امروز سه‌شنبه 13 مرداد 1405

Tuesday 04 August 2026

گذر از حق محوری


1401/08/01
کد خبر : 41564
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 90 نفر
غالباً پدیده های اجتماعی و سیاسی در بستر شکل گیری مولفه هایی در جامعه به وجود می آیند که واکاوی این مولفه ها راه را برای شناخت جامع تر آن پدیده ها هموارتر می سازد. اگر جامعه از مسیر میانه روی و خط اعتدال خارج شود مسلماً عواملی در این امر دخیل بوده اند که در این مختصر سعی در پرداختن به جنبه هایی از آن است. اولین مولفه یی که رادیکالیسم و افراطی گری را موجب می شود گذر از حق محوری است. به این معنی که افراد و گروه هایی که به دنبال حق و واقعیت نیستند به تدریج گرفتار افراط و تندروی می شوند. در نشریه بعثت که در قم منتشر می شود سال هاست فرمایشی از امام(ره) نقل می شود که در اینجا نیز موضوعیت دارد. امام فرموده اند که فکر نکنید دعواهای ما به خاطر خداست، ما همه دعواهایمان به خاطر نفس است. به عبارت دیگر نفس یعنی خودخواهی، یعنی کسانی که از حق و خدا می گذرند، منافع خود را بر منافع ملت ارجح می دانند و بر سر منافع شان مشی اعتدالی را کنار می گذارند. اگر گروه های سیاسی و افراد، سود و منفعت کشور را بر منافع خود مقدم بدارند هرگز راه افراط را در پیش نمی گیرند. یکی دیگر از مولفه ها خشم و تعصب است. خشم و تعصب افراطی مانع از آن می شود که افراد واقعیت ها را ببینند. عامل تاثیرگذار دیگر نیز تلاش برای حفظ موقعیت و قدرت یا رسیدن به قدرت است که منجر به رفتارها و تصمیمات رادیکالی می شود. دیگر مولفه یی که بسترساز حرکت جامعه به سمت تندروی است استفاده از نیروهای غیرعلمی است. زمانی که در اجتماعات بشری از نیروهای غیرعلمی به صورت گسترده استفاده شود کار به افراط می کشد. وقتی متخصصان و کارشناسان باتجربه در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی مورد سوال و مشورت قرار نگیرند کار به دست افرادی می افتد که دانش لازم و کافی را ندارند بنابراین راه حل هایی را برای حل مشکلات ارائه می دهند که کارشناسی و صحیح نیست. بی انصافی، دیگر ویژگی افراد و گروه های تندرو است. خود را به جای دیگران نگذاشتن همان خودمحوری است که بر اساس آن توانایی نگاه به مسائل از منظر دیگران را از انسان سلب می کند. این امر نتیجه اش نپذیرفتن افرادی است که انتقادی دارند. وقتی انتقاد پذیرفته نشود راه افراط گرایی هم باز می شود. نکته مهم دیگر این است که نباید هر مشکل اجتماعی را به خارج از درون جامعه نسبت داد. چرا که این مساله خود، راه را دشوارتر می سازد؛ همچون مسائلی که در یک خانواده ممکن است به وجود آید. اگر در خانواده مشکلی بروز کند اگر آن را به غیر نسبت بدهیم غالباً دچار خشم می شویم. البته در جامعه بارها گفته می شود که ما مشکلاتی داریم اما این گفته کلی و مبهم است. در حالی که باید مشکلات را به دقت و به صورت شفاف مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم تا در هر بخشی مشکلات مشخص باشد. در این صورت است که در هر بخشی مسوول آن بخش باید پاسخگو باشد و برای حل مشکل اقدام کند. به خاطر دارم زمانی که در سال ۶۳ به وزارت آموزش و پرورش رفتم در آنجا معاونان وزارت هر کدام در بخشی که مسوولیت داشتند مسائل و مشکلات را دسته بندی کرده بودند. به این ترتیب بود که با یک برنامه ریزی مشخص تلاش شد در هر سال قسمتی از آن مشکلات برطرف شود. بنابراین یکی از مسائل کلی گویی در مورد مشکلات است که مانع از حل سریع مشکلات می شود. اما در توده مردم آنچه کار را به افراط می کشاند بی دانشی و داشتن اطلاعات نادرست و در نتیجه آن احساساتی شدن است. در این فضا قدرت تحلیل درست وجود ندارد. بر اساس همین نکات که به عنوان مولفه های به وجود آورنده افراطی گری ارائه شد اگر بخواهیم به اعتدال بازگردیم باید بسیاری از اینها را در رسانه ها و بخش های فرهنگی و تعلیم و تربیت مطرح کنیم. باید دردها را بررسی کرد و در بخش ها و سطوح مختلف جامعه به آنها پرداخت و اشخاص را متوجه کرد که تعصب بیجا نداشته باشند. باید قبول کرد که اختلاف نظر در جامعه امری طبیعی است. خداوند نیز در قرآن فرموده ما نخواستیم همه یکسان فکر کنند و به این نکته اشاره شده است که پیوسته مردم دارای نظرات گوناگون هستند. در این راستا باید از نخبگان معتدل تمجید کنیم و آنها را به صحنه بیاوریم. در این بین به خصوص صدا و سیما نقش بسیار مهمی در حرکت جامعه به سوی اعتدال و دعوت مردم به تفکر و تعقل و پیگیری راه میانه روی دارد. در سوره زمر می خوانیم که بندگان خدا را بشارت بده، آنها که اقوال را می شنوند و سپس از خوب ترین اش پیروی می کنند. به تعبیر دیگر باید گفت مردم میان مواضع مختلف تجزیه و تحلیل می کنند، نادرست ها را کنار می گذارند و درست ها را انتخاب می کنند. قرآن وقتی می خواهد به مسلمانان آموزش بدهد که با غیرخود چگونه رفتار کنند ابتدا به حسن رفتارهایشان اشاره می کند و سپس به نکات منفی آنها می پردازد. قرآن زمانی که می خواهد به ما درس نقد و اعتدال بدهد می گوید ابتدا خوبی طرف مقابل را بگویید و سپس به اشکالش بپردازید. یک نمونه دیگر در تاریخ اسلام جنگ احد است که جنگی دردناک بود. چرا که در آن جنگ هم عموی پیغمبر شهید شد و هم خود پیامبر آسیب دید. علت آن هم این بود که عده یی به خاطر غنائم جنگی تنگه استراتژیک را رها کردند و به این ترتیب جنگ مغلوبه شد. خداوند وقتی می خواهد درس اعتدال و میانه روی بدهد به پیامبر می گوید با همین افراد که سبب شکست تو شدند از آنها بگذر و با آنها مشورت کن. قرآن درس های زیادی دارد. افسوس که ما به این درس ها توجه کافی نداریم. با استفاده از همین درس ها و نکات آمده در قرآن است که باید مردم را به تفکر، تعقل، انصاف و دوری از تندروی دعوت کرد. نباید کاری کرد که دشمنان ما شاد شوند. هنوز مثل همیشه معتقدم برخی کشورها همچنان دشمن ما هستند. قدرت های بیگانه نظیر امریکا، انگلیس، روسیه و چین منافع ما را نمی خواهند و تنها به دنبال اهداف و منافع خود هستند. منافع ما در درون ملت ما و در درون قلب های جوانان ما است. بنابراین نباید منافع ملی مان را در جای دیگر جست وجو کنیم بلکه این خواست ها و صلاح ملت ماست که آینه تمام نمای منافع ما خواهد بود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/41564
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید