تیم اعزامی واحد هماهنگی فیلم و رپرتاژ تلویزیون یعنی پرویز نبوی فیلمبردار، محسن صنعتی دستیار، نعمت الله ثقفیان صدا بردار و مهدی صابر گزارشگر توانستند با استفاده از فرمان لغو سانسور در تلویزیون، از جریان درگیری خونین ماموران حکومت نظامی با دانشجویان دانشگاه تهران، فیلم خبری موثری تهیه کند و آن را برای پخش به ساختمان رادیو تلویزیون بیاورد. تلویزیون ملی ایران (شبکه اول) در بخش خبر ساعت ۲۰:۳۰ خود تصاویر تلخی که تیراندازی نیروهای ارتش به سمت دانشجویان دانشگاه تهران را حکایت میکرد نمایش داد
محمدرضا پهلوی حاکمی که به واسطه یک کودتای آمریکایی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صاحب تاج و تخت شد در طول ۲۵ سال سلطنتش اشتباهات فاحشی مرتکب شد. اشتباهاتی که به زعم تحلیلگران کالجهای علوم انسانی آمریکا هر کدام به خودی خود شمارش معکوس سرنگونی شاه را رقم میزدند. کشتن سه دانشجوی دانشگاه تهران در ۱۶ آذر درست در زمانی نیکسون رئیسجمهور آمریکا به تهران آمده بود از بزرگترین گافهای شاه بود. اجرای اشتباه نسخه آمریکایی اصلاحات ارضی به دستور کندی رئیسجمهور آمریکا، برخورد با نهاد روحانیت و مرجعیت و تبعید یکی از مراجع به مدت ۱۵ سال به کشوری دیگر، ادعای رویت امام زمان در جاده امامزاده قاسم(ع) در گفتوگو با روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۴۳، اعتماد به قیمت بالای نفت در اوایل دهه پنجاه و خرید بیحد و حصر جنگ افزار -که متعاقبش کاهش قیمت نفت در نیمه دوم دهه پنجاه و آغاز مشکلات اقتصادی برای مردم را در پی داشت- اعمال سانسور شدید در رسانههای دیداری و شنیداری و نوشتاری (طوری که رسانهها حق کوچکترین انتقادی از حاکمیت را نداشتند)، توهین به مرجعی که به عنوان شخص اول صف مبارزان رژیم است در روزنامه اطلاعات، دست بردن دوباره به اسلحه برای کشتار مردم از دی ۵۶ -سیر چهلم، چهلمها را به وجود آورد- آتش زدن سینما رکس آبادان با همه تماشاگرانش (در حالیکه مردم به تماشای «گوزنها» ساخته مسعود کیمیایی از روشنفکران عرصه سینما رفته بودند) و کشتار وسیع مردم تهران در میدان ژاله -موجب کشته شدن صدها نفر از مردم مخالف حکومت شد- بخشی از گافهای محمدرضا شاه بود.
دولت زیر بار تعداد کشتههای اعلام شده نمیرفت. در ابتدا که فرمانداری نظامی تهران در ساعت ۱۹:۳۰ اعلام کرد که: «برخلاف شایعات و خبر خبرگزاریهای خارجی دیروز در برخورد دانشگاه تهران تاکنون هیچ مورد کشته گزارش نشده است و تنها یک مجروح که از ناحیه سر زخمی شده در بیمارستان سینا بستری است.» خبرگزاری پارس هم جرات نکرد که حرفی از کشتهها بزند و فقط آورد که ۲۰ نفر زخمی شدهاند. خود گارد اعلام کرد که فقط دو نفر را کشته است. جبهه ملی هم در اعلامیهاش تعداد کشتهها را نتوانست بیش از ۷ نفر اعلام کند. باز گلی به جمال آسوشیتدپرس که ۳ نفر به آمار جبهه ملی اضافه کرد. اما تعداد واقعی کشتهها ۶۵ نفر بود. در فاجعهای که شهروندان تهرانی شاهد بودند چگونه پنجمین ارتش جهان از عهده کنترل نوجوانان و جوانان شهر بر نیامد و دست به گلوله برد و یکی از فجایع تاریخ معاصر را رقم زد. جنایتی که حامیان خارجی و داخلی سلسله پهلوی را کمی به سکوت فراخواند تا متهم به ضدبشر بودن نشوند.
کشتار دانش آموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران اشتباه بزرگی بود که رژیم پهلوی در سیر گافهایش در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ دست به آن زد و باعث شد هر آدم بیتفاوت نسبت به روند انقلابی مردم ایران علیه سرنگونی رژیم پهلوی را به عرصه بیاورد. در آن روز که روز آتش و خون در تهران نام گرفت مناطق مرکزی و غربی پایتخت از ساعت ۱۰ صبح شاهد درگیری و کشتار بود که همه پایتخت در اعتصاب به سر میبرد. دانش آموزان تهرانی در ساعت ۱۰ صبح به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند. نیروهای گارد مستقر در خیابان شاهرضا (انقلاب) وقتی دیدند با گاز اشک آور حریف دانشآموزان و دانشجویان نمیشوند از گلوله جنگی استفاده کردند و ۶۵ نفر از نوجوانان و جوانان شهر را به خاک و خون کشیدند. با اینکه چند پوکه فشنگ مشقی در ورودی دانشگاه تهران نشان داد که برخی نیروهای گارد تمایلی به استفاده از فشنگ جنگی علیه هموطنان شان نداشتند اما کلید فاجعه را یک مامور لباس شخصی زد که کلت خود را از کمر خارج و به سمت دانشجویان شلیک کرد. البته مامور یاد شده توسط دانشجویان خلع سلاح شد اما فاجعه پایان نیافت.
تیم اعزامی واحد هماهنگی فیلم و رپرتاژ تلویزیون یعنی پرویز نبوی فیلمبردار، محسن صنعتی دستیار، نعمت الله ثقفیان صدابردار و مهدی صابر گزارشگر توانستند با استفاده از فرمان لغو سانسور در تلویزیون، از جریان درگیری خونین ماموران حکومت نظامی با دانشجویان دانشگاه تهران، فیلم خبری موثری تهیه کنند و آن را برای پخش به ساختمان رادیو تلویزیون بیاورند. تلویزیون ملی ایران (شبکه اول) در بخش خبر ساعت ۲۰:۳۰ خود تصاویر تلخی که تیراندازی نیروهای ارتش به سمت دانشجویان دانشگاه تهران را حکایت میکرد نمایش داد. در این تصاویر نیروهای ارتش روبهروی سر در خروجی دانشگاه تهران حالت آماده باش گرفته بودند و پس از فرمان آتش به سمت دانشجویان در داخل دانشگاه تیراندازی میکردند. تصاویر نشان میدادند که دانش آموزان مدارس پایتخت و دانشجویان دانشگاه تهران نیز دستهای یکدیگر را گرفته بودند و به سمت سر در دانشگاه تهران حرکت میکردند و یکی، یکی با شلیک گلولههای نیروهای گارد به زمین میافتادند. بعد دیگر دانشجویان جنازه کشتهها را بالای دستها میگرفتند و با گفتن لااله الا الله در محوطه دانشگاه و بیرون آن حرکت میکردند. همین تصاویر کافی بود تا یک شوک اساسی به همه بینندگانی که شامگاه ۱۳ آبان برنامه خبری تلویزیون را تماشا میکردند وارد شود. طوری که بسیاری از خانوادههای مذهبی و حتی غیر مذهبی هم بر چنین تراژدی گریستند. نمایش این فیلم که یکی از برنامههای جالب توجه و مهم تلویزیون ملی ایران بود آغازگر اخبار بدون سانسور تلویزیون بود و به شدت بر افکار عمومی تاثیر گذاشت. چرا که باعث شد تا گروههای مخالف حکومت شاه متحدتر از همیشه در کنار یکدیگر قرار گیرند و هر آن کس که نسبت به رویه انقلاب بیتفاوت بود را هم به داخل گود بکشاند. جواد شهرستانی شهردار تهران و بسیاری از مسئولان پس از نمایش تصاویر استعفا دادند و کیهان و اطلاعات و آیندگان پخش این فیلم را در نوع خود یک جسارت حرفهای همراه با مهارت نامیدند و آن را دقیقترین گزارش و سند حادثه دانشگاه معرفی کردند. این وضعیت باعث شد ۱۴آبان، ساختمان رادیو تلویزیون ملی به اشغال نظامیان در بیاید تا دیگر فیلمهایی که به تحریک مردم کمک میکند از تلویزیون پخش نشوند. اشغالی که تا ظهر ۲۲ بهمن ادامه داشت و در این مدت تولیدات تلویزیون متوقف شد و فقط برنامههای تکراری پخش میشد. از این رو برنامههای هر دو شبکه تلویزیون هم از طرف رهبران مذهبی و سران انقلاب تحریم شد.
در آن سو کارکنان و تحریریه روزنامههای ۱۴ آبان ۵۷ هم که گزارش تفصیلی فجایع ۱۳ آبان در دانشگاه تهران را منعکس کرده بودند، از عصر آن روز نظامیان را بر بالای سر خود دیدند. کارکنان و نویسندگان نیز وقتی دیدند نظامیان به عنوان ناظر بر خروجی روزنامه شان در دفتر کارشان حاضر شدند، دست از نوشتن کشیدند و بزرگترین اعتصاب تاریخ مطبوعات جهان را رقم زدند. اعتصابی که ۶۲ روز طول کشید و ایران را بیش از پیش در کانون توجهات جهان قرار داد.
۱۵ آبان ماه یعنی دو روز پس از جنایت رژیم در دانشگاه تهران محمدرضا پهلوی در تلویزیون ملی ایران (شبکه اول سیما) ظاهر شد و گفت: «صدای انقلاب شما را شنیدم و تعهد میدهم که همه چیز به شکل عادی برگردد.» پیامی که نگفتنش بیشتر از گفتنش به نفع محمدرضا بود.