امروز پنج‌شنبه 15 مرداد 1405

Thursday 06 August 2026

گوشه هایی از مفاسد مالی خاندان پهلوی


1401/08/01
کد خبر : 43042
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 79 نفر
● مفاسد مالی خاندان پهلوی به طور کلی می توان دو نوع فساد مالی را در دستگاه حکومتی پهلوی بر شمرد؛ اختصاص پول و تسهیلات دولتی به خود و شراکت با اشخاص ثالث در معاملات دولتی و اخاذی و رشوه گیری های فراوان که فرصت طلایی پول اندوزی در اختیار خویشان شاه قرار می داد. برای آنکه فساد مالی خاندان پهلوی افشا شود، باید نگاهی به دوران رضاخان نیز داشته باشیم؛ رضاخان در آغاز کار، نه ثروتی داشت و نه قطعه زمینی،اما با ادامه سلطنت و بسط قدرت، املاک و زمین های زیادی را در حاصلخیزترین نقاط کشور تصاحب و ثروتی هنگفت کسب کرد؛ چنان که به هنگام ترک ایران در سال ۱۳۲۰ شمسی، بزرگ ترین مالک و زمین دار ایران بود. رضاخان با توسل به شیوه هایی چون مصادره اموال و املاک افراد مغضوب، ضبط اموال مجهول المالک، خرید املاک از مالکان عمده با قیمت های بسیار نازل، قبول هدایا، خرید مستغلات و اراضی مزروعی پایین تر از قیمت بازار از مالکن مرعوب، تحت فشار گذاشتن مالکان از راه های گوناگون مثل قطع آب تا قبول قیمت نازل، به زور شلاق و شکنجه و راههای دیگر، به بزرگ ترین فئودال و زمین دار ایران تبدیل شد. رضاخان نیرنگ های زیادی به کار می برد تا مالک زمین های مرغوب شود؛ از جمله این نیرنگ ها این بود که وی با فرستادن افسران خود به شمال دستور می داد که هر ملک مرغوبی را می دیدند، برای شاه بگیرند؛ این کار به شیوه خاص انجام می گرفت؛ به این ترتیب که ابتدا اطلاعات لازم کسب می شد که آیا زمینی که شاه مدعی و طالب تصرف آن است، به کسی تعلق دارد یا نه، سپس چاهی حفر می کردند؛ اگر چاه به مدت ۲۴ ساعت آب می داد، کافی بود که بگویند «اراضی جزء املاک است و معنی این کلمه این بود که تمام اراضی از آن من است و مالک، شاه است.» رضاخان در غضب املاک سیری نداشت و این نقطه ضعف، مورد سوء استفاده اطرافیانش قرار می گرفت؛ فردوس می نویسد: «اگر می خواستید رضاخان خوشحال شود، درجه بدهد، مقام بدهد، یا پیشنهادی را تصویب کند، قبل از شروع، نام چند ملک را با مشخصات و قیمت آن مطرح می کردید و مطمئن بودید که کارتان انجام می شود.» تا سال ۱۳۲۰ ش که زمان خروج رضاشاه از ایران بود، درآمد سالانه رضاشاه به ۷۰۰ میلیون تومان می رسید که از این مبلغ هر ساله ۶۰ میلیون تومان به خارج منتقل می شد. شمار روستاهایی که رضا شاه در مدت سلطنت خود تصاحب کرد، بالغ بر ۲۱۶۷ پارچه بود. شمار افرادی که درآمدشان در زمان سلطنت رضاشاه به جیب وی می رفت، بالغ بر ۲۵۴۵۸۵ نفر بود. در دوره ۱۷ ساله سلطنت رضاشاه، بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت به نام او صادر شد. رضاشاه همچنین سالی ۱۲۰۰۰ لیره از شرکت نفت انگلیس و ایران بابت حق عبور لوله های نفتی از زمین هایی که تصاحب کرده بود، دریافت می کرد. گام بعدی رضاخان برای تصاحب اموال مردم، دستور وی به مجلس شورای ملی بود که قانون «فروش املاک خالصه» را به تصویب رساند تا او بتواند بهترین املاک خالصه را به نام خود و فرزندانش منتقل کند. رضاخان تا آخرین روزهای سلطنت دست از زمین خواری نکشید. حتی نقل شده است که او به هنگام کناره گیری، مشغول تصاحب یک منطقه وسیع از اراضی خوب نزدیک «کرند» از راه خرید اجباری به حساب شخصی خودش بود. بعد از رفتن رضاخان، محمدرضا بر تخت سلطنت نشست و چون در زیر فشار و خواست مردم و افکار عمومی بود، وانمود کرد که می خواهد زمین های مردم را به آن بازگرداند، اما او هرگز حاضر نبود حتی یک جریب از زمین های موروثی خود را به رعایا واگذار کند؛ مگر آن که ده ها برابر قیمت زمین از آن سود برده باشد. «سیمون می شود» مخبر خبرگزاری فرانسه در تهران در این باره اظهار می دارد: «عده ای از منسوبین دربار شاهنشاهی، اراضی مرغوب و قابل استفاده را به عناوین مختلف تصاحب نموده، اراضی و املاکی را که غالباً قابل بهره برداری نیستند، به صورت تحمیلی و اجباری به رعایا واگذار می نمایند …» روش دیگر برای تحمیل کردن زمین های نامرغوب به زارعان، اعطای وام از سوی بانک ها با بهره بالا و قسط بندی بازپرداخت وام و بهره آن بود. البته در بیشتر موارد، ربع یا نصف آن مبلغ به عنوان پیش قسط دریافت می شد و تا خاتمه پرداخت، زمین در رهن اداره املاک می ماند. اقداماتی از جمله اصلاحات ارضی، انقلاب سفید خاندان پهلوی نیز منجر به چپاول هر چه بیشتر مردم ایران بالاخص قشر زحمت کش و مستضعف کشاورز و روستایی و تاراج دسترنج آنان می شد. «در جریان اصلاحات ارضی، شاه ۱۱۰۶ ده را فروخت و تا سال ۱۳۴۷ ش از بابت اقساط زمین های فروخته شده، ۲/۱ میلیارد ریال پول گرفت. بهای کل این زمین ها در آن زمان تقریباً ۱۰ میلیارد ریال تخمین زده می شد. ۱۰۹۲ ده فروخته نشده هم چنان به عنوان املاک اختصاصی شاه باقی ماند.» پس از اجرای اصلاحات ارضی، از ۶/۳ میلیون خانوار روستایی، ۲/۲ میلیون خانوار با شرایط سنگین به طور اقساطی صاحب زمین شدند و ۴/۱ میلیون خانوار، هیچ نصیبی نبردند و به کارگر کشاورز مبدل شدند. از ۰۰۰/۲۰۰/۸ هکتار کل اراضی قابل کشت، ۰۰۰/۷۰۰/۴ هکتار به عناوین گوناگون در چنگ زمین داران باقی ماند. در حالی که بار سنگین قسط و اجاره بها و انواع وام ها بر دوش میلیون ها روستایی سنگینی می کرد، در مقابل، انواع تسهیلات برای زمین داران صاحب سرمایه مهیا شده بود. پس از ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ ش بنا به درخواست محمدرضا و تصویب مجلس شورای ملی، املاک اختصاصی به مالکیت محمدرضا درآمد. بدین ترتیب ۲۴۰۰ آبادی از املاک غصبی رضاشاه مجدداً از آن محمدرضا شد و عنوان عوام فریبانه «موقوفات خاندان پهلوی» به آن داده شد. در سال ۱۳۳۰ ش، شاه دفتر املاک اختصاصی را برای به جریان انداختن پول های حاصل از فروش املاک سلطنتی به کار انداخت. اشرف پهلوی در کتاب «من و برادرم» ضمن اعتراف به تلاش خود در بهره بردن از وضعیت نابسامان زمین و بازار می نویسد: «در این فضای اقتصادی، بازار مستغلات نیز رونق گرفت. قیمت زمین گاه چند صد برابر ترقی می کرد و مثل بسیاری دیگر، من نیز توانستم از طریق چند معامله ملکی از جمله پروژه خانه سازی، به مقیاس هزار ویلا بر ثروت شخصی خود بیفزایم.… در عرض چند سال، قیمت زمین هایی که داشتم، سرسام آور بالا رفت و در نتیجه امکانات گسترده ای برای سرمایه گذاری در زمینه های دیگر در اختیار من گذاشت.» محمدرضا و دیگر اعضای خاندان پهلوی، علاوه بر دارایی تصاحبی، روحیه غضب و تصاحب را نیز از پدرشان به ارث برده بودند و زیردستان خاندان پهلوی نیز در اجحاف بر مردمان محلی در خرید زمین های آنان، دست کمی از اربابان خود نداشتند. پیشکش کردن زمین، ملک یا محلی برای خوش خدمتی، از جمله راه های تقرب به دربار بود. در ناحیه آریاشهر، یکی از مالکان محلی، یک دانگ زمین تفکیکی در منطقه به متراژ حدود ۶۰ هزار متر مربع را به اشرف واگذار کرد. پس از سال ها تصاحب و بهره برداری نادرست و غارت و استعمار دهقانان به دلیل کاهش سوددهی و جذابیت زمین های زراعی و بروز برخی مسایل سیاسی و اجتماعی، هم چون وقایع مربوط به زمان دولت مصدق و ناآرامی های پس از آن و فشارهای داخلی و خارجی، به موجب قانونی که به مجلس سیزدهم ارایه شد، خاندان پهلوی با هدایت محمدرضا مصمم شد بسیاری از زمین های زراعی را به دولت، رعایا و دیگر خریداران بفروشد. عواید فروش این زمین ها، به جاهای امن هم چون بانک های سوئیس، فرانسه و آمریکا انتقال یافت یا در معاملات سودزا و صنایع مصرفی سرمایه گذاری شد. محمدرضا پهلوی ادعا کرد که در دومین قدم برای اجرای انقلاب سفید شاه و مردم ، املاک غصبی پدرش را پس از چندین سال بهره برداری به دهقانان خواهد فروخت. پس از آن، او با سپردن قبض های اقساطی ۲۵ ساله دهقانان به بانک ملی ایران وجه قبوض مزبور را نقدا و بدون تنزل از بانک ملی دریافت کرد تا سرمایه خود در جای مطمئن تری به کار اندازد. محمدرضا به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان، قسمت اعظم ثروت ایران را در اختیار داشت. او با سرمایه گذاری در جزیره کیش، تاسیس هتل و قمارخانه و کازینو، منابع بسیاری را به دست آورد. قمارخانه ای که شاه در کیش ساخته بود، با کازینوهایی مثل مونت کارلو در یک سطح بود. تمام هزینه های ساختمانی جزیره کیش که شامل میلیون دلار بود، از بودجه دولتی مصرف گردید و پرواز بین تهران و کیش برای برخی از درباریان مجانی بود. ● بنیاد پهلوی به دنبال افزایش درآمدهای نفتی و فعالیت های تجاری و کشاورزی، شاه تصمیم گرفت محلی برای تمرکز سرمایه خود در آن به منظور قانونی کردن ثروت بی حساب خود و کاستن از فشار سخنانی مبنی بر غصبی بودن دارایی های خود تاسیس کند، بدین ترتیب در سال ۱۳۳۷ ش، بنیاد به جای دفتر املاک اختصاصی ایجاد شد. این بنیاد در ظاهر یک سازمان خیریه بود که از ثروت شخصی شاه تغذیه می کرد اما انتقال ثروت شاه به این بنیاد، از آن جهت بود که از فشار گروه هایی که معتقد بودند دارایی های شاه غصبی و متعلق به مملکت است، می کاست. این بنیاد در حقیقت در تیول شاه قرار گرفت و او به همراه خانواده اش جزو سهامداران عمده اکثر موسسات و شرکت موجود در ایران درآمدند. شخصیت اول بنیاد شاه بود و ۵/۲ درصد درآمد خالص بنیاد، متعلق به او بود. بعد او ده نفر از اعضای برجسته بنیاد هر کدام ۵/۲ درصد درآمد خالص را بهره مند می شدند. ۵ نفر از این افراد، از مقام های حکومتی، یعنی نخست وزیر، وزیر دربار، رئیس سنا، رئیس مجلس دیوان عالی کشور بودند و پنج نفر بعدی را شاه مستقیماً بر می گزید. روی هم رفته بنیاد در ۲۰۷ شرکت سهم داشت و رقمی حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد درآمدهای بنیاد به اعضای خاندان سلطنت می رسید. بنیاد پهلوی از آغاز کار خود، برنامه های خیریه و نیکوکارانه زیادی را اعلام کرد و توانست از با این تبلیغات خیرخواهانه مبلغ چشم گیری را از بودجه مملکت به خود اختصاص دهد. بنیاد پهلوی به ادعای بانک داران غربی سالانه بیش از ۴۰ میلیون دلار کمک مالی دریافت می کرد که محل مناسبی برای زد و بند و فرار از مالیات برخی از اعضای خانواده پهلوی بود. به عنوان مثال یکی از بانک های سوئیس در گزارش ماهانه خود درباره بنیاد پهلوی، درآمد بنیاد را در ماه اعلام گزارش ، «۱۲ میلیون دلار» برآورد کرده بود که از طرف شرکت ملی نفت ایران به حساب بنیاد پهلوی واریز شده بود. سرمایه بنیاد پهلوی، تنها دارایی شاه و اطرافیان او نبود، بلکه شاه قسمتی از پول حاصل از فروش سالانه نفت و وام های دریافتی از آمریکا و بانک جهانی را به حساب بنیاد پهلوی منتقل می کرد. دولت آمریکا طی سال های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ هشت بار اقدام به پرداخت وام به دولت ایران کرد. جمع کل این وام ها ۴۳۳/۱۵۲/۸۵۶/۶ دلار بود که از این مبلغ جمعاً ۰۰۰/۵۰۰/۴۲ دلار به حساب بنیاد پهلوی منتقل گردید. هم چنین در سال ۱۹۶۲ مبلغ ۱۲ میلیون دلار از سوی شرکت ملی نفت ایران و مبلغ ۶ میلیون دلار از سوی سازمان برنامه به حساب بنیاد پهلوی واریز گردید. در واقع شاه توانست با ترفند ایجاد بنیاد پهلوی از واگذار کردن مقدار زیادی از موارد غصبی رضاخان به صاحبان آن سرباز زند و هم به ثروت بی حساب خود، بیافزاید. ● افشاگری هایی از فساد مالی خانواده سلطنتی اعضای خانواده و وابستگان خاندان پهلوی راساً یا توسط نمایندگان یا اطرافیان خود، در تمام فعالیت مالی و اقتصادی وارد شده بودند و از هر مکانی برای کسب پول استفاده می کردند. «اعضای خانواده سلطنتی، وام های کلانی از بانک ها می گرفتند و در امور مختلف تجاری و صنعتی سرمایه گذاری می کردند. در طی دهه ۱۹۵۰، پهلوی ها ثروتمندترین سوداگران ایران محسوب می شدند.» «در ایران هیچ موسسه اقتصادی مهم، چه در بخش خصوصی و چه در بخش بانکی و چه در بخش های کشاورزی و صنعتی وجود نداشت که شاه در آن سهیم نباشد.» احمد شریفی- سرپرست هیات بازرسی کل کشور- می گوید: «متاسفانه به هر یک از شرکت ها و موسسات بازرگانی که مراجعه می شود، خود را وابسته به اعضای خاندان سلطنت معرفی می نمایند. از جمله اولیای شرکت مریخ، خود را وابسته به ملکه مادر و اولیای بانک بازرگانی خود را وابسته به اشرف پهلوی قلمداد می نمایند.» اعضای خاندان سلطنتی این امکان را داشتند که به مجرد این که کسی موقعیت مناسبی برای سود بردن از معامله ای یا انجام فعالیتی به دست می آورد، به سرعت وارد کار می شدند و منافع او را به نفع خود از چنگ وی خارج می کردند و معاملات پرسود را به انحصار خویش در می آوردند. ملکه مادر، همسر، برادران و خواهران شاه برای انجام این اقدامات هر کدام دفتر مخصوصی تاسیس کرده و افراد زیادی در آن گرد آورده بودند که تمامی هزینه ها و مواجب کارکنان دفاتر، از بودجه ای که در اختیار وزیر دربار شاهنشاهی قرار داشت، تامین می شد. ● اشرف پهلوی، رکورددار فساد مالی در خاندان پهلوی اشرف پهلوی، در فساد مالی نیز گوی سبقت را ربوده بود و فعال ترین و در عین حال فاسدترین فرد در بین اعضای فامیل بود. او اشتهای سیری ناپذیر در کسب قدرت، ثروت و شهوت داشت و حتی شاه در این موارد به پای او نمی رسید. او زنی ماجراجو و قدرت طلب ود و در این راه از خرج پول و صرف نیرو ابایی نداشت. وی هم چنین شامه ای بسیار قوی در استشمام بوی پول و منفعت داشت و راه های بسیاری برای کسب آن می شناخت و از این مهارت خود به خوبی استفاده می کرد. از جمله امتیازاتی که اشرف به دست آورد، حق انحصاری فروش بلیت های بخت آزمایی بود که او از این راه درآمدی کلان کسب کرد. این زن در بازار مستغلات و معاملات ملکی و پروژه های شهرک سازی و خانه سازی نیز فعال بود و به گفته خود حدود یک میلیون متر مربع ملک و زمین در کنار دریای خزر و نیز املاکی در گرگان و کرمانشاه از رضاشاه به ارث برده بود که قیمت آنها بعدها ترقی بسیار کرد. بازار جواهرات نیز از دیگر عرصه های فعالیت اشرف بود. از دیگر اقدامات اشرف، اعمال نفوذ و کسب چند درصد از عوارض گمرکی کشور و درصدی از درآمدهای حاصل از فروش بنزین به نفع سازمان زیر نظر بود. اشرف با همکاری پسرش شهرام در زمینه قاچاق عتیقه نیز فعالیت می کرد و آثار ملی و فرهنگی و عتیقه های گرانبها و گنجینه های باستانی را از کشور خارج می کرد. بیش ترین بخش درآمد اشرف و دریافت های او از شرکت ها و موسسات داخلی و بویژه موسسات خارجی، از راه پورستانتر و حق دلالی حاصل می شد. بسیاری، اشرف را سلطان مواد مخدر ایران نیز می دانند. فردوست یکی از کسانی است که درباره اشرف پهلوی می نویسد: «اشرف، قاچاقچی بین المللی بود و به طور مسجل عضو مافیای آمریکاست. او به هر جا که می رفت، در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرأت نمی کرد آن را بازرسی کند. این مسأله توسط بعضی از ماموران به من گزارش شد و من نیز به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می کند. محمدرضا دستور داد که به او بگویید این کار را نکند. همین! چه کسی بگوید: من؟ موقعی که خود محمدرضا نمی توانست یا نمی خواست جلوی اشرف را بگیرد، من که بودم و چگونه می توانستم؟». ● شهرام نوه رضاشاه شهرام پهلوی نیا، پسر بزرگ اشرف و نوه رضاشاه، نمونه دیگری از افرادی است که با سوء استفاده از موقعیت خاص خانوادگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی حاکم، در چند سال به ثروتی باور نکردنی دست یافت. «ژرارد دوویله» - بیوگرافی نویس فرانسوی شاه- گزارش می دهد که شهرام توانسته است در مدت دو سال، ثروتی در حدود ۵۰ میلیون دلار جمع آوری کند. او به تنهایی سهامدار عمده هشت شرکت بود. برخی شهرام پهلوی نیا را واسطه سرشناسی در انحصارات امپریالیستی نام برده اند. امیر اعلایی می نویسد: «نوه [رضا] شاه- شهرام- ظرف چند ماه، پنجاه میلیون دلار به جیب زد و در یک خرید هلی کوپترهای نظامی سوء استفاده های بسیار کرده است.» شهرام از هیچ اقدامی برای کسب ثروت کوتاهی نمی کرد به گونه ای که برخی از او به عنوان جاسوس و خبررسان شرکت های بزرگ مثل شرکت «نورتروپ» آمریکا نام برده اند. شهرام با توسل به چنین اقداماتی، ثروت بسیاری کسب کرد؛ آن چنان که قصد داشت در سال ۱۳۵۴ جزیره ای به نام گاروب را به مبلغ بیست میلیون دلار خریداری کند. ● فسادمالی دیگر زنان خاندان پهلوی خواهران محمدرضاشاه، زنان رضاخان و دیگر زنان خاندان پهلوی در فساد مالی این خاندان گوی سبقت را از مردان خاندان ربوده بودند؛ شمس، فرزند ارشد رضاخان و خواهر محمدرضا، بر خلاف خواهر کوچک ترش – اشرف- میل چندانی به دخالت در مسایل سیاسی و کسب شهرت و مقام نداشت، ولی در فعالیت های اقتصادی و معاملات تجاری و ملکی و … کم تر از خواهرش نبود. شمس نیز همانند خواهران و برادرانش، زمین های زیادی از پدرش به ارث برده بود، اما با اعمال نفوذ خود و با وارد شدن به معاملات ملکی و فعالیت های زمین خواری، روز به روز بر ثروت خود می افزود؛ به عنوان مثال شمس با اعمال نفوذ خود موفق شد مسیر بزرگراه تهران – کرج را به نوعی منحرف کند که از وسط املاکش در کرج بگذرد تا بتواند زمین های خود را به بهای چندبرابر نرخ معمول به خریداران بفروشد. زنان رضاخان و از جمله ملکه مادر – مادر محمدرضا- صاحب املاک و موسسات کشاورزی و اراضی در نقاط گوناگون ایران بود. فرخ با وجود داشتن قدرت و اعتبار لازم، وارد زد و بندهای سیاسی و اقتصادی می شد. شهناز پهلوی، دختر فوزیه و اولین فرزند محمدرضا، سهامدار عمده شرکت های بزرگ ژاپنی ودیگر کشورها در ایران بود. ● فساد مالی برادران محمدرضاشاه برادران محمدرضا در تمامی جنبه های اقتصادی دخالت و نفوذ داشتند و امپراتوری عظیم مالی و اقتصادی در تمام جنبه های آن به وجود آورده بودند. آنان در راه کسب سود بیش تر، به اعمال زشتی دست می زدند؛ غلامرضا انحصار سیمان کشور را در دست داشت و اجازه نمی داد کس دیگری اجازه تاسیس کارخانه سیمان را بگیرد و در نتیجه مملکت دچار کمبود سیمان بود. او در جنوب تهران به کار آپارتمان سازی و فروش آن به مردم اشتغال داشت؛ محمودرضا، امتیاز کشت تریاک را داشت و محصول تریاک خود را در بازار سیاه می فروخت؛ عبدالرضا از کمپانی ژاپنی رشوه می گرفت تا برای آنان در ایران تسهیلات تجاری فراهم کند؛ حمیدرضا اگر چه به علت فساد اخلاقی شدید و اعتیاد به هروئین، خود و همسرش هما، از خانواده طرد شده بود، ولی او نیز منافعی در برخی از موسسات تجاری داشت و … ● رشوه شیوه مرسوم خاندان پهلوی رشوه دهی و رشوه خواری شیوه مرسوم خاندان پهلوی بود؛ ابوالحسن ابتهاج در خاطرات خود می نویسد: «در تهران همه می دانند که راه موفقیت در معاملات، از طریق جلب حمایت او (شاه) است؛ آن هم به وسیله دلال هایی که حسن شهرت شان قابل بحث است و بدین ترتیب به تقاضای آن ها اولویت داده می شود. در این نوع موارد، منافع سلطنتی معمولاً به طور محرمانه تامین می شود و شاه به وسیله اشخاص و نوکرهایی که به آن اطمینان دارد، عمل می کند.…» دریافت رشوه در هنگام عقد معاملات اقتصادی یا سایر موارد، به مسأله ای معمولی و جاافتاده ای تبدیل شده بود و خانواده سلطنتی دریافت آن را حق خویش می دانستند؛ در ادامه به طور خلاصه به چند مورد از رشوه های کلانی که به حساب شخصی شاه واریز و یا به اعضای خانواده وی پرداخت شده است، اشاره می کنیم؛ در یکی از موارد، شاه با یک شرکت انگلیس در مورد احداث جاده ای مرسوم به جاده سوم مذاکره می کند و قرار می شود که برای حفظ ظاهر، احداث این جاده به مزایده گذارده شود و شرکت انگلیسی برنده اعلام گردد، شاه هم چنین امتیاز خرید و فروش زمین های اطراف جاده سوم را نیز به شرکت نام برده واگذار کند در قبال این امتیازات، مبلغی در حدود ۸۰ میلیون تومان وجه نقد به حساب شخصی شاه ریخته می شود و ۳۰ تا ۵۰ هزار متر مربع از زمین مرغوب کنار جاده سوم برای شخص شاه کنار گذاشته می شود. در موردی دیگری روزنامه نیویورک تایمز در جریان عقد قرارداد برای فروش مقداری نفت از سوی شرکت نفت ایران به دو شرکت آمریکایی Howard Fuel Corp و Oil and Refinning Humble افشا می کند که مبلغ چهل میلیون دلار از سوی نمایندگان این شرکت ها به حساب شخص شاه در بانک سوئیس ریخته شده است. در سال ۱۳۵۳ ش، سنای آمریکا نیز از پرداخت میلون ها دلار رشوه از سوی کمپانی های آمریکایی به خانواده سلطنتی ایران پرده برداشت و واکنش شاه به این اقدام در نوع خود جالب بود چرا که شاه به دنبال افشای این موضوع خطاب به هویدا اظهار می کند که مسأله ای نیست و فکر می کند که برادران و خواهرانش مثل افراد دیگر حق داشته باشند دست به معامله بزنند و این واکنش از شاه یک مملکت نشان می دهد که وی نمی توانست تفاوت حق دلالی و رشوه را درک کند یا خود را به نادانی می زد. شاه در بسیاری از موارد مجبور به پرداخت رشوه های کلان نیز می شد؛ یکی از بارزترین نمونه های رشوه دهی خاندان پهلوی، به شخص محمدرضا مربوط می شود و آن پرداخت وجه نقد و جواهرات یا هدایای نفیس دیگر به خبرنگاران و نویسندگان رسانه ها و روزنامه های خارجی بویژه خبرنگاران آمریکایی برای انعکاس ندادن واقعیت و اخبار ایران و مفاسد و جنایات خاندان سلطنتی و هم چنین تعریف و تمجید از اقدامات پهلوی ها بود. هر چند دریافت رشوه به ثروت محمدرضا می افزود، اما گاهی دریافت رشوه کار دست شاه می داد؛ مثلاً یک شرکت نفت ایتالیایی، مبلغ ۶ میلیون دلار را به عنوان رشوه به حساب ثریا (همسر دوم شاه) واریز کرده بود تا بتدریج به حساب شخصی محمدرضا ریخته شود؛ لیکن ثریا پس از متارکه با محمدرضا، از برگرداندن این مبلغ امتناع و شاه را تهدید کرد که اگر این مبلغ را درخواست کند، به درخواست شرکت فیلم سازی هالیوود برای ساختن فیلمی از خاطرات زندگی زناشویی او با شاه جواب مثبت خواهد داد. شاه از ترس فاش شدن اسرار زندگی زناشویی و دیگر اطلاعات ثریا، از مطالبه ۶ میلیون دلار اشاره شده خودداری کرد. با انعکاس این ماجرا در مطبوعات خارجی، شاه قراردادی نیز با کمپانی آمریکایی منعقد کرد تا به این طریق اثر این تبلیغات سوء را در افکار عمومی مردم آمریکا از بین ببرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/43042
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید