امروز جمعه 23 مرداد 1405

Friday 14 August 2026

گذری بر متافیزیک


1401/08/01
کد خبر : 52778
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 86 نفر
متافیزیک به تعبیر ابن‌سینا مجموعه‌ای از حکمت ماقبل‌الطبیعه و مابعد‌الطبیعه می‌باشد، همچنین ابعاد غیرفیزیکی و ماورائی انسان را نیز شامل می‌شود که با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمی‌باشد ولی با حواس برتر می‌توان آن را ادراک کرد. امروزه در قرن جدید و در هزارة سوم، متافیزیک یکی از حکمتهای مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر جهان است. در ایران نیز مشاهده می‌شود که افراد بخصوص جوانان به آن توجه دارند؛ استقبال فراوان از کتابهایی که در این زمینه منتشر می‌شود و یا سمینارهایی که در این مقوله برگزار می‌گردد مبین آن است. متافیزیک پیرامون تله‌پاتی، سفرروح، سایکومتری، هاله‌شناسی، پیشگویی، کف‌شناسی، حس‌ششم، هیپنوتیزم، انواع مراقبه، روح و روح‌شناسی، روح‌پزشکی، ارتباط با ارواح، مرگ، جن و جن‌شناسی، ارتباط با جن، نیروهای غیرفیزیکی(نیروهای روانی، فراروانی و روحی)، نقش ماده، انرژی، مکان و زمان در فیزیک و متافیزیک، می باشد. در قرآن کریم به کرات پیرامون جن، روح، مرگ، عالم ذر، عالم برزخ، معاد و امثال آن صحبت شده است، که همگی مقولات مربوط به متافیزیک است. اسلام ناب محمدی در هیچ جا متافیزیک و فراروانشناسی را انکار نکرده است. فقط در برخی موارد رفتن به سوی آن و یا استفاده از آن را نهی نموده است و آن هم به دلیل خطراتی است که برای فرد یا جامعه دارد: ۱) تله‌پاتی: که عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نفر بدون استفاده از حواس پنج‌گانه و با استفاده از نیروی فکر. ۲) سفر روح: که عبارت است از خروج اختیاری روح از بدن و بازگشت اختیاری آن به بدن. ۳) سایکومتری: که عبارت است از سنجش و استخراج خاطرات ثبت شده در اشیاء بی‌جان. ۴) هاله شناسی: که عبارت است از بررسی انرژیهای لطیف و ظریف اطراف بدن انسان که منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانه قابل احساس و ادراک نمی‌باشد و همچنین چگونگی انتقال و تبادل این انرژیها بین افراد(ارسال و دریافت آن). ۵) هالة نورانی: که عبارت است از انرژیهای لطیف و ظریف اطراف بدن انسان که منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانه و در حالت عادی قابل احساس و ادراک نمی‌باشد، همچنین ارتباط هالة نورانی با بهداشت و سلامت جسم و روان. ۶) پیشگویی: که عبارت است از تلاش جهت کسب اطلاعات و اخبار در مورد آینده با استفاده از روشهای مختلف. ۷) کف شناسی: که عبارت است از بررسی و مطالعة خطوط کف دست و ارتباط آنها با خصوصیات جسمی، روانی و روحی فرد و ارتباط این خطوط با سلامت انسان و بعضاً ارتباط آن با برخی از وقایع آینده. ۸) حس ششم: که عبارت است از دریافت برخی اطلاعات و احساس برخی چیزها بدون استفاده از حواس پنج‌گانه. ۹) هیپنوتیزم: که عبارت است از قرار گرفتن فرد در وضعیت خاصی که ناخودآگاه او فعال شده و در حالت تمرکز ذهن قرار می‌گیرد. ۱۰) خود هیپنوتیزم: که عبارت است از قرار گرفتن در حالت خاصی از تمرکز به منظور خود تلقینی برای تقویت محاسن و تضعیف معایب. ۱۱) مراقبه(مدی‌تیشن): که عبارت است از توجه و تمرکز بدون تلاش بر یک موضوع خاص دیداری، شنیداری، گفتاری، فکری و قلبی به عنوان ابزاری برای درک و احساس جهان هستی و رهایی موقت و محدود از دنیای فیزیکی و مسائل و مشکلات آن و سوق دادن توجه و تمرکز به درون. ۱۲) مراقبة دیداری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر یک منظره و یا تصویر و ثبت آن در ذهن و سپس بستن چشم و تجسم آن منظره و یا تصویر و تداوم این کار به منظور رها شدن از دنیای فیزیکی و فراموش کردن آن و درک و احساس تمام جهان هستی. ۱۳) مراقبة گفتاری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تکرار یک کلمه و یا عبارت مقدس به زبان و یا به دل همراه با تمرکز برآن. ۱۴) مراقبة شنیداری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر حس شنوایی و گوش دادن به یک صدا و یا صوت طبیعی و یا گوش دادن به یک نوار موسیقی مجاز.(منظور از مجاز: دارای مجوز انتشار از وزارت ارشاد می‌باشد). ۱۵) مراقبة فکری: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت وتمرکز بر یک موضوع خاص فکری و اندیشیدن در مورد آن. این موضوع فکری می‌تواند مربوط به دنیا و یا عقبی باشد. مثلاً اندیشیدن در مورد علوم مختلف مرسوم در دانشگاهها و اندیشیدن در مورد علت خلقت، خودشناسی، مرگ، حساب و کتابِ آخرت و… ۱۶) مراقبة احساسی: که عبارت است از قرار گرفتن جسم در یک وضعیت بی‌حرکت و تمرکز بر قلب و ایجاد یک احساس خوب و مطلوب در آن و تداوم تمرکز برآن حس. ۱۷) روح و روح شناسی: که عبارت است از تحقیق و تفحص درمورد ماهیت روح، منشاء و مرجع آن، خصوصیات و ویژگی‌های آن، غایت و مقصد آن، تشابه و تفاوت‌های آن با جسم و روان. ۱۸) روح پزشکی: که عبارت است از شناسایی و درمان بیماری‌های روحی. ۱۹) ارتباط با ارواح: که شامل تلاش برای ایجاد ارتباط با ارواح زندگان و مردگان به صورت مستقیم و یا با واسطه ابزار و وسایل بوده و این ارواح می‌توانند متعلق به افراد معمولی یا افراد تکامل یافته و پاک باشند. ۲۰) جن شناسی: که عبارت است از تحقیق و مطالعه در مورد جن، خصوصیات و ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن، تفاوت‌ها و شباهت‌های آن با انسان. ۲۱) ارتباط با جن: که عبارت است از تلاش جهت برقراری ارتباط با جن به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بااستفاده از ابزار و وسایل. ۲۲) خودشناسی: خودشناسی غایت و نهایت شناخت‌هاست که به شناخت خداوند حکیم منتهی می‌شود. هر کس خود را بشناسد، خدای متعال را خواهد شناخت. خودشناسی برترین حکمت‌ها و سودمندترین شناخت‌هاست. ۲۳) خداشناسی: شناخت خداوند عزوجل آغاز دین‌داری، از جمله بالاترین شناخت‌ها و عامل کامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالی سبب دوستی با او و بی‌نیازی از خلق و دل کندن از دنیا می‌شود. کسی که خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معکم این ما کنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا که خداشناسی مونس هر تنهایی و یار و یاور هر بی‌کسی است. خداشناسی نیروی هر ناتوانی، روشنایی هر تاریکی و شفای هر بیماری است(یا من اسمه دوا و ذکره شفا). حضرت امام صادق(علیه السلام) می‌فـرمایند: «خودشنـاسی انسـان این است که خویشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار رکن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و باد و بلغم، ستون‌هایش خرد است که از خرد، فهم و حافظه مایه می‌گیرد و ارکانش نور است و آتش و روح و آب». ● پیش گفتاری برهاله و هاله بینی از آنجا که جمعی از شما یاران صمیمی علاقمند به آشنایی با حوزة انرژی و ورود به بحث هاله وهاله بینی شدید لذا پیش گفتار، مقدمه و بخشی از تاریخچه شناخت و چگونگی شروع و مشاهدات اولیه هاله تا کنون، قسمت آغازین این موضوع خواهد بود. یاد آور میشویم؛ در بعضی قسمتها توضیحاتی لازم است که به دلیل نزدیکی با موضوع هیپنوتیزم و نوشته شدن مطلب در آن بخش به اشاره ای در این قسمت بسنده شده است. در نوشته های باقیمانده از عرفا به ندرت از حوزة انرژی سخنی بمیان آمده است ولی نظرات آنان طی گذشت بیش از هفت هزار سال در سراسر جهان با مشاهدات دانشمندان تا به امروز مطابقت دارد. تمامی مذاهب معنوی از رؤیت نور در اطراف سراشخاص سخن گفته اند، که بواسطه عبادات و نیایش قلبی وجودشان سرشار از اگاهی شده به رفعت، مراتب و مقامات معنوی و متعالی رسیده قابلیتهای پنهان حس برتر در آنان آشکار میشود. در باورهای سنتی معنوی هند باستان که حدود پنج هزار سال قدمت دارد از نوعی انرژی کیهانی بنام «پــــراناperana» سخن گفته اند که این انرژی کیهانی تشکیل دهنده و منشاء اصلی حیات قلمداد میشود. پرانا یا نفس حیات، در تمام کالبدها دمیده شده و به آنها هستی می بخشد. یوگی ها، جین ها، مرتاضان و عرفا با استفاده از ذن، مدیتیشن، مراقبه، فنون تنفسی و تمرینات جسمی تلاش میکنند تا این انرژی را به تسلط خویش در آورده هشیاری و طول عمر فرا تراز حد معمول بدست آورند. چینیان در هزاره سوم پیش از میلاد به وجود انرژی حیاتی بنام چــــی(chi) معتقدند،که تمام موجودات جاندار و بیجان متشکل از این انرژی اند. «چــــی» که ترکیبی از دو قطب نیرو یعنی یین (yin) و یانگ(yang) میباشد.وقتی این دو نیرو در حالت متعادل باشند انسان تندرست و سالم است. و در صورت عدم تعادل دچار بیماری میشود. غلبه نیروی «یانگ» موجب فعالیت شدید اعضاء بدن و برتری «یین» باعث کاهش فعالیت و نقصان در بدن خواهد بود. که حاصل هر دو حالت غیر متعادل بروز بیماریست. هنر طب سنتی چین و رشته های زیر مجموعه آن بر ایجاد تعادل بین «یین» و «یانگ» استواراست. در مکتب یهودیت کالابا ( kalaba) در حدود ۵۴۰ سال پیش از میلاد حضرت مسیح (علیه السلام) به همین دو نیرو به عنوان نور اثیری اشاره میکند که به آن کارنایین(karnaeen ) نیز اطلاق کرده اند. به عنوان مثال میکل آنژ در تندیس حضرت موسی (علیه السلام) کارنایین را به شکل دو شاخ نشان داده در حالی که می توانسته آنرا با دو رشته نور نیز نشان دهد و شاید این کار او ناشی از معنی این لغت در زبان عبری باشد که دارای دو معنی شاخ و نور است. همچنین در اسطوره اسب شاخدار که سمبلی از عشق و الوهیت است، شاخی در پیشانی اسب سفید و نوری در اطراف او ترسیم شده است. در کتاب عهد عتیق نیز در باره نوری جانداران خصوصاً انسانها اشاراتی متعدد شده است. در کتاب علوم آینده نوشته «جان وایت» از ۹۷ فرهنگ مختلف که پدیده هاله را با ۹۷ نام مختلف میشناسند، یاد شده است. در بسیاری از مکاتیب تعالیم اسرار و رموز مانند مغ ها در متون قدیم ایران باستان، کاهنین در مصر باستان، ودیک (vedic)، الهی شناسان، کیمیا گران، بومیان آمریکا، قبائل آفریقایی، بوداییان هندوستان، تبت، نپال، بودیست های ذن در چین و ژاپن و تفسیر متون سانسکریت، کنفوسیوس، فیثاغورث، کریشنا و بسیاری دیگر. از قرن شانزدهم میلادی به بعد افراد مختلف خصوصاً پزشکان زیادی که در پی کشف درمان بیماریها بوده اند و محققین معاصر در تعلیم نوین علمی موفق شده اند نتایج مشاهدات عینی خود را به این اطلاعات اضافه نمایند که در بخشهای مختلف (تاریخچه هیپنوتیزم) و هاله درمانی از آنها به تفصیل یاد خواهد شد نظریه وجود انرژی کیهانی که با تسلط به طبیعت و قابلیت نفوذ در تماس اجزاء آن توسط بسیاری از نظریه پردازان مطرح شده و به عنوان کالبد نورانی شناخته شده است نخستین بار حدود پانصد سال قبل از میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) توسط پیروان فیثاغورث به ثبت رسیده است، آنان معتقد بودند این نور میتواند بر اندامهای بدن انسان تأثیر گذار بوده و درمانی بر بیماریها باشد. دانشمندانی همچون بویراک (boirak) و لی بوالت (lee bovalt) در قرن دوازدهم نوعی انرژی را در بدن انسان شناسایی کردند که عامل تأثیر از راه دور در بین افراد است. به نظر آنان هر کسی به دلیل حضور خود در هر جایی میتواند تأثیرات مطلوب یا نا مطلوب، مثبت یا منفی بر روی دیگران بگذارد و حتی میتواند این تأثیرات را تا فاصله های دوری روی دیگران منتقل نماید. پاراسلسوس فیزیکدان و مصلح مذهبی سویسی (۱۵۴۱-۱۴۹۳) این انرژی را ایلیاستر(ILLiaster) نامید و آنرا ترکیبی از انرژی حیات و عنصر حیات میدانست. هلمونت (HeLmont) ریاضیدان قرن نوزدهم، «سیالی کیهانی» را که در تمام طبیعت وجود و نفوذ دارد و ماده ای دارای جسم یا قابل تراکم نیست معرفی نمود به نظر او این سیال روح حیاتبخش خالصی است که در تمام کالبدها نفوذ میکند. لایب نیتـز(Leibnitz) دانشمند ریاضیدان نیز معتقد بود که عالم از عواملی تشکیل شده که هر یک منشاء انرژی بوده و خود محرک خویش هستند. پدیده انرژی کیهانی در قرن نوزدهم توسط هلمونت و مسمر(Mesmer) که بنیانگذار «مسمریسم» بودند مطرح شد که بعدها به نظریه هیپنوتیزم تبدیل شد.(تاریخچه هیپنوتیز مراجعه شود) به نظر آنان اجسام و اشیاء، جاندار و بیجان بوسیله این انرژی شارژ شده و کالبدهای مادی میتوانند از فاصله های دور تأثیراتی یکطرفه یا متقابل بر هم داشته باشند. با طرح این نظریه فرضیه ای مطرح شد که بر اساس آن احتمال وجود میدانی از انرژی تا حدی با حوزه الکترو مغناطیسی قابل قیاس بود. کنت ویلهم رایش باخ (Count WiLheLm Von Reich Bach) در قرن نوزدهم طی سی سال وقت خود را صرف انجام آزمایشهای تجربی اطراف نوعی حوزه انرژی بنام ادیک (Odic ) نمود به نظر او ادیک بخشی از خصوصیات حوزه الکترو مغناطیسی تشریحی، توسط جیمزکلرک ماکسول (Jemes Clerk Maxwell ) را دارا بود، او در کشف ادیک به این نتیجه رسید که قطبهای آهن ربا نه تنها نماینده قطبیت مغناطیسی بلکه دارای قطبی منحصر بفرد بنام میدان ادیک هستند. سایر اشیاء مثل کریستالها هم بدون اینکه خاصیت مغناطیسی داشته باشند دارای این میدان هستند. ضمناً میدان ادیک را نماینده مشخصات ذهنی ای چون( داغ، قرمزو نامطلوب) یا (سرد، آبی و مطلوب) دانست. ضمن اینکه نتیجه گرفت قطبهای همنام مغناطیسی همدیگر را جذب نمیکنند ولی قطبهای همنام ادیک به سوی هم جذب میشوند، واین اصل یکی از مهمترین خواص پدیده هاله هاست. رایش باخ رابطه بین انفجار های الکترو مغناطیسی خورشید و غلظت های حوزه ادیک مربوطه به هر کدام را مورد بررسی قرار داد و کشف کرد بیشترین تمرکز این انرژی در طیفهای قرمز و بنفش متمایل به آبی اشعه خورشیدی است و بارهای مخالف، مفاهیم ذهنی گرما و سرما را با درجات قدرت متفاوتی تولید می کند. او موفق شد طی یک رشته آزمایشات ـ نوسانات مربوطه را در یک طبقه بندی نوسانی قرار دهد. تمام شاخصهای الکتریکی مثبت در افراد مورد آزمایش حس گرما را القا و عواطف نا مطلوب تولید کردند و شاخصهای منفی حس سرما و خوشایند را تولید نمود. میزان قدرت این عواطف به نسبت وضعیت آنها در جدول نوسانی تغییر میکرد. دریافتهای حسی از گرما تا سرما متغییر و با رنگهای مختلف طیف ها از قرمز تا نیلی مطابقت داشتند. رایش باخ به این نتیجه رسید که میدان انرژی ادیک از طریق سیم قابل انتقال است، اما سرعت آن بسیار کند و تقریباً چهار متر بر ثانیه است (این مطلب در انتقال انرژی از راه دور تاثیر فراوانی گذاشت) و سرعت مذکور بیشتر به جرم عنصر تشکیل دهنده سیم بستگی دارد تا به درجه رسانایی آن. او کشف نمود که این حوزه انرژی مثل حوزه الکتریکی میتواند اشیاء و اجسام را در محدودة خود باردار نماید. آزمایش های دیگر او نشان داد بخشی از این انرژی میتواند مانند نور ار طریق عدسی متمرکز شود،در حالی که بخش دیگری از آن از اطراف عدسی دفع میشوند، درست مثل شعله شمعی که از اطراف موانع جریان پیدا میکند این بخش منحرف شده از حوزه انرژی ادیک در مقابل جریان هوا و برخی موانع مانند شعله شمع عمل میکند (انتقال انرژی شفابخشی در برخورد با برخی موانع چنین عمل میکند) به نظر می رسد که طبیعتی همچون گاز مایع دارد. بر اساس این آزمایشات میدان هاله در طبیعت خود همچون سیالات است و در بعد انرژی مانند امواج عمل می کند . به نظر او جریان دریافت نیروی ادیک در بدن انسان تقارنی شبیه به آنچه در بلورها ـ در راستای محور اصلی وجود دارد ایجاد میکند. براساس این کشف تجربی، او سمت چپ بدن را به عنوان قطب منفی و سمت راست بدن را قطب مثبت دانست و این مسأله با مفهوم یین و یانگ در چین باستان مطابقت دارد. اگر کلیدی برای پیشرفت های روحی وجود داشته باشد، مسلماً چیزی غیر از ریلکس شدن نیست. برای اثبات این مطلیب دلایل زیادی وجود دارد که به شرح برخی از آنها می پردازیم: ۱) یک کالبد ریلکس شده فاقد احساس ها و عواطف ویرانگر است. محال است که در آن واحد فردی بتواند هم ریلکس و هم نگران بوده باشد. (شاید تنها به خاطر این موضوع هم باشد، ریلکس شدن فوری و از روی اراده چیز بسیار با ارزشی است) همانطور که مشاهده خواهید کرد، کنترل بر روی احساسها در جریان ارسال و دریافت پیام های روحی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. ۲) موقعی که بدن در حال استراحت باشد، دامنه آگاهی گسترش پیدا میکند و انرژی های حیاتی در اختیار فکر قرار می گیرند. به عبارت دیگر انرژی زیادی که صرف فعالیت های مختلف و اکثراً بیهوده و بعضاً زیان بخش می شدند، جمع آوری و ذخیره شده و در راستای اهداف عالیه جریان می یابند. قدرت تفکر که بهترین زمینه و یاور فعالیت های روحی است، در شرایطی که بدن در حالت ریلکس کامل باشد ، افزایش زیادی پیدا میکند. ۳) در حالت ریلکس عمیق و کنترل شده، افکار خلوص و تبلور خاصی پیدا میکنند. در این شرایط نگهداری تصاویر ذهنی برای مدت های طولانی مقدور است. شفافیت و وضوح تفکر برای کنترل فرآیندهای روحی نقش مهم و اساسی دارد. در زمینه تله پاتی، به ویژه آرام بودن و نگهداری یک تصویر ذهنی از اهمیت والایی برخوردار است. اگر شما قصد داشته باشید افکار دیگران را مشاهده کنید، بیشتر و پیشتر از همه لازم است افکار خودتان را یه خوبی مشاهده کنید. «لفت کلرویانس» در حقیقت clear vision یا مشاهده صاف و روشن است. بنابراین لازم است فرد به قدرت و قابلیت کافی برای رؤیت و شهود درونی رسیده باشد تا بتواند بعداً این اقتدار را در زمینه های خارجی بکار بگیرد. ۴) شما بارها شنیده اید که یک فرد نا بینا دارای «حس ششم» می شود تا کمبود قدرت بینایی خود را جبران نماید. در این حرف حقایقی وجود دارد. موقعی که یک حس مسدود یا معدوم شود،حواس دیگر دقیق تر و قوی تر می شوند. این دلیل خوبی برای توجیه عمل افرادی است که برای شنیدن بهتر و دقیق تر موسیقی یا برخی از صداها، چشمان خویش را می بندند. این عمل برای به یاد آوری برخی از اعداد و اطلاعات هم مورد استفاده قرار می گیرد. در مواردی که یک حس متوقف شود، انرژی مربوط به آن در راستای کسی و ایجاد قابلیت های عالی تر به کار گرفته می شود. به همین جهت حواس دیگر هم قوی تر و دقیق تر می شوند. ۵) ریلکس شدن کامل موجب افزایش کنترل مغزی می شود. این مسأله در حوزه آموزش های روحی از نهایت اهمیت برخوردار است. در ریلکس کامل، مغز دارای ویژگی های خاصی می شود که یکی از آنها ایجاد و بروز بیشتر امواج آلفا است. به این ترتیب تولید ارادی امواج آلفا از اهمیت زیادی برخوردار است که نیاز به تأکید و تکرار ندارد. در مراحلی که با ریلکس شدن کامل، دیگر بدن به اندازه گیری و نظارت بر اندامهای داخلی مشغول نباشد، و انرژی مغزی صرف تنظیم حرکات احشاء و اعضاء نباشد، و در حالتی که محرکات مزاحم و پارازیت گونه محیطی توجه شما را به خود جلب نکند، مغز با قدرت و انرژی بیشتر به ثبت و احساس جرقه های زود گذری می پردازد که در شرایط عادی آهسته ترین نجواها احساس می شوند، در سکون و آرامش عمیق مغزی کوچکترین علائم و پیامهای روحی هم احساس و ادراک می شوند شرط لازم آن است که فکر در حالت آرامش و سکون کامل باشد. شاید شما هم مثل عده ای، خیال کنید که ریلکس شدن یک حالت کسل کننده است که درآن هیجانی وجود ندارد. ریلکس شدن به معنای کاری انجام ندادن نیست، بلکه یک حالت مثبت است که فقط عده کمی از افرادی که به خوبی و با نظارت استاد تمرین کرده اند می توانند به انجام درست آن توفیق پیدا کنند. روش زیر برای سالیان متوالی با موفقیت مورد تجربه قرار گرفته است، به خوبی آن را یاد بگیرید و با دقت و ظرافت آن را تجربه کنید. بهترین موقع برای ریلکس شدن در دقایق و ساعاتی است که شما کاملاً هوشیار و شاداب هستید. هیچگاه ریلکس شدن را در مواقعی که خسته و افسرده هستید انجام ندهید، زیرا به احتمال زیاد قبل از آنکه به پایان تمرین برسید، به خواب راحتی فرو می روید. البته این خبر خوبی برای کسانی است که از بی خوابی مزمن رنج می برند. ● فشار و کشش در اصل دو نوع کشش وجود دارد و این مسأله مهمی است که در کتاب هایی که به این مقوله می پردازند نادیده گرفته می شود. انگشت نشانه دست راست خود را در حالت کشیده روبروی خود نگهدارید، بعد آن را خم کنید . حالا همینطور آن را خمیده نگهدارید، عضلات انگشت شما الان تحت کشش قرار گرفته و در این حالت انرژی الکتریکی تحت کنترل در آمده است. حالا انگشت خود را راست کنید و فکر کنید که می خواهید آن را خم کنید . به این حالت (تهدید خم کردن) نام می گذاریم. در این شرایط هم انرژی الکتریکی در عضلات انگشت پدیدار می شود. در مقام مقایسه، این وضع مانند آن است که یک راننده ترمز دستی و پایی را نگه دارد و در عین حال شدیداً هم گاز بدهد. به این ترتیب بیهوده مقدار زیادی سوخت می سوزد و به هدر می رود، بدون آن که کار شما ثمری داشته باشد، به موتور ماشین هم صدمه می زنید. به همین صورت اگر عده ای از عضلات بدن بدون آنکه کاری انجام دهند تحت کشش یا «تهدید کشش» قرار بگیرند، ضایعات شیمیایی و الکتریکی گسترده و دیر پایی در آنها پدیدار میشود. این کشش ویرانگر است، این وضع سموم خطرناکی در بدن ایجاد می کند و به جریان صحیح و درست انرژی های حیاتی لطمه می زند. «کشش ویرانگر» عادت خطرناک و شایعی است که عده کمی می توانند خود را از لطمات آن بر کنار نگهدارند. آیا شما این کشش های زیان بار را در شانه هایتان اعمال می کنید؟ آیا در ساعاتی متمادی عضلات فک یا پیشانی شما تحت فشار هستند؟ دقت کنید اگر عضله ای نمی خواهد کار کند نیازی نیست که تحت فشار باشد . اگر شما متوجه شدید که برخی ار عضلات شما دچار کشش و انقباضی بیهوده هستند، برای آنکه آنها را تحت کنترل ضمیر آگاه در بیاورید، ابتدا فشار کششی شدید آگاهانه بر روی آنها اعمال کنید و سپس آنها را در حالت آرامش قرار دهید. همانطور که ورود یک گلوله پارچه ای باعث پیدایش انسداد در لوله کشی خانه می شود، وجود فشار و کشش در بدن هم باعث مسدود شدن سیلان و انتشار انرژی های روحی می گردد. اگر شما این انسدادهای حاصله از وجود فشار در بدن را باز و فعال نگه می دارید. در هر فرصتی که به دست می آورید، احتمال وجود فشار در بدن تان را بررسی کنید و در صورت وجود، به سرعت آن را برطرف نمایید و به صورتی آگاهانه خود را ریلکس کنید. قبل از آنکه نحوه ریلکس شدن کامل و گسترده را فرا بگیرید، باید نحوه شناسایی وجود فشار را فرا گرفته باشید. اگر نتوانید وجود فشار و کشش را در گروهی از عضلات بدن شناسایی کنید، نمی توانید یک حالت ریلکس گسترده را در بدن خویش به وجود آورید. بنابراین وضعیتی را که برای ریلکس شدن انتخاب می کنید، نباید یک وضعیت راحتی باشد. تنها در شرایطی می توانید وجود ریلکس را بخوبی احساس کنید، که قبلاً در نقاط مورد نظر کشش و فشار ایجاد کرده باشید. از اینجا معلوم می شود که چرا مرتاضان با فقرای هندی برای ریلکس شدن و مدیتیشن، بستری از میخ های تیز را انتخاب می کنند، در صورتی که می توانند بر بستری از سبزه ها یا خاک نرم به انجام این عمل بپردازند. بنابراین بهتر است بر روی یک صندلی محکم قرار بگیرید با بر روی زمین بنشینید و به دیوار تکیه دهید، نه اینکه در یک مبل بسیار راحت بیارامید. ● روش ریلکس شدن کامل در محلی به انجام تمرین بپردازید که مطمئن هستید دیگران موجب مزاحمت برای شما نمی شوند. اتاق باید کمی گرم و به خوبی تهویه شده باشد. به یاد داشته باشید که در شرایط ریلکس شدن گسترده درجه حرارت بدن شما به میران قابل ملاحظه ای سقوط می کند. ۱) درون سطح صاف و سختی دراز بکشید یا اگر ترجیح می دهید بر روی یک صندلی که پشتی دارد بنشینید، برای دقایق متوالی در یک وضع راحت قرار بگیرید، چشمانتان را باز نگدارید. بهتر است اتاق کم نور باشد، ولی اتاق تاریک نباشد. دست هایتان را راحت روی پاهایتان قرار دهید. هیچگاه یک پا را بر روی پای دیگر نیندازید. اگر دستهایتان را بر روی رانهایتان قرار داده اید، کاملاً راحت و آزاد باشند. هیچگاه انگشتانتان را در یکدیگر قفل نکنید. عدم توجه به این نکات باعث می شود تا انرژی روحی شما به میزان زیادی به هدر برود. حالا تصور کنید که تمام بدن شما به تدریج من مد میشود یا می بندد، همانطور که یک مجموعه سیمانی یا یک قطعه ژله دارد می بندد. بتدریج کوشش کنید بدن شما کمتر و کمتر حرکت کند، تا بالاخره در مراحل نهایی کاملاً بی حرکت شود. هیچ عضله ای را حرکت ندهید. این کار در عمل ممکن است خیلی سخت تر از حرف زدن آن باشد. مغز انسان تنبل است. در مقابل هر جریان سخت و پرزحمتی مقاومت بسیار به خرج می دهد. بنابراین برای مقابله نا آگاهانه در رسیدن شما به موفقیت، پوست بینی شما ممکن است شروع به خارش کند یا تمایل به خمیازه و بلع بیهوده پیدا کنید. شما باید تا آنجا که می توانید در مقابل این خواسته ها یا اجبارها مقاومت به خرج دهید. سعی کنید اگر برای پنج دقیق هم که شده، مانند یک مجسمه سنگی مطلقاً بی حرکت بمانید. اگر در شرایط ناراحت کننده ای خود را احساس کنید، بهتر از آن است که حرکت کوچکی انجام دهید. ۲) چشمانتان را ببندید و یک گردش یا تور در داخل بدنتان انجام دهید. مخصوصاً نسبت به عضلات شانه، گردن و چانه تان دقیق تر باشید. در این مرحله در صدد ریلکس قسمت های مختلف بدن خودتان نباشید. تنها نسبت به آنها آگاهی و هوشیاری پیدا کنید. توجه کنید که آنها در چه وضعی هستند ،ریلکس هستند یا در شرایط کشش و فشار قرار دارند. سعی کنید در یک محدوده زمانی ده دقیقه ای از تمام قسمت های بدن خود بازدید کنید. ۳) حالا چند نفس عمیق بکشید. هوا را از راه دهان وارد ریه هایتان بکنید و از راه بینی خارج کنید. هر بار سعی کنید کاملاً ریه هایتان را از هوا خالی کنید. پس از آن به صورت عادی از راه بینی به نفس کشیدن ادامه دهید. ۴) عضلات انگشتان پای چپتان را منقبض کنید. هر قدر ممکن است فشار بیشتری اعمال کنید و این وضع را در حدود ده ثانیه ادامه دهید. پس از آن انگشتان پای چپتان را رها یا ریلکس کنید و بلا فاصله عضلات انگشتان پای راستتان را با شدت زیاد منقبض کنید. این وضع را در حدود ده ثانیه انجام دهید . پس از رها کردن آن بلافاصله عضلات ساق پای چپتان را با شدت منقبض کنید. این وضع را برای ده ثانیه ادامه دهید. سپس به سراغ عضلات ران پای راستتان بروید . به این صورت به ترتیب عضلات میاندوراه، قسمت پایین شکم، جدار شکم، شانه ها، مچ دو دست، گردن، شانه، عضلات صورت و از همه مهمتر عضلات پلک را رها کنید. این کار را با رها سازی و ریلکس کردن عضلات پیشانی خاتمه دهید. این خیلی مهم است که توجه به یک قسمت منقبض کردن آن خیلی سریع و تقریباً بلافاصله باشد. ۵) در این مرحله باید به نفس کشیدنتان توجه کنید. سعی کنید صدای هوا را که درگذز از سوراخهای بینی تولید میشود بشنوید. پر شدن و خالی شدن ریه هایتان را احساس کنید. بتدریج نفسهای خودتان را عمیق تر و طولانی تر کنید. سعی کنید بدون صدا نفس بکشید و هر قدر که امکان دارد راحت تر و آرامتر تنفس کنید. سعی کنید از طریق شکم تنفس کنید، به این معنی که در دم، هوا قسمت تحتانی قفسه صدری و شکم شما را به بالا بیاورد. در بازدم سعی کنید قسمت فوقانی شکم و بعد قفسه سینه خود را به داخل ببرید. دقت کنید این کارها با ظرافت و با آرامی انجام شود. دقت کنید در بازدم تمام هوا از ریه هایتان خارج گردد . معمولاً در این شرایط بازدم از دم چند ثانیه ای بیشتر طول میکشد، بازدم شما باید در حدود ده شماره طول بکشد. ۶) نسبت به قوه جاذبه زمین که کالبد شما را به قسمت پایین می کشاند آگاهی پیدا کنید. وزن خود را احساس کنید. وزن انگشتان، دستها، پاها وسرتان را احساس کنید. ۷) باید با قدرت تجسم شاهد خرد شدن و فروپاشی جسم خود باشید. احساس کنید بتدریج انگشتانتان، دستها و سایر قسمت های کالبد شما به صورت گرد در می آیند. با وضوح تمام تجسم کنید که بدن شما دارد به صورت توده ای از گرد و غبار در می آید. ۸) در این لحظه که وجود شما به توده ای از غبار تبدیل شده تصور کنید که نسیم تندی به سوی شما می وزد و آثار باقیمانده از وجود جسمانی و مادی شما را به هر گوشه و کناری پراکنده میسازد. در این لحظات تنها چیزی که از شما باقی مانده آگاهی شماست. ۹) در این شرایط که کاملاً ریلکس و هشیار شده اید، به آهستگی یا بلندی به خودتان بگویید هرموقعی که من از ده تا یک به صورت معکوس شمردم و پس از آن کلمه خاصی (هر لغتی را که می خواهید می توانید انتخاب کنید) را سه بار تکرار کردم، من بلافاصله به یک حالت ریلکس عمیق فرو میروم، به همان صورتی که الان در این وضع قرار دارم. این جملات را چند بار تکرار کنید. ۱۰) برای آنکه به این تمرین خاتمه دهید یک نفس عمیق بکشید و مانند کسانی که از خواب برخاسته اند بدن خود را به حالت کشش در آورید تا خستگی و رخوت شما برطرف شود. به خودتان بگویید وقتی که به شماره سه رسیدم چشمانم را باز می کنم و کاملاً آگاه و هشیار و تر و تازه هستم. در این لحظات می توانید در زمینه های مثبت و سازنده هم به خودتان تلقین کنید. مثلاً به خودتان تلقین کنید که «از این به بعد قدرت حافظه من افزایش پیدا می کند» یا اینکه «قدرت تمرکز من افزایش پیدا می کند» و یا قدرت های روحی من افزایش پیدا میکنند. یک ... دو ... سه... چشمانتان را باز کنید . شانه هایتان را بالا بیندازید. پاهایتان را به کشش در آورید و چند بار انگشتان را محکم مشت کنید و بعد دوباره باز کنید. سپس آهسته و آرام از جا بلند شوید. اگر برای اولین بار این تمرین را انجام داده باشید. برای لحظاتی ممکن است احساس کنید که بدن شما کمی سخت شده است. بنابراین برای مدتی کوتاه از حرکات تند و سریع پرهیز کنید. این احتمال هم وجود داد که پس از این جریان خیلی سر حال باشید، مگر آن که وقت خواب شما نزدیک باشد و در این صورت خیلی راحت به خواب می روید. برای آنکه این تمرین را بخوبی انجام دهید، باید به دقت تکنیک ارائه شده برای انجام ریلکس شدن را بخوانید و کاملاً به خاطر بسپارید. باید نکات آن را چنان به خاطر سپرده باشید که هر موقع لازم شد، آنها را مطابق فهرست زیر برای دیگران تکرار کنید: ▪ بی حرکت بمانید ▪ سیاحت ذهنی، بدون فشار و کشش ▪ تنفس عمیق ▪ سفت کردن و شل کردن ▪ به صدای تنفس خود گوش کنید ▪ وزنتان را احساس کنید ▪ به گرد و غبار تبدیل شوید ▪ به اطراف پراکنده شوید ▪ به ذهنتان خطاب کنید و کلمه خاصی را انتخاب کرده و آن را بیان کنید. ▪ کار را تمام کنید و تا سه بشمارید. اگر به خوبی این تمرین را انجام دهید، شما نوعی رفلکس شرطی در وجود خودتان به وجود می آورید . در این شرایط برای دفعات بعد نیاز ندارید که تمام قسمت های دهگانه فوق را به ترتیب و با دقت انجام دهید، بلکه کافی است به صورتی ساده از ده تا یک بشمارید و کلمه جادویی را بیان کنید. در این شرایط بلافاصله به خواب عمیقی فرو می روید و نسبت به تأثیرات روحی فوق العاده تأثیرپذیر و حساس می شوید. ● راز عالم خلسه خلسه عالمی است بین ماده و غیر ماده . پژوهشگرن متافیزیک می گویند که مغز انسان می تواند امواجی را از خود ساطع کند که فعل و انفعالات داخل مغز را می توان از طریق آن فهمید. یا بعضی ها می توانند امواج مغزی دیگران را از طریق فکر خود دریافت کرده و فکر آنان را بخوانند. برخی دیگر معتقدند که چیزی به نام ماده سیال وجود دارد که واسطه بین روح و جسم است، در واقع از طریق آن، روح به جسم دستور می دهد . برای ورود به عالم خلسه شما نیاز به روش «تله پاتیک» دارید . این روش کار چندان پیچیده ای نیست و شما نیز با کمی تمرکز می توانید به آن دست یابید. وقتی انسان می میرد و یا می خوابد در واقع روح او از بدن توسط خداوند و بدون اراده خارج می شود. البته در مورد خواب این خروج کامل نیست و بعداً دوباره روح هنگام بیداری بازگردانده می شود. در تله پاتی شما می توانید با اراده خود و بطور خود آگاه روح را تا حدی از قفس جسم جدا کنید و چیزهایی را ببینید که در حالت عادی قادر نیستید ببینید.(پس باید نترس و شجاع باشید). ● گام های ورود ▪ ابتدا باید خود را مجاب کنید که چنین چیزی ممکن است (لا اقل به امتحانش می ارزد). ▪ شما باید دارای تمرکز فکری بالایی باشید که لازمه آن عدم وابستگی به دنیا و ماده می باشد . بنابراین افراد نوجوان و کم سن و سال که هنوز در بند دنیا و زیبایی های آن نیستند راحت تر می توانند این کار را انجام دهند . نکته : برای افزایش تمرکز شما می توانید به مدت چند هفته هر روز سه بار تمرین زیر را انجام دهید. نفس عمیق بکشید و از عدد ۵۰ تا ۰ برعکس بشمارید، بدون اینکه تجدید نفس کنید. در هنگام شمردن سعی کنید به چیزی فکر نکنید. ▪ در اول شب و در یک اتاق نسبتاً تاریک که دارای هوای نه گرم و نه سرد باشد روی یک بستر نرم دراز بکشید. در اتاق به غیر از شما کسی نباشد و تقریباً صداهای بیرون نیز مزاحم نباشد. در همان حالت خوابیده به یک نقطه سیاه روی سقف خیره شوید و سعی کنید پلک نزده و نگاهتان از آن نقطه منحرف نشود. در این لحظه سعی کنید به چیزی فکر نکنید. البته این کار کمی زمان بر خواهد بود و شرط موفقیت مداومت و عدم ناامیدی است. برای این که مطمئن شوید که در مسیر درستی هستید، علایمی در طول مدت کار ظاهر می شوند. ابتدا شما در نوک انگشتان پا و دستها احساس بی حسی می کنید. در این حالت نگران نباشید زیرا آنها بطور خود آگاه در حال مردن هستند . و از کنترل روح شما خارج می شوند ولی بعداً برخواهند گشت . سپس این بی حسی و بی وزنی به جاهای دیگر بدن شما سرایت می کند. سپس چشمهای شما خسته می شوند و احساس می کنید پلکهایتان سنگین شده و شما تصاویر را مبهم می بینید. بعد از مداومت و عدم ناامیدی شما پس از حدود ده دقیقه تا شاید بیش از یک ربع ساعت شما ناگهان احساس خواهید کرد که تصاویری را می بینید که متعلق به فضای موجود و اتاق نیست؛ شما در حال ورود به عالم خلسه هستید. بعد از این قسمت را باید خودتان تعقیب کنید و من چیزی نمی توانم بگویم .(آن را که خبر شد خبری باز نیامد)!! اخطار! ممکن است کسی تمام سعی خود را بکند ولی نتواند موفق شود . اینچنین شخصی دارای اختیار وکنترل بر روح خود نیست و باید خود را با ریاضت و دوری از لذتهای دنیا آماده کند . اما نکته خطرناک اینجاست که ممکن است کسی وارد خلسه بشود و در این کار موفق باشد ولی در پایان نتواند دوباره به طور کامل برگردد و کنترل از دستش خارج شود . در این وضعیت سرنوشت شومی در انتظار اوست . او یا خواهد مرد یا در همان حالت خواب و بیداری مانند افراد دیوانه یا کسانی که به کما می روند ، خواهد ماند و یا ... و یا توسط عوامل بیگانه تسخیر خواهد شد!! ● آموزش خواندن فکر دیگران آیا مایلید به افکار کسی که در کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم می‌توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان بشناسیم‌.اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسی بهترین فرهنگ نامه آدم‌شناسی را برایمان می‌گشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار می‌شود و در مدت کوتاهی خواهیم توانست که به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیک شویم‌. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان می‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت می‌ شود هر چه بهتر و کامل‌تر با خود و دیگران ارتباط برقرار کنیم‌، احساس موفقیت از ایجاد یک ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می‌رساند و باعث تعالی افکار و رفتارمان در زندگی می‌شود. ▪ فرد خوددار اگر شخصی دستهایش را پشت کمر قفل کند، نشان می‌دهد که خود را به شدت کنترل کرده است‌.در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور کند. ▪ حالت تدافعی‌ اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله‌ای غیر منتظره و ناگهانی یا بی‌میلی برای تغییر چهره شخص است‌.اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است‌. ▪ متفکر گره کردن دستها به دسته‌های صندلی نشان می‌دهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است‌. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده می‌شود. ▪ دقت‌ وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره کرده در پایین صورتش قرار می‌دهد یعنی که با دقت است‌. این حالت نشان می‌دهد که شخص بادقت زیاد به صحبت‌های شما گوش می‌دهد و یک یک کلمات شما را می‌سنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم می‌خورد. ▪ بدگمان‌ انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است‌. او به صحبت‌های شما و صحت گفته‌هایتان تردید می‌کند. در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد. ▪ بی‌گناه‌ دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بی‌گناهی و درستکاری است‌. این حالت اثر باقیمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روی قلب قرار می‌دهند. ▪ مطمئن‌ این حالت دستها در مردها نشان می‌دهد که به آنچه که می‌گویند اعتقاد و اعتماد کامل دارند و در خانمها کمتر دیده می‌شود. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر می‌زنند نشان می‌دهند که به آنچه می‌گویند اطمینان دارند. ▪ مرموز دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان می‌دهد که شخص نظریاتش را پنهان می‌کند و به شما اجازه می‌دهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی که حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد کرد. ▪ظاهر ساز او آرام به نظر می‌رسد اما این آرامش پیش از توفان است‌. این حالتی است که بیشتر رؤسا به خود می‌گیرند تا خود را به گونه‌ای به زیردستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه آنها نیز کم نشود. ▪ آماده و موفق‌ قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی‌، میز، سکو و… نشانه حالت مالکیت است‌… در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.) ▪ اعتماد به نفس‌ تکیه زدن به صندلی در حالتی که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است‌. اگر شخصی در این حالت صحبت می‌کند به گفته‌های خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌های شما گوش می‌دهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را می‌داند. نگرشی بر دعا درمانی و نقش آن در زندگی انسان عصر حاضر بسیار تنهاست. این تنهایی از یک سو به علت افزایش مشغله، تفریحات و فعالیتهای انسان امروزی ایجاد شده است و از سوی دیگر از جدایی و بی اعتقادی وی به منشاء هستی ناشی می شود. این احساس تنهایی به نوبه خود با عوارضی سنگین همراه است که افزایش سرسام آور آمار طلاق، افزایش خشونت، فروپاشی خانواده ها و بسیاری از معضلات دیگر نمونه هایی از آن هستند. دعا و مناجات با پروردگار هستی، یکی از راههای نجات از این مشکلات به شمار می آید. بررسیهای اخیر نشان می دهد که هنوز هم شمار زیادی از مردم هنگام مواجهه با مشکلات و مصائب به دعا و مناجات روی می آورند. آثار دعا و مناجات تنها آرامش بخشی و کاهش فشار عصبی را به همراه ندارد بلکه با نتایج مادی و فیزیکی فراوانی همراه است. امروزه در مکاتب علمی جهان پدیده ای به نام دعا درمانی تا حدود زیادی جای خود را باز کرده است و بسیاری از متفکران به آثار دعا در جهان هستی اعتقاد دارند. یکی از کتابهای معروفی که در اواخر قرن بیستم در این زمینه به چاپ رسیده، کتابی است به نام «نجات روح: مجموعه ای از پژوهشهای روحی و علمی[۱]، اثر دکتر لری دوسی[۲].» در این کتاب با اشاره به پژوهشهای علمی در زمینه دعا درمانی، اصول دعا درمانی نیز درج شده است. در این مقاله تلاش می کنیم تا بخشی از مطالب این کتاب را به صورت خلاصه به تحریر درآوریم. یکی از جالبترین پژوهشها در این زمینه، در مبتلایان به بیماریهای قلبی انجام شده است. یکی از متخصصان قلب بیمارستان سن فرانسیسکو، ۳۹۳ بیمار مبتلا به مشکلات قلبی را از نظر پاسخ به دعا درمانی تحت بررسی قرار داد. وی این بیماران را به دوگروه دعا شده و کنترل تقسیم کرد. وی نام و شرایط جسمی بیماران گروه اول را به جمعی از افراد داد تا هر روز برای آنان دعا کنند. خود بیماران و پزشکان و پرستاران آنان نمی دانستند که هر بیمار در کدام گروه قرار دارد (این نوع پژوهش را در اصطلاح «دوسو کور[۳]» می نامند که از دقت بیشتری برخوردار است). نتایج این پژوهش بسیار جالب بود به نحوی که پس از ده ماه مشاهده شد که بیماران گروه دعاشده روند درمانی بهتری را در بیمارستان طی کرده بودند به نحوی که آنتی بیوتیک کمتری برای آنان مصرف شده بود، یا شیوع کمتری به عوارض ریوی دچار شده بودند و کمتر از گروه کنترل به استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کرده بودند. جالب آن که میزان مرگ و میر در این گروه نیز کمی کمتر بود (هرچند از لحاظ آماری تفاوت دوگروه در این زمینه چشمگیر نبود). این مطالعه همچنین نشان داد که فاصله و وابستگی افراد به فرد دعا شونده اثری بر قدرت دعا ندارد. دعا درمانی تنها در دیگران مؤثر نیست و خود فرد نیز می تواند از آثار آن بهره مند شود. یکی از پژوهشها به دانشگاه ردلند[۴] کالیفورنیا[۵] مربوط می شود. پژوهشگران این دانشگاه در سال ۱۹۵۱ نقش دعا درمانی را در بهبود مشکلات اعصاب و روان بررسی کردند. آنان بیماران خود را به سه گروه تقسیم کردند. گروه اول تحت روان درمانی قرار گرفتند، از گروه دوم خواستند که هر روز برای سلامتی خود دعا کنند اما به آنان آموزشی در این زمینه ندادند و گروه سوم نیز در جلساتی گروهی اصول دعا درمانی را آموختند و برای سلامت خود دعا کردند. برای آشنا کردن بیماران به مشکلاتشان نیز از سه آزمون رورشاخ (Rorschach)، زوندی (Szondi) و تی ای تی (TAT) استفاده شد. در پایان پژوهش گروه روان درمانی ۶۵ درصد بهبود نشان دادند و گروه دعا درمانی بدون آموزش هیچ بهبودی نشان ندادند. این درحالی بود که گروهی که تحت آموزش دعا درمانی قرار گرفته بودند ۷۲ درصد بهبود نشان دادند. اما نتایج پژوهشهای دعا درمانی تنها به انسانها محدود نمی شود. گروهی از پژوهشگران بنیاد پژوهشی اسپیندتریفت[۶] اثر دعا بر سایر موجودات را نیز بررسی کرده اند. آنان اثر دعا را بر رشد دانه های گندم سیاه یا چاودار بررسی کردند و نشان دادند که در شرایط یکسان، دانه هایی که برای آنها دعا شده بود به نسبت بیشتری جوانه زدند. این گروه سپس در بررسی دیگری، دانه ها را تحت شرایط فشار قرار دادند یعنی به جای آب معمولی آنها را با آب نمک آبیاری کردند. نتیجه پژوهش بسیار جالب بود و مشخص شد که در شرایط فشار میزان جوانه زدن و رشد دانه های دعا شده نسبت به دانه های کنترل بسیار بالاتر خواهد بود. آنان با افزودن میزان نمک آب و مشاهده واکنش دانه ها به دعا دریافتند که هرچه شرایط محیطی پرفشارتر شود اثر دعا درمانی روی این دانه ها در مقایسه با گروه کنترل، بیشتر خواهد شد. حال باید دید که در دعا چه نکاتی را باید در نظر داشت. دعا کردن بر دو پایه اساسی استوار است: صداقت و عشق. دعا باید با صداقت بیان شود. این امر بیش از آنچه به نظر می رسد دشوار است زیرا انسان به صورت ناخودآگاه تلاش می کند تا بر اساس نگرش و نظرات ذهنی خود حقیقتی را بیافریند و تمام تلاش خود را برای دفاع از این حقیقت به کار بندد. این تلاش حتی هنگامی که ما با پروردگار خود مناجات می کنیم نیز ادامه دارد و می تواند ما را از صداقت واقعی دور سازد. شاید اولین قدم برای رسیدن به صداقت قبول ضعفها و مشکلاتمان باشد. از سوی دیگر دعا باید عاشقانه باشد. عشق نیروی رشد دهنده حیات و مفهوم هستی است و شاید مناجات عاشقانه، بنده را چنان مجذوب کند که خواست و نیاز خود را در سایه جذبه عشق فراموش سازد و تنها به خالق خود بیندیشد و بس. که : عشق اسطرلاب اسرار خداست علت عاشق ز علتها جداست ● اصول دعا درمانی هنگام دعا درمانی چهار شرط مهم را باید در نظر داشت و آنها را در دعا رعایت کرد. این چار اصل عبارتند از تداوم و نظم دعا، تسلیم بودن، مثبت نگری و پذیرا بودن. ▪ تداوم و نظم دعا بسیاری از مردم تنها هنگام بروز مشکلات به دعا روی می آورند اما این کافی نیست. دعا باید به یکی از جنبه های ثابت زندگی تبدیل شود. دو رویکرد اساسی در این باره وجود دارد که هر کس می تواند مطابق با احساس نیاز خود یکی از این دو رویکرد را انتخاب کند. رویکرد اول دعا کردن در زمانهای خاص است. مثلاً صبح زود پس از بیدار شدن از خواب و هنگام شب پیش از رفتن به رختخواب. این نوع دعا کردن بیشتر در میان مسیحیان رایج است. عادت کردن به این شیوه دعا نیازمند برنامه ریزی و رعایت نظم است زیرا نوعی عادت محسوب می شود و برای جای دادن هر عادت در زندگی روزمره به برنامه ریزی نیاز داریم. انسان برای ایجاد یک عادت یا رفتار جدید به بیست و یک روز زمان نیاز دارد. روش دوم دعا کردن دائم است. این روش دعا کردن با انگیزه های عاشقانه بیشتری همراه است و فرد همیشه خود را در کنار پروردگارش احساس می کند. در این شیوه، فرد در هر فرصتی با پروردگار خود مناجات می کند به حدی که پس از مدتی وجود وی از روح دعا سرشار می شود و گویی تمام اعمال و رفتارش مناجات با پروردگار هستی است. ▪ تسلیم بودن یک مناجات کننده واقعی همه چیز را به پروردگار خود واگذار می کند و تنها تلاش کردن را وظیفه خود می داند. تسلیم بودن تنها به معنی پذیرفتن اجباری آنچه پیش می آید نیست. فرد باید تلاش کند که از پیشامدها راضی و خشنود باشد و چون آنها را ناشی از مشیت آفریدگار می داند، بپذیرد که وقوع آنها همواره در جهت خیر و صلاح اوست هرچند که در ظاهر ممکن است با منافع مادی و لحظه ای وی سازگار نباشند زیرا پایه و بنای تمام افعال هستی عشق است و بس. در تسلیم بودن دو اصل اساسی وجود دارد. اول این که باید بدانیم تسلیم بودن حالتی نیست که یکباره به آن برسیم و برای همیشه آن را حفظ کنیم بلکه بیشتر نوعی تمایل و نگرش است که با تلاش مداوم به دست می آید و باقی می ماند. دوم این که تسلیم و رضایت باید قابل شنیدن باشد. گوشهای ما به شنیدن مناجاتمان با پروردگار و تسلیم بودنمان به مشیت وی نیاز دارند. واگذار کردن نتایج همه چیز به پروردگار و تسلیم بودن محض، وجود ما را از ما و ترسها و وسواسهایمان خالی می کند و آنچه جای آن را می گیرد عشق، ایمان، رضایت و یقین خواهد بود. ▪ مثبت نگری هنگامی که فردی دعا می کند و چیزی را خالصانه از پروردگار خود می خواهد باید به اجابت آن نیز ایمان داشته باشد به عبارتی ایمان داشته باشد که به محض درخواست خالصانه چیزی از پروردگار، دعایش اجابت شده است. این امر ممکن است کمی پیچیده به نظر برسد زیرا ممکن است در زندگی روزمره ظاهراً با مواردی مخالف این نکته مواجه شده باشیم. اما به این پدیده باید عمیق تر نگریست. هنگامی که ما خواهان بروز تغییری هستیم (به ویژه اگر تغییری بیرونی مد نظر ما باشد)، باید توجه داشته باشیم که این تغییر الزاماً از همان مسیری که ما توقع داریم، ایجاد نمی شود و گاه سلسله ای از تغییرات دیگر به عنوان پیش نیاز این خواسته مطرح هستند که شاید بسیاری از آنها درونی باشند. در این موارد اگر ما به اجابت دعایمان اعتقاد نداشته باشیم و آمادگی پذیرش آن را در خود ایجاد نکنیم، ممکن است به سادگی از اجابت دعای خود پیشگیری کرده باشیم. ▪ پذیرا بودن آمادگی پذیرفتن آنچه که برای آن دعا کرده ایم یکی دیگر از اصول دعا است. این امر به ویژه هنگامی که برای خود دعا می کنیم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این بخش ارتباط بسیار نزدیکی با مثبت بودن دارد. به گفته پژوهشگران دانشگاه ردلند هرچه ما بیشتر بر خواسته های خود تأکید کنیم و آنها را از درون بپذیریم، بیشتر می توانیم شاهد اجابت خواسته های خود باشیم. البته در صورتی که این خواستها بر اصولی مانند بخشش، محبت، شجاعت، فراوانی، دوستی، سلامتی و مانند اینها استوار باشند. یعنی مسیر آنها با مشیت و اراده خداوند در یک امتداد باشند. ▪ دعای جهت دار و دعای غیر جهت دار تصور کنید که به بیماری خاصی مبتلا هستید. در صورتی که بخواهید برای درمان خود دعا کنید دو روش را در پیش روی دارید. یکی این که مستقیماً آنچه را که تصور می کنید درست باشد از پروردگار خود بخواهید. این گونه دعا کردن را دعای جهت دار می نامند. روش دیگر آن است که به سادگی همه چیز را به پروردگار واگذار کنید و به عبارتی به صورت غیر جهت دار دعا کنید. پژوهشگران هر دو روش دعا را تحت بررسی قرار داده اند. آنان نقش این دو گونه دعا را در رشد دانه های گیاهی بررسی کرده اند. جالب توجه آن که بر اساس یافته های آنان، اثر دعای غیر جهت دار به مراتب از دعای جهت دار بیشتر بوده است. این امر ممکن است ناشی از آن باشد که فرد به آگاهی خاصی درباره خواسته خود (مثلاً نوع بیماری و نحوه درمان آن) نیاز ندارد و جهت و روش برآورده شدن دعا را به پروردگار واگذار می کند. شما نیز می توانید پژوهشهای خود را درباره دعا آغاز کنید شما نیز می توانید آنچه را می خواهید در غالب دعایی از سر مهر، عشق و تسلیم آغاز کنید و تا مدتی دعادرمانی را به کار بگیرید و پس از آن نتیجه ای را که به دست آورده اید با شرایط اولیه مقایسه کنید. در این میان همواره به یاد داشته باشید که تغییرات بیرونی کمتر از تغییرات درونی اهمیت دارند زیرا بسیاری از تغییرات بیرونی که ما در انتظار آنها هستیم (مثلاً کسب ثروت، سلامتی، و مانند اینها) تنها هنگامی روی می دهند که ما از درون تغییرات مناسب را در خود ایجاد کنیم. به عنوان مثال اگر ما می خواهیم که در شغل خود موفق باشیم (تغییر بیرونی)، باید ابتدا توان و مهارت خود را بالا ببریم (پیش نیاز) و این امر مستلزم ایجاد روحیه پشتکار، اعتماد به نفس، و تلاش مداوم (تغییر درونی) خواهد بود. در صورتی که این اصول را به درستی رعایت کنید ممکن است با نتایج شگفت آوری روبرو شوید. نکاتی در مورد انرژی و انرژی درمانی انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ می‌نماید، اشیاء جاندار و بی‌جان را به‌هم مربوط می‌کند، از یک شیء به شیء دیگر جریان می‌یابد، برخلاف سایر پدیده‌ها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش می‌یابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. ● انرژی کیهانی اگر ماده را به‌عنوان انرژی تراکم یافته تعریف کنیم، احتمالاً حوزه انرژی کیهانی از عنصری تشکیل شده است که در حد واسط قلمرو آشنای فعلی ماده و انرژی قرار دارد. برخی از دانشمندان از پدیده انرژی کیهانی با نام بیوپلاسما یاد می‌کنند. ● ویژگی‌های انرژی کیهانی انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ می‌نماید، اشیاء جاندار و بی‌جان را به‌هم مربوط می‌کند، از یک شیء به شیء دیگر جریان می‌یابد، برخلاف سایر پدیده‌ها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش می‌یابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. حوزه انرژی انسان که با زندگی بشر ارتباطی تنگاتنگ دارد، تجلی حوزه انرژی کیهانی است. این حوزه را می‌توان به کالبدی نورانی تشبیه نمود که جسم فیزیکی را احاطه نموده، در آن نفوذ می‌نماید و تابش آن متأثر از خصوصیاتش بوده، غالباً هاله نامیده می‌شود. دستگاه عکاسی کرلین می‌تواند از انرژی بیوپلاسمیک یا نیروی اثیری که اطراف انسان و سایر موجودات زنده را احاطه کرده است، عکسبرداری کند. این میدان‌های انرژی نامرئی، مانند هاله‌های نورانی است که در آثار نقاشی ملل مختلف در اطراف چهره پیامبران و رهبران مذهبی ترسیم شده است. ● مراکز انرژی (چاکرا) در حوزه انرژی (در بدن انسان) گرداب‌های مخروطی چرخانی به نام چاکرا وجود دارد که نوک مخروط آنها به جریان نیروی عمودی اصلی متصل است. قسمت پهن این مخروط‌ها در حاشیه کالبدی قرار دارد که چاکرا در آن مستقر است. معتقدند که هفت لایه هاله و هفت چاکرای حوزه انرژی با هم ارتباط دارند. در هاله هر سطح با یکی از چاکراها در ارتباط می‌باشد. هر یک از گرداب‌های نامبرده با حوزه انرژی کیهانی، انرژی تبادل می‌کنند. برای هر فرد ۷ چاکرای اصلی و ۲۱ چاکرای فرعی و حدود ۱۳۰ ـ ۹۰۰ ریزچاکرا قائل هستند. دو چاکرای کوچک کف دست‌ها در درمان نقش بسیار مهمی دارند. بیماری در دستگاه انرژی معلول عدم توازن در انرژی یا بروز مانعی در مسیر آن است. به‌عبارت دیگر فقدان جریان انرژی در دستگاه انرژی انسان، نهایتاً منجر به بیماری می‌گردد. ● انرژی کیهانی و طب سوزنی بعضی از دانشمندان بر این عقیده‌اند که در همین انرژی اثیری محیط بر انسان با مسئله معالجات طب سوزنی رایج در چین، رابطه خاص وجود دارد. به این معنی‌که نیروهای حیاتی در درون جسم آدمی در مسیرهای خاصی در گردش هستند و با فروبردن سوزن‌های ظریف پلاتین در مسیر این نیروها است که می‌توان اشکالات و عدم تعادل بدن بیمار را کنترل و مرتفع نمود. ● انرژی کیهانی و اهرام مصر قدمت استفاده از انرژی کیهانی احتمالاً به زمان فراعنه یا حتی قبل از آنها برمی‌گردد. امواج انرژی کیهانی به‌علت شکل خاص هرم و زوایای متناسب آن در کنج‌ها تمرکز یافته و تقویت می‌شوند و سپس انعکاس این دسته امواج در یک نقطه در وسط هرم یکدیگر را قطع می‌کنند و بیشترین مقدار انرژی در این کانون (در فاصله یک سوم فوقانی ارتفاع هرم) متمرکز می‌شود. قرار گرفتن بیمار در داخل کانون هرم و یا مصرف آبی که مدتی در داخل هرم مانده و به اصطلاح باردار شده است به درمان بیماری‌ها کمک می‌کند. شایان توجه است که استفاده از این انرژی بر روی گیاهان (از طریق استفاده از آب انرژی‌دار)، اثرات مثبتی در رشد و نمو آنها دارد. ● انرژی کیهانی و کوهستان مناطق مختلف کره‌زمین دارای تراکم انرژی متفاوتی می‌باشد. از آنجائی‌که ما به‌طور مداوم با محیط و افرادی‌که با آنها سروکار داریم، در حال تبادل انرژی هستیم، قرار گرفتن در محیط‌های پرانرژی باعث افزایش انرژی ما می‌شود. از جمله این مکان‌ها محیط‌های کوهستانی است که اگر این محیط کوهستانی پوشش درختان جنگلی داشته باشد، از میزان انرژی بیشتری برخوردار است. به‌خصوص در کنار آبشارها انرژی خاصی وجود دارد و شاید به همین دلیل باشد که مردم از قرار گرفتن در زیر آبشار لذت می‌برند. اغلب معابدی که روی سیستم‌های انرژی کار می‌کنند، در کوهستان قرار دارند. مانند معابد کونگ‌فو. مکان‌های مقدس مربوط به همه ادیان نیز از جمله مکان‌های پرانرژی و دارای انرژی مثبت هستند. در سفری‌که چند سال پیش به کلیسای سنت استپانوس در جلفا داشتیم، اغلب افراد گروه حتی آنهائی‌که آشنائی زیادی با انرژی‌های کیهانی نداشتند در بازگشت از آنجا احساس شارژ شدن و سنگینی خاصی داشتند. من احساس می‌کردم که از فرط انرژی، لبریز شده‌ام. قرار گرفتن در چنین محیط‌هائی باعث آرامش درونی و شادابی انسان‌ها می‌شود. اگر چاکراهای فرد برای جذب انرژی آماده شده باشد، تأثیر بیشتری خواهد داشت. مکان‌هائی نیز وجود دارد که تراکم انرژی منفی در آنها بالاست و قرار گرفتن در آنها باعث تخلیه انرژی‌های مثبت، جذب انرژی‌های منفی و ایجاد کسالت روحی در افراد می‌شود. زمانی‌که فرد در چنین مکان‌هائی قرار می‌گیرد، احساس ناخوشایندی دارد و تمایل دارد که زودتر آن مکان را ترک نماید. مانند مکان‌هائی که در آنها اعمال غیرانسانی و ناشایست انجام گرفته و آثار آن هنوز باقی‌مانده است و مردم در اصطلاح می‌گویند: این مکان سنگین است. ● انرژی درمانی استفاده از انرژی کیهانی یا قراردادن بیماردر حوزه میدان انرژی، توسط درمانگر به‌منظور درمان یا شفادهی است. انرژی درمانی از شاخه‌های Complementary Medicine (طب مکمل) می‌باشد. ● راه‌های اصلی انتقال انرژی ▪ روش مستقیم در جلسه درمانی توسط درمانگر انرژی به بیمار داده می‌شود که معمولاً از طریق کف دست‌ها و چشم‌ها انجام می‌شود. انتقال انرژی از دست‌ها با تماس به بدن بیمار و یا ارسال انرژی بدون تماس فیزیکی تا شعاع ۱۵ متری به راحتی امکان‌پذیر می‌باشد. ▪ درمان از راه دور در یک جلسه حضوری، چاکراهای بیمار توسط درمانگر آماده می‌شود. سپس در جلسات متعدد به‌صورت غیرحضوری، رأس ساعتی که با درمانگر هماهنگ شده است (در شب) فرد در حلقه انرژی نشسته و انرژی دریافت می‌نماید. از مزایای این روش اتلاف وقت کمتر می‌باشد و چندین بیمار به‌طور همزمان می‌توانند انرژی دریافت نمایند. ▪ آب دارو آب خاصیت ذخیره و انتقال انرژی را دارا می‌باشد. مقداری آب (حدود ۲۰ ـ ۳۰ سی‌سی) در یک قطره چکان پلاستیکی یا شیشه‌ای ریخته می‌شود و درمانگر با دست خود به آن انرژی می‌دهد. آب توسط انرژی باردار می‌شود. این آب دارو بایستی دور از نور و حرارت (در یخچال) نگهداری شود و از تماس آب با اشیاء فلزی خودداری نمود چون انرژی آن جذب فلز می‌شود. مصرف آن به‌صورت قطره‌ای و به روشی خاص می‌باشد. با هر بار مصرف آب‌دارو بیمار معادل حجم یک جلسه انرژی دریافت می‌نماید. این آب دارو با روشی شبیه داروهای هامیوپاتی قابل تکثیر است. استفاده از این روش باعث می‌شود تا تعداد جلسات مراجعه حضوری کمتر شده و بیمار حجم بیشتری انرژی به‌طور مستمر دریافت نماید. ▪ از طریق تلفن در مواردی که امکان دسترسی به درمانگر مقدور نباشد، می‌توان انرژی را از طریق آب دارو یا تلفن یا برنامه‌های زنده تلویزیونی انتقال داد. در حین ارتباط تلفنی، بیمار در حالت ریلکس قرار می‌گیرد و انرژی را از طریق گوشی تلفن دریافت می‌دارد. ● موارد استفاده از انرژی درمانی ▪ تسکین درد دردهای ناشی از صدمات فیزیکی و جراحی و سرطان‌ها، دردهای عضوی، عصبی و ران‌تنی، میگرن و سردرد، نورالژیا (درد عصب سه‌قلوی صورت)، پریودهای دردناک و... در مورد تسکین درد باید توجه داشت که درد، بیماری نیست بلکه نشانه بیماری می‌باشد و زمانی اقدام به درمان و تسکین درد نمود که از نظر موارد پاتولوژیک (مانند وجود تومور) بیمار بررسی شده باشد. ▪ آرامش اعصاب کاهش فشارهای عصبی و عصبانیت، هیجانات، استرس، اضطراب، بی‌قراری، پرخاشگری، افسردگی
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/52778
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید