شاید اولین باری که نام باتلاق را شنیدید، مدتها قبل سر کلاس جغرافیای مدرسه بود. آن وقتها باتلاق تنها یک منطقه نیمه بیابانی بود که از آبرفتها تشکیل شده و محل حاصلخیزی برای رشد گیاهان محسوب میشد. و شاید هم تنها چیزی که اصلاً به آن فکر نمیکردیم این بود که روزی یکی از همین باتلاقها به قطب گردشگری بی نظیری در کشور تبدیل شود.
باتلاق یا تالاب گاوخونی یکی از جاذبههای بینظیر گردشگری محسوب میشود که همه ساله گردشگران و کویرنوردان زیادی را به سمت خود جلب میکند.
تالاب گاوخونی یکی از بکرترین چشماندازهای طبیعی استان اصفهان محسوب میشود که به علت موقعیت جغرافیایی و مشکلات دسترسی به آن- بهویژه در گذشته- چهره طبیعیاش کمتر با اقدامات سودجویانه بشر دستخوش تغییر شده است، از این رو جلوههای بینظیر و چشماندازهای زیبایی را برای اهل ذوق و دوستداران طبیعت در دامان خود به وجود آورده است. این تالاب در آستانه ورود به کویر (مرز میان اکوسیستم آبی با خشکی) واقع شده و انعکاسی از شرایط حاکم بر این دو بومسازگان است.
محسن ادیب، کویرنورد و کارشناس گردشگری در معرفی باتلاق گاوخونی به «ایران» میگوید: «گردشگران این باتلاق علاوه بر خود تالاب و طبیعت اطراف از جاذبههای زیادی مثل شهر ورزنه، پل قدیمی ورزنه، کبوترخانهها، مسجدجامع و منطقه شاخ کنار و کاروانسرای رباط عباسی و ... دیدن میکنند که هر یک برای خود جاذبهها و جذابیتهای فوقالعادهای دارد. ورزنه قابلیت تبدیل شدن به یکی از مهمترین مناطق تفریحی و تحقیقاتی در زمینههای تاریخی و زیستمحیطی را داراست. فرهنگ اصیل و بومی منطقه، آداب و رسوم آنها در مراسم مذهبی و جشنها و ... قابل تأمل است و در بازید از آثار منطقه، وجود یک راهنما که اطلاعات جامعی از منطقه داشته باشد، لازم است، که بخشداری باید با همکاری متخصصین امر، در زمینه تربیت و آموزش نیروی انسانی، متخصص و ماهر، و تهیه جزوه راهنمای مستند پیرامون منطقه، اقدام نماید.
در غرب ورزنه روستای قورتان واقع شده که بسیار جالب و دیدنی است و علاوه بر کشاورزی و زیباییهای طبیعی منطقه در آن، قلعه قدیمی قورتان (دوران سلاجقه) جلب توجه میکند، مسجد جامع روستا در دو طبقه در همین قلعه واقع شده است، که مربوط به گذشتههای دور است، گفته میشود این قلعه، از قلاع نظامی بوده است، با توجه به وسعت زمینهای اطراف، اخیراً حسینیهای بزرگ در وسط آن احداث شده که نمای قلعه را مخدوش ساخته و بسیار ناهمگون است.
پل قدیمی ورزنه یکی دیگر از جاذبههای میبد است. این پل آخرین پل رودخانه زایندهرود است که بعد از آن انشعابات فرعی، رودخانه (مصب) و سپس تالاب پدید میآید، این پل دارای ۱۰دهنه است و همچون دیگر پلهای قدیمی اصفهان از آجر و ساروج بنا گردیده و در چند مرحله بازسازی شده و در حال حاضر مختص عبور عابرین پیاده است و از عبور وسایل نقلیه موتوری از روی آن جلوگیری بهعمل میآید، هر چند اطلاعات دقیقی از قدمت پل در دست نیست، ولی گفته میشود اولین پلی است که بر روی رودخانه بنا شده (در سال ۱۵۰ هجری نیز تعمیراتی روی پل صورت گرفته)، این پل در مسیر حرکت کاروانها بوده که از طریق جاده ابریشم از این منطقه کویر مرکزی ایران میگذشته اند، لذا کاروانسراها و رباطات فراوانی نیز در مسیر آن وجود داشته است.
کاروانسرای رباط عباسی جزو ۹۹۹ کاروانسرای شناخته شده ایران است و گویا در زمان شاه طهماسب صفوی احداث گردیده و دومین منزلگاه بعد از یزد در مسیر جاده ابریشم بوده، که متأسفانه تخریب و فرسایش یافته و هم اینک به صورت متروکه و انبار درآمده، سازمان عمران زایندهرود درصدد احیا و بازسازی مجدد آن است تا به صورت نمادین در اختیار توریستها و گردشگران قرار گیرد، البته در ۳۰ سال گذشته به عنوان مکتب خانه مورد استفاده اهالی محل قرار میگرفته است.
شهر سبا یکی دیگر از عجایب این مقصد گردشگری است.
سبا یا سرای درواقع نامی است که ساکنین شهر ورزنه و روستاهای اطراف آن، منطقه مسکونی قدیمی مدفون شده در زیر تپههای شنی حاشیه غربی تالاب گاوخونی را بدان نام میشناسند و عقیده دارند که با توجه به آثار برجای مانده از آن شهر که گاهگاهی با جابهجایی ماسهها توسط باد پدیدار میشوند، در زیر این شنهای روان شهری به نام سبا مدفون است.»
ادیب در ادامه به جاذبههای دیگر باتلاق اشاره میکند و میگوید: «تالاب گاوخونی و حوزه پیرامون آن یکی از اولین مناطق سکونت بشری در حوزه داخلی ایران است که به خاطر دوری از شهر اصفهان و پیرامون آن به صورتی بکر و دست نخورده باقی مانده و از تخریبهای تاریخی که دیگر مناطق حوزه زایندهرود را دگرگون ساخته به دور مانده است.
از مجموع بیش از ۲۰۰ تالاب موجود در کشور، ۱۹ تالاب آن جزو تالابهای مهم بینالمللی است که تالاب گاوخونی یکی از آنها به شمار میآید. با توجه به این که پذیرش هر تالاب در لیست کنوانسیون بینالمللی رامسر براساس ملاکهای مشخص و ارزشهای بالای زیستمحیطی صورت میگیرد، ثبت نام گاوخونی در کنار تالابهای مهم جهان خود دلیل آشکاری بر اهمیت و نقش همه جانبه این بومسازگان آبی است.
تالاب گاوخونی یکی از بکرترین بوم سازگانهای استان اصفهان است که دارای جلوههای زیبا و بینظیر میباشد. چشماندازهای زیبای تالاب، صید و شکار مجاز پرندگان، بازدید از سیمای جنگلی بخش شمالی تالاب، استراحت در حاشیه شمالی دریاچه، بویژه در فصول پرآبی و لذت بردن از پرواز دستجمعی پرندگان بلندپرواز، صعود به قله کوه سیاه و تماشای گستره دریاچه از بالای کوه از جمله توانهای تفریحی و تفرجگاهی آن محسوب میشود.
داستانهای فراوانی در منطقه از تالاب بیان میشود، از جمله بلعیده شدن انسان در منطقه، این در حالی است که وسعت منطقه و وجود جنگلها و نیزارهای فراوان باعث میشده که مردم غیربومی در منطقه دچار سردرگمی شوند و راه را گم کنند. مردم محل میگفتند عرض تالاب را در ۲۰ ساعت طی کردهاند.
این موضوع نشانی از طبیعت بکر و دست نخورده تالاب دارد که در برخی نقاط آن تاکنون پای بشر به آن نرسیده است.
این کارشناس گردشگری همچنین در توضیح جاذبههای جانوری تالاب گاوخونی میافزاید: «گورخر از جمله پستاندارانی است که در زمانهای گذشته و به تعداد زیاد و در گروههای بزرگ در اطراف گاوخونی زندگی میکردهاند. بر این اساس برخی از نویسندگان از گاوخونی با نام گورخونی یاد کردهاند.»
متأسفانه شکار بیرویه گورخر ایرانی (الاغ وحشی) در نقاط مختلف ایران و از جمله تالاب گاوخونی نسل آن را در خطر نابودی کامل قرار داده و امروز تنها تعداد اندکی در برخی از نقاط ایران باقی ماندهاند. در تالاب گاوخونی نیز دیگر خبری از آنها نیست
کل، بز، میش، قوچ وحشی، خوک، گراز، انواع مار، مارمولک، سوسمار، گرگ، شغال، روباه شنی، کفتار، لاکپشت، بزمجه، افعی شاخدار، جبیر، خرگوش و انواع خفاش، سایر جاندارانی هستند که در زمانهای نه چندان دور در تپههای شنی حاشیه غربی، جنگلزار، ارتفاعات شمالی و حواشی تالاب گاوخونی زندگی میکردهاند. این حیوانات پس از احداث سد زایندهرود بر روی رودخانه و مهار آب آن و در نتیجه کم شدن آب تالاب و همچنین شکار بیرویه، از بین رفته و نابود شدهاند. امروز تنها تعداد اندکی از برخی از آنها برجای ماندهاند و از این نظر حیات وحش تالاب خسارات غیرقابل جبرانی را متحمل شده است
پرواز گروهی قوها با گردنهای دراز و کشیده که در آرایشی به شکل ۷ در آسمان تالاب به پرواز در میآیند و گاهگاهی برای تغذیه بر سطح تالاب فرود آمده و سر خود را زیر آب فرو میبرند، مشاهده انواع فلامینگوهای آبچر با بدنهای کشیده و پر و بالی به رنگ سفید و قرمز، حضور پرنشاط انواع مرغابیها، اگرت کوچک، خوتکا، سرسبز، غاز خاکستری، کاکاییها، انواع کشیم، حواصیل، سلیم کوچک، اگرت بزرگ، آبچلیکها، آنقوت، اردک، تنجه، فیلوش، چنگر، سنقر تالابی، سار، خروس کولی، پلیکان، بوتیمار، لک لک، مرگوس و پرندگان شکاری همچون عقاب تالابی، عقاب دو برادر، دلیجه، شاهین و کرکس، از جمله چشماندازهای زیبا و بینظیری است که در نتیجه حضور پرندگان شکل میگیرد.»
واقعاً این دشت بیکران دیدنی و بینظیر است. تالاب بیشتر به معجزهای میماند در فلات مرکزی ایران، که پایانی برای آن متصور نیست بلکه آغازی دوباره است و باعث شده رگ حیات، در طبیعت بخیل کویر جاری شود، با قدمتی تاریخی، آنگونه که گفته شده، تمدن ابتدا در این پایاب شکل گرفته و بعد در بالادست رودخانه گسترش یافته است.
با همه پیشرفتهایی که در راه شناخت ارزشهای نهفته در تالابها و رموز زیستی آنها حاصل شده و با وجود تفاوت نگرش بشر در قبال تالابها به عنوان مناطق بد و غیرمفید به بومسازگانهای مؤثر و ارزشمند، متأسفانه هنوز روند تخریب و دستدرازی انسان به آنها ادامه دارد. اگرچه از آهنگ سریع نابودی آنها به مقدار قابل توجهی کاسته شده، ولیکن سنگینی بار تخریبهای گذشته و تداوم آهسته آن خسارات جبرانناپذیری را به محیطزیست ما وارد کرده است. تالاب گاوخونی نیز همانند دیگر تالابهای کشور از این لحاظ دارای یک وضعت بحرانی است و چنانچه با توجه بیشتر و بموقع مسئولین امر از روند نابودی آن جلوگیری نشود، در آیندهای نزدیک شاهد مرگ این بومسازگان بینظیر خواهیم بود.