در دههها و سالهای اخیر انواع فیلمهای سینمایی معمولاً پرهزینه درباره بلایای بزرگ طبیعی و غیرطبیعی ساخته شده و فیلمسازان کوشیدهاند با ایجاد وحشت و تردید و ابهام نسبت به آنچه ممکن است ابعاد زندگی انسانها را در کره زمین به هم بریزد و وقایعی تلخ و مرگهایی پرشمار را ایجاد کند، مردم را به سمت کارهای خود بکشانند و نمره قبولی لااقل به لحاظ مسائل اقتصادی و میزان پولسازی بگیرند.
جدیدترین کار در این زمینه فیلمی است از استیون سودربرگ به نام «Contagion» که از ۱۹ شهریور در سطح جهان اکران میشود و انتخاب این تاریخ برای پخش آن قطعاً بیارتباط با سالگرد ۱۱ سپتامبر نیست که هر واقعه تلخ و توأم با کشتار و مرگهای وسیع در سالیان اخیر با آن قیاس و به آن تشبیه شده است. در این فیلم که کم و بیش به سبک «قاچاق» فیلم موفق سال ۲۰۰۰ سودربرگ با دربرداشتن بازیگران مطرح متعدد در رلهایی نسبتاً برابر داستان خود را تعقیب و ترسیم میکند، با یکسری اتفاق عمدتاً تلخ مواجهایم اما این بار ابعاد قضیه از قاچاق موادمخدر و فروش و توزیع آن در مرزهای امریکا و مکزیک و واکنش آدمها و مقامها در قبال آن فراتر میرود و ما با یک بلای طبیعی بزرگ و مرگبار طرفیم. آنچه سودربرگ در «Contagion» به نمایش میگذارد، مصایب برخاسته از شیوع شاخهای مرگبار از بیماری آنفلوانزا در گسترهای وسیع از جهان است و ما جولان عارضهای را در دنیا میبینیم که در غرب و شرق بیشتر با نام «FLU» شناخته میشود و صدها نوع آن در دههها و سالهای اخیر در دنیا شناسایی شده و در دنیای کنونی و حقیقی و دور از عالم فانتزی هم مردم را از پا درآورده است و نمونهای از آن که در فیلم سودربرگ دیده میشود یک مورد مخوف و غیرقابل مهار است. تا آن جا که این عارضه میتواند در طول قصه سودربرگ فوج فوج آدم را از پا درآورد و حتی از بدترین ارتشها هم کشندهتر و کارآمدتر است.
● همپا با کلونی
با چنین پشتوانه و دستمایهای و با استفاده از بازیگرانی همچون گینت پالترو، مت دیمون، کیت وینسلت، لارنس فیشبرن، الیوت گولد، جود لاو، ماریون کوتیلار و جنیفر الی، سودربرگ توانسته است یکی از جالبترین و خاصترین فیلمهای امسال جهان را در طلیعه فصل پائیز رو کند و نظر هنردوستان را جلب نماید. البته قبل از اکران عمومی Contagion که پیشتر هم از تاریخ آن یاد کردیم این فیلم در جشنواره ونیز، دومین فستیوال معتبر فیلم دنیا که امسال از چهارشنبه ۹ شهریور به راه میافتد، به نمایش درخواهد آمد تا به گونهای نظر جامعه جهانی درباره این اثر جدید سینمایی روشن و بررسی شود. از این طریق فیلم تازه استیون سودربرگ به آن دسته از فیلمهای جدیدی میپیوندد که تم و مضمونشان مانند این فیلم نوعی ویرانی گروهی یا شخصی برخاسته از زندگی در یک کره آلوده شده به انواع آلودگیها و ناملایمات را به نمایش میگذارند. یکی از آنها «ویرانی» کار جدید رومن پولانسکی لهستانی است که پیرامون تضاد و تلاطمهای روحی کاراکتر نخست خود و تأثیرگذاری آن بر اطرافیان او است و دیگری فیلم جدید جورج کلونی که «Ides of March» نام دارد که این یکی آن روی دنیای فاسد سیاست در غرب را عیان میسازد ولی تم و حس مشترک آنها با فیلم سودربرگ این است که همگی میتوانند و میخواهند اضطرابهای بشری را در دوره و زمانهای به نمایش بگذارند و از عصری بگویند که بشر به بدترین بحرانها عادت کرده و هر از چندگاه با اخبار شیوع کنشهای بد و بیماریهایی مواجه میشود که بسیاری از آنها ریشه حیوانی دارند و یا از نوع مرغی آن هستند و یا آنفلوانزای پرندگان و شاید هم بیماریهایی که از مصرف گوشت گاو و گوسفند وارد زندگی بشر شده است.
● نگاهی ویژه
«FLU» به عنوان رایجترین بیماری دهههای اخیر طبعاً میتواند جای شامخی را در میان فیلمهای فیچر و داستانی هنرمندان زمان بیابد اما سودربرگ از همان سال ۱۹۸۹ که با فیلم «دروغ و ویدیو تیپ» مشهور شد یک کارگردان متفاوت تلقی شده و این بار نیز خالق سهگانه «اوشن» و عامل بازسازی «سولاریس» نگاهی به بیماری FLU دارد که شاید دیگران از داشتن چیزی شبیه به آن بیبهره باشند.
ظهور پیاپی فیلمهای مرتبط با بلایای طبیعی و طغیانها و آشوبها که زندگی را در کره زمین فلج و انسانهای زیادی را نابود یا مصدوم میکنند، همان طور که قبلاً نیز گفتیم، فرایند تازهای نیست و آخرین موج قبلی به اواخر دهه ۱۹۹۰ برمیگردد. در آن ایام بود که فیلمهای متوالی و متعددی چون «ارماگدون»، «اثر عمیق»، «آتشفشان»، «توئیستر» و «قله دانته» رو شد و سپس «شیوع» را شاهد بودیم که با تمرکز بر اشاعه و سرایت یک ویروس مرگزای خاص نمیتواند فاقد حس و حالی مشابه با «Contagion» باشد. همه اینها قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر به نمایش درآمدند ولی بدیهی بود که بعد از آن واقعه و ویران شدن برجهای دوقلوی ساختمان تجارت جهانی در نیویورک شمار فیلمهای مرتبط با ناامنی جهان و دربردارنده این ادعای مضحک که امریکا با دخالتاش در امور داخلی این کشور و آن کشور درصدد امنسازی جهان است فزونی گیرد و چندین و چند فیلم درباره عراق و افغانستان ساخته شود و حالا که آن موج هم فروکش کرده بلایای طبیعی به صحنه سینما بازگشتهاند. با این حال هیچ یک از فیلمهایی که در ۴ ماه باقی مانده از سال جاری (میلادی) اکران میشوند به اندازه «Contagion» برعامل مرگ آنی و وسیع که در این فیلم بر آن پای فشرده شده، تأکید ندارند. با این اوصاف فیلمهایی همچون «بپاخیزی سیاره میمونها» که تازه اکران شده، «کتاب الی» با بازی دنزل واشنگتن و همچنین «۲۰۱۲» که دو سال پیش اکران شدند شاید بیشتر از کار سودربرگ از تیغ فانتزی بهره گیرند اما هیچ یک به اندازه Contagion مرگ را به انسانها نزدیک نشان نداده و به تبع آن برای بینندگان تهدیدآمیز جلوه نکردهاند.
● اخبار بدی از راه میرسد
بــا ایــن هــمــه «Contagion» بـــرای شرکت تولیدکننده آن که همانا برادران وارنر است، آنقدرها هم هزینه برنداشته و سر و ته ماجرا با ۶۰ میلیون دلار هم آمده است که با توجه به آمار رایج در فیلمسازی هالیوود برای این دسته از آثار سینمایی رقم پائینی به حساب میآید. پیتر سیلی یک متخصص بازاریابی در کمپانی کلمبیا میگوید: «اخبار بدی از راه میرسد و اگر این را میگویم، با اشاره به تم بعضی فیلمهاست. آنقدر ویرانی و مرگ و میر در این سری فیلمها به تصویر کشیده شده که هر کس رودررو با آن قرار گیرد امکان ندارد احساس آرامش کند و این بسط شرایط ناامنی در جامعه است.»
با این حال تا زمانی که ترس و تعلیق و بیماری عامل فروش زیاد فیلمها است هیچکس گلهای ندارد. مایکل شمبرگ که با کمک شریک تجاریاش استیسی شر از تولیدکنندگان «Contagion» بوده، میگوید: «متأسفانه یا خوشبختانه فرمول کار بسیار روشن است، کافی است از بلایای طبیعی یا معضلات بزرگ اجتماعی - زیستی که از راه میرسد فیلمی بسازید و ابعاد قضیه را بزرگ کنید و تا میتوانید از مشکلات فعلی زیست در کره زمین بگویید و با این ابزار و بساط مردم را بترسانید و همین وحشت با این که در اصل یک فاکتور منفی است برای کشاندن مردم به سینماها و پولدار شدنتان کفایت خواهد کرد.»