار است که به هیچ شکلی با حساب و کتاب کمّی پوزیتیویستی، حد مشترک ندارد. مارکوزه راه رهایی از کمیت‌گرایی مسلط بر مناسبات اجتماعی انسان امروز را تحول و دگرگونی می‌داند نه حذف و سانسور. او فناوری و صنعت و تولید را به کلی نفی و رد نمی‌کند، بلکه به مزایای غیرقابل انکار آن تصریح دارد و حتی برای فناوری شایستگی آزادی بخشی به بشر قائل است، ولی وقتی دگرگونی کیفی لازم در این نظام تولیدی و صنعتی تکنولوژیک صورت پذیرد. به عبارت دیگر روش انتقادی مارکوزه می‌خواهد به اصلاح جامعه امروز بینجامد نه حذف و براندازی آن، ولی نباید فراموش کنیم که مقدمه اصلاح، تفکر منفی انتقادی و ارزیابانه است، چراکه به گفته مارکوزه: «تغییرات کمی در یک جامعه هنگامی به دگرگونی‌های کیفی مبدل خواهد شد که هیأت تألیفی (ساختار) نظام موجود در معرض انتقاد و ارزیابی قرار گیرد.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/41051
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید