امروز سه‌شنبه 20 مرداد 1405

Tuesday 11 August 2026

یک مشکل خاص؛ چینش شوخی‌ها!


1401/08/01
کد خبر : 47421
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 71 نفر
● یک: تردید در تفکیک نوع کمدی اگر بخواهیم برای یک «ژانر سینمایی» که بیشترین حضور را در «تلویزیون» [از شروع به کار این رسانه] داشته، نظرسنجی کنیم محتملاً غیر از «کمدی» به «ژانر» دیگری نخواهیم رسید. کمدی به دلیل برخورداری از عنصر «تفنن» و گریز از «تفکر عمیق»، مناسب‌ترین گزینه برای تلویزیون است [این نظر البته دال بر این نیست که در سینما یا تلویزیون شاهد‌ آثاری نبوده‌ایم که در طول مسیری که از یک سو به «تفنن» و از سویی دیگر به «تفکر» می‌انجامد، به سمت «تفکر» میل نکرده باشند با این همه نباید از نظر دور داشت که کمدی، ژانری است که اغلب اوقات در «لحظه» و برای «لحظه» تعریف می‌شود و چندان تمایلی به «مانایی» از خود نشان نمی‌دهد] کمدی تلویزیونی حتی از کمدی سینمایی هم به سمت «تفنن» نزدیک‌تر است کمدی خاصی است که اصطلاح «نمایش صابونی» را برایش ساخته و پرداخته‌اند. در تلویزیون ایران، نمایش‌های صابونی ـ به آن شکلی که از آثار متقدم‌تر این «ژانر» سراغ داریم ـ چندان عمر درازی ندارند. مسلماً نمی‌توان کمدی‌هایی را که از تئاتر منشأ گرفته‌اند و دارای رویکردهای کلاسیک در این عرصه‌اند «نمایش صابونی» نامید. البته تلویزیون ایران در این حوزه خاص، دارای سابقه طولانی‌تری است و ساز و کار این نوع کمدی‌ها هم به «تله تئاتر» نزدیکتر است تا مثلاً به کمدی کم لایه یا یک لایه‌ای که قصد خوش کردن یک «دم» را دارد و ویژگی‌اش، بداهه‌گویی و بداهه‌سازی است. مخاطب اما در مواجهه با «باغ شیشه‌ای» در تفکیک نوع کمدی‌اش دچار تردید می‌شود. آیا این ساخته مهدی مظلومی، از نوع تله تئاترهای دنباله‌داری است که در فضای محدود و تعریف شده‌ داخلی شکل می‌گیرند و از شخصیت‌پردازی تا شکل و شمایل شوخی‌ها‌شان، یادآور آثار متقدم تئاتر ایران‌اند یا از نوع کمدی‌های سینمایی است که در فضای خارجی شکل می‌گیرند و شخصیت‌ها، وضعیت و شوخی‌ها، از ریتمی به مراتب تندتر برخوردارند و کارگردانی و نوع تدوین و در بیشتر مواقع شیوه فیلمبرداری هم دخیل‌اند در خنداندن یا نخنداندن مخاطبان؟ شاید هم به «نمایش‌های صابونی» شبیه است که اکثراً در استودیو و چند مکان محدود تعریف شده در دکور، شوخی‌های ضربدری‌شان را که منشأشان در وقایع و زبان روز است عرضه می‌کنند و خلاف دو نوع کمدی یاد شده، «به روز» ساخته و نمایش داده می‌شوند. «باغ شیشه‌ای» واقعاً کدام یک از این‌هاست؟ از هر کدام، جلوه‌ای در این مجموعه، مشهود است. آیا این آمیختگی به یک دستی آن ضربه نزده؟ اصلاً این آمیختگی از کجا ناشی شده؟ آیا حضور «فرهاد آئیش» در گروه تولید به عنوان مشاور کارگردان، در شکل‌گیری چنین روندی مؤثر بوده؟ می‌دانیم که او در هر سه عرصه فعال بوده و از تئاتر، به تلویزیون و سینمای ایران، نقل مکان کرده. در حوزه ساخت و نمایش تله‌تئاترهای موفق، در چند سال اخیر فعال بوده و خودش هم، چند «نمایش صابونی» را برای تلویزیون ایران تولید کرده است. در سینما هم، عملکردش، ارتباط چندانی به جلوه‌های تئاتری و تلویزیونی‌اش ندارد پس می‌توان پذیرفت که حضور آئیش، یکی از دلایل این آمیختگی ژانری بوده. ● دو: حاصل اختلاط، افتراق مخاطبان است آمیختگی ژانــرها در «باغ شیشه‌ای» تنها منحصر به اختلاط تئاتر، سینما و تلویزیون نمی‌ماند حتی هنگامی که به سمت کمدی سینمایی میل می‌کند از کمدی بزن بکوب گرفته [که در اوایل دوره ناطق، جلوه پرکیفیت‌اش را در آثار «برادران مارکس» شاهد بودیم و جلوه بی‌کیفیت‌اش را بعدتر در آثار «سه کله پوک» و حتی بی‌کیفیت‌ترش را در آثار چیچو و فرانکو] تا کمدی موقعیت [که محتملاً بهترین نمونه کلاسیک‌اش را در آثار «باب هوپ» می‌توان دید و تداوم‌اش را در کمدی‌های «جک لمون»] یا کمدی کلامی [که بهترین نمونه‌های کلاسیک‌اش در آثار «توتو» یا «دوفونس» دیده شده] جلوه‌ای پررنگ در روند شکل‌گیری شوخی‌ها دارند. این آمیختگی به گمان من، مشکل‌آفرین شده چون مخاطب، تکلیف‌اش با مجموعه روشن نیست هر کدام از جلوه‌های یادشده کمدی، حساب و کتاب و مخاطب خودشان را دارند بنابراین [جدا از کیفیت «متن» یا «بازی» یا کارگردانی و حتی فیلمبرداری] برای این که تماشاگر نسبت به یک شوخی، واکنش مناسبی نشان دهد موکول است به این که آن شوخی از چه حوزه‌ای آمده باشد. بسیاری از مخاطبان کمدی‌های تله‌تئاتری، حوصله دیدن نمایش‌های صابونی را ندارند و همین طور، بالعکس. حتی علاقه‌مندان درجه یک کمدی‌های سینمایی هم از نظر سلیقه متنوع‌اند. یک نفر ممکن است با دیدن «شبی در اپرا» برادران مارکس قاه‌قاه بخندد و یکی دیگر، فقط دیوانه هجویه‌های سینمایی «سه کله پوک» باشد. مطمئن نیستم که نمایش دوباره آثار «باب هوپ» از تلویزیون ـ حتی با یک دوبله درخشان‌ـ بتواند مخاطبان ایرانی را به اندازه یک «نمایش صابونی» نود شبه جذب خود کند. طبیعتاً با این نتیجه‌گیری، نمی‌توانم طرفدار آمیختگی ژانرهای کمدی در یک مجموعه تلویزیونی باشم که یک جورهایی آدم را یاد آن نکته‌بینی مردهای ایرانی در قبال شام‌های آخر هفته می‌اندازد که اصطلاح «آشپزخانه» در هفته‌ای که گذشت را برایش خلق کرده‌اند. «باغ شیشه‌ای» که نامش یادآور «باغ مظفر» است درواقع، خلاصه‌ای است از همه نوع کمدی تلویزیونی از مجموعه «آیینه» گرفته تا کمدی‌های نود شبه استودیویی و هر جایش، خاطره‌ای را زنده می‌کند! درواقع می‌توان آن را «تلویزیون در سی سال گذشته» لقب داد البته در حوزه آثار طنز. آیا این مجموعه، مجموعه بی‌کیفیتی است؟ گمان نمی‌کنم! لااقل در اجرای هر شوخی که این طور نیست حتی اگر آن شوخی، به کرات دیده شده باشد مثل آن سکانس که قریبیان با باغبان درباره کسی حرف می‌زند و قرار می‌گذارند که این حرف بین خودشان بماند اما آنقدر آدم به این جمع اضافه می‌شوند که همه اهالی باغ را در برمی‌گیرند و بعدش، کار به اهالی کوچه و محله هم می‌رسد! می‌توان «باغ شیشه‌ای» را مثل پخش دوباره «پاورچین» یا «نقطه‌چین» تکه‌تکه کرد و هر تکه‌اش را با عنوان «کمدی تلویزیونی» نشان داد و مخاطبان هم استقبال کنند. همانطور که گفتم مشکل این مجموعه ربطی ندارد به شوخی‌نویسی، کارگردانی، بازی یا هر دو رویکرد حرفه‌ای دیگری که در «یک سکانس» اتفاق می‌افتد مشکل در چینش‌ این شوخی‌ها، کنار هم و در چارچوب یک قصه واحد است. این مجموعه، دارای «یکپارچگی روایی» نیست و مخاطب هم نمی‌داند آن را پی بگیرد یا نگیرد خوشش بیاید یا نیاید و ... تقریباً موضع‌اش در قبال آن شبیه همان موضعی است که نسبت به شام‌‌های آخر هفته دارد در خانه!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/47421
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید