مرگ افراد مورد علاقه از دردناکترین تجربههای زندگی است و منجر به بروز حالتی در بازماندگان میشود که آن را واکنش ماتم مینامند. این واکنش تاثیرات متنوعی بر زندگی بازمانده دارد و دامنه وسیعی از احساسها، تجربههای جسمانی، رفتارها و حالتهای ذهنی را در بر میگیرد. مرگ عزیزان یکی از عوامل اصلی بروز استرس است و در پژوهشها اکثراً مرگ عضوی از اعضای خانواده از مهمترین علل بروز ترس و اضطراب دانسته شده است. رفع ماتم یا پشت سر گذاشتن آن نیازمند گذشت زمان و طی مراحلی است که در طول آنها فرد باید حالتهای درونی خود را به طور کامل و آزادانه ابراز و بیان کند.
در روانشناسی ماتم و کاربرد اصطلاحات آن باید از یک سو میان ماتم، داغدیدگی و عزاداری تفاوت قائل شد و از سوی دیگر به تمایز میان ماتم بهنجار و ماتم نابهنجار توجه داشت.
اصولاً در برابر هر فقدانی ماتمی وجود دارد و از دست دادن هر چیز مورد علاقهای موجب بروز ماتم میشود. اما واکنش ماتم به طور مشخص در برابر فقدان عزیزی ازدسترفته ایجاد میشود که در شکل بهنجار خود پس از طی زمانی مشخص و بروز حالتهایی شناختهشده رفع میشود و فرد مجدداً به زندگی بازمیگردد و فعالیتهایش را از سر میگیرد.
تظاهرات واکنش ماتم بهنجار در چهار گروه احساسات، احساسهای جسمانی، حالتهای ذهنی و رفتارها طبقهبندی میشوند. احساسات شایع عبارتند از غمگینی، خشم، اضطراب، تنهایی، خستگی، شوک، بییاوری، رهایی و تسکین. احساسهای جسمانی شایع در میان تمام اندامها و اعضای بدن دیده میشود مانند احساس فشار در گلو یا سینه، فقدان نیرو، ضعف عضلات، خشکی دهان و... حالتهای ذهنی که گاه ثابت و پایدار و گاه زودگذر و ناپایدارند عبارتند از: ناباوری، گیجی، اشتغال ذهنی با افکار مربوط به متوفی، احساس حضور او و توهمات به صورت دیدن متوفی یا شنیدن صدای او. رفتارهای شایعی که در دوره ماتمزدگی به چشم میخورند از این قرارند: اختلال خواب، اختلال اشتها، وازدگی اجتماعی، رویاهای مربوط به متوفی، آه کشیدن و گریستن و جستوجو و فراخواندن فرد از دسترفته.
واکنش ماتم بهنجار را میتوان به صورت مراحل مشخصی در نظر گرفت که بازمانده با طی این مراحل در طول زمان ماتم را پشت سر میگذارد و به حل یا رفع آن نائل میشود. این مراحل به ترتیب عبارتند از: اعتراض و کرختی، طلب کردن متوفی، درماندگی و سرانجام سازماندهی مجدد که از طریق آن بازمانده با شرایط جدید انطباق و سازگاری پیدا میکند و با برقراری مجدد روابط فردی و اجتماعی به زندگی بازمیگردد.
برخی از صاحبنظران معتقدند به جای مراحل ماتم باید از تکالیف ماتم استفاده کنیم. تاکید بر واژه تکلیف نشاندهنده آن است که خود فرد ماتمدار و سوگوار نیز باید به طور فعال و با استفاده از کوشش آگاهانه خود به مقابله با فقدان و ماتم ناشی از آن بپردازد. بر این مبنا چهار تکلیف مشخص شدهاند که تکلیف اول یا گام نخست پذیرش واقعیت فقدان است که بدون آن ادامه راه امکانپذیر نیست. در میان سوگواران به طور شایع دیده میشود که برخی حتی واقعیت مرگ متوفی را منکر میشوند یا معنای آن را تحریف میکنند. تکلیف دوم تجربه کامل درد ماتم است. شناخت، احساس و ابراز درد ماتم ضروری است. باید این درد را چشید و کشید. سرکوب این درد و جلوگیری از ابراز آزادانه آن که متاسفانه گاه توسط جامعه نیز تقویت میشود، منجر به بروز انواع نشانههای غیرانطباقی و رفتارهای انحرافی میشود و سرانجام زمینه را برای بروز واکنش ماتم نابهنجار و بیمارگونه آماده خواهد کرد. باید ماتم را پذیرفت و به خاطر آن گریست و به درد فقدان اجازه داد که ما را دربرگیرد و از ابراز آزادانه حالتها و تالمات جلوگیری نکرد.
تکلیف سوم انطباق و سازگاری با محیط در غیاب متوفی است. در اینجا شناسایی شرایط تغییریافته، تعریف مجدد هدفهای زندگی و تجدید نظر در الگوهای ارتباطی ضروری است. و بالاخره تکلیف چهارم در انفصال انرژی عاطفی از متوفی و به کار انداختن مجدد آن در رابطهای دیگر خلاصه میشود. به عبارت دیگر نباید عشق و دوست داشتن را هم همراه عزیز ازدسترفته به خاک سپرد بلکه به تدریج باید به دوست داشتن دیگران اندیشید و عمل کرد و پیوندهای عاطفی جدید را جانشین پیوند ازدسترفته کرد. واکنش ماتم نابهنجار از دردناکترین تجربههای بشری است که علاوه بر خود ماتم رنج مضاعفی را بر صاحب آن تحمیل میکند. این نوع که به اشکال گوناگون ظاهر میشود نامهای دیگری هم دارد مانند ماتم بیمارگون، حلنشده، برآمیخته، مزمن، تاخیریافته و مفرط. برخی از صاحبنظران بسیاری از اختلالات جسمی و روانپزشکی را اشکال پنهانشده واکنش ماتم میدانند.
واکنش ماتم نابهنجار گاه خود را به شکل فقدان ماتم نشان میدهد. یعنی فرد هیچ یک از علائم ماتم را نشان نمیدهد. البته این حالت چندان شایع نیست و در مقابل باید از شایعترین شکل واکنش ماتم نابهنجار یعنی واکنش ماتم مزمن نام برد که در آن نشانهها شدیدتر از ماتم طبیعی هستند و برای مدتهای طولانی باقی میمانند. در واکنش ماتم تاخیریافته مدتها پس از وقوع مرگ یا فقدان متوفی تازه واکنش ماتم ظاهر میشود. واکنش ماتم مفرط به شکل اضطراب و فوبی به چشم میخورد و در واکنش ماتم مبدل به جای نشانههای ماتم با علائم جسمانی یا رفتارهای غیرانطباقی روبهرو هستیم. باید توجه داشت که بروز هر یک از انواع واکنش ماتم نابهنجار دلایل مشخصی دارد که با شخصیت بازمانده، نوع روابط او با متوفی، شرایط بروز و وقوع مرگ و عوامل ضمنی دیگر مرتبط است. شناسایی فردی که با ماتم نابهنجار دست و پنجه نرم میکند براساس برخی کلیدهای تشخیصی توسط روانپزشک امکانپذیر است.
چگونگی شکلگیری و بروز ماتم در هر فرد خاص خود اوست که ریشه آن را باید در تجارب اولیه زندگی او جستوجو کرد. مهمترین عامل در زندگی نوزاد دلبستگی و تعلق او به مادر یا جانشین وی است که تظاهر بیرونی آن وابستگی است. چگونگی رویارویی کودک با جداییها، گسستگی پیوندها با مادر چه به صورت موقت و چه به شکل دائمی ظرفیت آتی او برای مقابله با فقدان و محرومیتها و چگونگی واکنشهای بعدی او را مشخص میکند. تجارب اولیه ناخوشایند زمینه را برای بروز واکنشهای نابهنجار بعدی از جمله واکنش ماتم نابهنجار فراهم میکند.
هر چند برای طول مدت واکنش ماتم زمانهایی مشخص مانند شش ماه، یک سال یا دو سال ذکر میشود اما در حقیقت تعیین خاتمه ماتم به آسانی امکانپذیر نیست. طول ماتم با چگونگی و میزان نزدیکی بازمانده با متوفی نسبت دارد. اگر بازمانده بتواند به راحتی درباره متوفی فکر یا صحبت کند بدون آنکه دچار انفجار احساسی شود یا افکار خود را دردناک بیابد، میتوان گفت که فرد به خاتمه ماتم نزدیک شده است. علاوه بر بعضی از عواملی که ذکر شد یکسری عوامل دیگر هم هستند که وجود آنها حاکی از این است که فرد واکنش ماتمی طولانی را پیش رو دارد که به احتمال زیاد به شکل نابهنجار تظاهر پیدا خواهد کرد.
باید به نوع دیگری از ماتم نیز اشاره کرد که ماتم انتظاری خوانده میشود. در اینجا واکنش ماتم پیش از وقوع فقدانی اجتنابناپذیر به وجود میآید. مثلاً وقتی با بیماری سرطانی روبهرو هستیم که مرگ او حتمی است و دورانی طولانی باید سپری شود تا مرگ فرا رسد. در این حالت ماتم از پیش به وجود میآید و به منزله نوعی تمرین روانشناختی مرگ قریبالوقوع است که به اعضای خانواده بیمار امکان میدهد تا تشویش حاصل از فقدان آتی را تجربه کنند و با آمادگی بیشتری با مرگ روبهرو شوند. خوشبختانه امروزه برای کمک به کسانی که دوران ماتم را سپری میکنند یا افرادی که مبتلا به واکنش ماتم نابهنجار شدهاند، کمکهای حرفهای در قالب خدمات مشاورهای و ماتمدرمانی ارائه میشود.
خدمات مشاورهای برای تسهیل ابراز حالات و احساسات مربوط به واکنش ماتم بهنجار است که همراه کمک به مراجع جهت انجام تکالیف ماتمداری در یک چارچوب زمانی مشخص صورت میگیرد. اصول خدمات مشاورهای بر مبانی زیر بنا شده است: کمک به بازمانده برای واقعیت بخشیدن به فقدان، کمک به او برای شناسایی و ابراز احساسات، کمک به وی برای زیستن بدون متوفی، تسهیل ترک عاطفی متوفی، تعبیر رفتارهای بهنجار موجود در واکنش ماتم، شناسایی و تاکید بر تفاوتهای فردی، ارائه و تداوم حمایت حرفهای و ارزیابی و شناسایی ساخت کارهای دفاعی و شیوههای مقابلهای فرد. در ماتمدرمانی هدف شناسایی و رفع تعارضات و کشمکشهای درونی مربوط به جدایی است که مانع انجام تکالیف ماتمداری میشود. تعارض زمینهای هر چقدر عمیقتر و شدیدتر باشد، کار مشکلتر است. ماتمدرمانی اسلوبهای ویژه خاص خود را دارد و در طول آن درمانگر با توجه به انواع ماتم نابهنجار و نمایههای تشخیصی آن دست به درمان میزند.