از یک جایی به بعد نشانه شده بود. اصلا یکجور اصطلاح که همه باور داشتند جوانهای امروز بهغیر از اینکه خصوصیات خودشان را دارند یکسری ویژگی دارند که مخصوص دهه خودشان است. اصلا این گروه به این دلیل معروف شدند که اشتراکات زیادی داشتند. «دهه شصتی» بودن از یک جایی به بعد مد شد.
اصلا افتخار بود جزو این دهه باشی و خودت را نسل سوخته خطاب کنی. آنقدر راجع به این دهه گفتند و شنیدیم که باور همه شد این نسل واقعا چیزی فراتر از دیگر نسلهاست. البته نه به این معنا که کار مهمتری کرده است، شاید صرفا از این جهت که همه آدمهای متولد این دهه شبیه به هم بودند. آرزوهای شبیه به هم داشتند و رویاهایشان فرق داشت؛ اصلا همین که بیشتر جمعیت ما را دهه شصتی ها تشکیل میدادند باعث شد تا این نسل خاص بیشتر از نسلهای دیگر بهچشم بیاید. نسلی که اغلب در جنگ متولد شدند، همگی با هم و در میز و نیمکتهای سه نفری درس خواندند، موقع دانشگاه رفتن با بدبختی و رقابت وارد آن شدند، مشکل بیکاری داشتند و وقتی تصمیم گرفتند ازدواج کنند به گرانی ارز و سکه خوردند و بقیه ماجرا.
اصلا به تمام معنا نسلی بودند که شاید در هیچ دورهای دیگری مثل آنها متولد نشود. نسلی که وقتی فیلم «بغض» اکران میشود برای یک تبلیغ ویژه کنار بیلبوردهایش مینویسد فیلمی برای دهه شصتیها! دههای که زیاد سختی کشیدند و گاه امیدوار بودند و گاه ناامید. حالا این پرونده ویژه تقدیم به همه دهه شصتیهایی است که خودشان خوب میدانند عضو چه دهه خاصی هستند و زندگی با آنان چقدر خاص رفتار کرده است. اگر شما هم یک دهه شصتی هستید خواندن این گزارش را از دست ندهید و با ما همزادپنداری کنید. مطمئنم بخشی از شخصیت خودتان را در این گزارش مرور خواهید کرد.
● رویای داشتن کافه دنج
شما هم میخواهید روشنفکر باشید؟ کتابهای صادق هدایت و کافکا بخوانید؟ دوست دارید موهای بلند یا فر مجعد داشته باشید و عینکهایی با فریمهای عجیب و غریب بزنید؟رویای شما هم داشتن یک کافه دنج است که ساعتها در آن کتاب بخوانید و رفت و آمد مشتریهایتان را ببینید و از زندگی لذت ببرید؟ به سفر با یک کوله ساده و چادرمسافرتی اعتقاد دارید؟ اگر این علایق را دارید مطمئن باشید شما یک دهه شصتی بهتمام معنا هستید که بهدنبال ردی از روشنفکری میگردید. همین مشترکات و رویاها باعث شده تا متولدین این دهه خود را از یک جنس بدانند و از هم جدا نباشند. این میل مبهم روشنفکر بودن بیش از هر دهه دیگری در متولدین دهه شصت حلول کرده. اگر حرف روانشناسان را قبول ندارید، کافی است نگاهی به کافهها و فرهنگسراها و مکانهای اینچنینی بزنید تا متوجه شوید این دهه با چه ذوق و شوقی جریان روشنفکری را دنبال میکند که البته در اغلب موارد به نتیجه مورد نظر ختم نمیشود و همه چیز در حد ادای روشنفکری باقی میماند.
● هدف مهمی به نام پول
دهه شصتیها درسخوانده و تحصیلکرده هستند و این ویژگی هرچقدر به متولدین پایینتر این دهه (۶۵ تا ۶۹) نزدیک میشود درصد بالاتری پیدا میکند. دختر و پسر متولد شصت علاقه زیادی به درس خواندن نشان دادند، همین امر هم باعث شد تا دانشگاه رفتنشان بهسختی صورت بگیرد. سخت بود بتوانی یکی از صندلیهای دانشگاه را از آن خودت کنی و چهارسال تمام بر کرسیاش تکیه دهی. این سخت بودن را البته متولدین ۶۰ تا ۶۵ بیشتر میفهمند. وقتی که برای شکستن غول کنکور باید با خیل عظیمی از همسنوسالان رقابت میکردند و خبری هم از انواع و اقسام دانشگاههای پیامنور نبود، اما این دهه هر اندازه که به تحصیل علاقه نشان دادند، سراغ شغلهای دولتی و بهاصطلاح کارمندی نرفتند و به سمت شغلهای آزاد کشیده شدند. البته ریشه این بخش از شخصیت دهه شصتیها برمیگردد به اینکه این دهه آدمهای پولدوستی هستند. درصد بالایی از دهه شصتیها بهدنبال پیدا کردن پول بیشتر هستند و بخشی زیادی از رویاهایشان در ثروتمند شدن خلاصه میشود؛ در داشتن زندگی بهتر و بهدست آوردن نزدیکترین راهی که بتواند آنها را به زندگی مجلل نزدیک کند. البته بخشی از این زیادهخواهی مربوط به سختیهایی است که این دهه در دوره نوجوانی و جوانی با آن دست و پنجه نرم کردند. انبوه همسنوسالانی که میخواستند وارد محیطکار شوند و همین، سد راهی برای پیشرفت آنها میشد باعث شد تا از راههای دیگری وارد بازارکار و سرمایه شوند. همین ویژگی باعث شده تا دخترهای دهه شصتی(بخصوص متولدین ۶۵ تا ۶۹) را افرادی پولپرست خطاب کنند که برای انتخاب همسر آینده خودشان به آپشن پول و ثروت بیشتر از سایر آپشنها اهمیت میدهند.
● غرق شدن در دنیای مجازی
دهه شصتیها تفریحات خودشان را دارند. پایبند به خانواده نیستند و از یک سنی به بعد ترجیح میدهند خانواده خود را در سفرها و مهمانیها همراهی نکنند. روحیه تنهاطلبی دارند و اگر دوستان زیادی نداشته باشند ترجیح میدهند ساعتهای خود را در تنهایی بگذرانند. واقعیت این است که دهه شصتیها روز به روز بیشتر در صفحات وب گم میشوند و به تنهاییهای خود اضافه میکنند. تقریبا ۱۰سال پیش بود که اولین شبکه اجتماعی مجازی معروف به نام «اورکات» در ایران سر و صدای زیادی بهپا کرد. از همان زمانی که اورکات وارد حریم آدمها شد، این دهه شصتیها بودند که از آن استقبال کردند. دهه شصتیهایی که آن روزها بیست سالههایی بودند که با دهکده جهانی از طریق اینترنت آشنا میشدند. اورکات، یاهو ۳۶۰ و حالا فیسبوک جزو شبکههایی بودند که لااقل در ایران بیشترین مخاطبانش را دهه شصتیها تشکیل میدادند و با آن همراهی میکردند.
● شهرتی با طعم خوانندگی
بخشی از رویاهای همه ما آدمها در شهرت خلاصه میشود؛ شهرتی که باعث شود مردم کوچه و خیابان از تو امضا بگیرند و حتی با دست تو را نشان دهند. شهرت از راههای مختلف بهدست میآید اما راهی که این دهه برای معروف شدن انتخاب میکند، خوانندگی است. برعکس متولدین دهه ۵۰ که بیشتر راهی سینما شدند و از طریق سوپراستار شدن و بازیگری راه پر پیچ و خم شهرت را طی کردند، دهه شصتیها بیشتر استیج را انتخاب کردند و وارد دنیای هزاررنگ موسیقی شدند. البته قسمتی از رسیدن به این شهرت بیمنتها بهدلیل مشقاتی که وجود داشت از طریق خواندن آهنگهای غیرمجاز محقق شد. خیل عظیمی از خوانندههای رپ موسیقی ما که اغلب بهصورت زیرزمینی فعالیت میکنند از بچههای همین دهه هستند. روحیه معترضی که در همین دهه نهفته شده باعث شد تا آنها به سمت موسیقی رپ که نوعی موسیقی اعتراضی است روی بیاورند. ما از متولدین این دهه خوانندههای مجازی داریم که طرفداران زیادی در ایران دارند و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم تا قبل از آنها موسیقی پاپ ما چندان فعال نبوده است. محسن یگانه، بنیامین، بهنام صفوی و در زمینه موسیقی رپ، یاس، هیچکس و حتی ساسی مانکن هم جزو این دهه هستند که طرفداران زیادی دارند.
● یک دهه دونسلی!
امروز دیگر فاصله نسلها بیست سال نیست. آنقدر تفاوت هر دهه با دهه قبل و بعد زیاد شده که تفکیک آدمها به راحتی انجام نمیشود، حتی روانشناسان معتقدند هر ۵سال بــرای خـودش یک نسل است. تفکرات متولدین ۶۰ تا ۶۵ با تفکرات متولدین ۶۵ تا ۶۹ کاملا متفاوت است. بههمین دلیل دهه شصتیها هم طیف گستردهای از آدمها را تشکیل میدهند که سبک زندگی خــاص خودشان را دارند. حتی بعضی وقتها آدمهای این دهه هم حرف همدیگر را نمیفهمند، اما با همه این حرفها دهه شصتیها هوای همدیگر را خوب دارند.
● نشانه ۵ : طلاقهای بالا
آمارهایی که از طلاق منتشر میشود، نشان میدهد دهه شصتیها درصد بالایی از این آمار را به خود اختصاص دادهاند. شاید تنوعطلبی که روحیه خاص این دهه است باعث میشود تا متولدین این دهه چندان برای نگه داشتن یک زندگی تلاش نکنند. خیانت یکی از مهمترین عواملی است که باعث شده خیلی از زوجهای این دهه از هم جدا شوند، البته خیانت خاص این دهه نیست اما ردپای پررنگتری از آن میتوان در بین متولدین ۶۰ پیدا کرد.
● خوش بودن تنها در لحظه
آدمهای خوشحال؛ غمگین، بیتفاوت، بیخیال، بیمسئولیت، باجسارت و خیلی آدمهای دیگر شاید بیشتر از اینکه تحتتاثیر دهه تولد خود باشند تحتتاثیر ویژگیهای وراثتی و سبک زندگی خود هستند اما تا حدودی جامعه نیز در شکلگیری شخصیت افراد نقش دارد. سیاهنمایی است اگر بخواهیم بگوییم تمام متولدین این دهه آدمهای غمگینی هستند اما اغراق نکردیم اگر بگوییم بخش زیادی از متولدین دهه شصت گرفتار نوعی پوچگرایی هستند. این را از لابهلای حرفهای خیلی از آنها میتوان پیدا کرد. ناامیدی نسبت به آینده و نداشتن هدف و خوش بودن در لحظه، ویژگی خیلی از متولدین این دهه است. البته اینکه در لحظه خوش باشی اصلا کار اشتباهی نیست، اما در درازمدت میتواند کل آینده یک آدم را هدر دهد.
● زندگی مجردی، الویت اول
دهه شصتیها همان اندازه که زود از خانواده خود جدا میشوند دیر هم به فکر تشکیل خانواده میافتند. البته این اتفاق را نباید به حساب بخشی از شخصیت متولدین این دهه گذاشت. در روزهایی که ما میگذرانیم آنقدر همه چیز سخت شده که کسی به فکر تشکیل خانواده نمیافتد.
بههمین دلیل سن ازدواج در این دهه بالاست و کسی تن به ازدواج نمیدهد. دهه شصتیها شاید آدمهای ریسکپذیری باشند و در دنیای اقتصادی به فکر کارهای پرخطر باشند، اما از طرفی بهشدت آدمهای ترسو و شکنندهای هستند و کوچکترین شکستی میتواند آنها را از کل زندگی ناامید کند. پس اگر در خانه خود یک متولد دهه شصت دارید از او خوب مراقبت کنید، چراکه دهه شصتیها آدمهای حساسی هستند.
● قربانیان اعتیاد و ورزشکاران امروزی
بیشترین قربانی اعتیاد و قرصهای اکس این دهه هستند. شاید نبود تفریحات متنوع باعث شده تا این دهه به مواد و قرصهای روانگردان روی بیاورند. قرصهایی که در واقع یک دهه است در کشور ما راه پیدا کرده است و هدف خود را جوانان قرار داده. ازقضا، جوانان این یک دهه اخیر متولدین شصت بودند که مورد آسیب قرار گرفتند، اما همان اندازه که ممکن است دهه شصت گرفتار مشکلات اینچنینی شود، جامعه از متولدین شصتی پر است که در زمینه ورزش و علم از همه دههها پیشی گرفتند و به ساختن ایرانی آبادتر کمک کردند.
هرچند در ردههای بالای مدیریتی و در پستهای سیاسی و دولتی نمونه متولدین دهه شصت کمتر دیده شده، اما در دیگر زمینهها بخصوص ورزش و کارآفرینی این دهه از دیگر دههها پیشی گرفته است.
● طالع بینی و دیگر هیچ
اعتقادات را نمیتوان از رگ و ریشه آدمها حذف کرد. هرچقدر هم که بخواهی خودت را به بیخیالی بزنی باز خدایی در تو وجود دارد که تمام روز تو را همراهی میکند. مذهب اما تنها در خدا خلاصه نمیشود. در مورد دهه شصتیها باید گفت این دهه نسبت به دهههای قبل خود کمتر مذهبی هستند. البته این به این معنی نیست که بیاعتقادند، اتفاقا کافی است یک نگاهی به هیئتهای عزاداری محرم بیندازید تا ببینید چطور متولدین این دهه در دستههای عزاداری و تکیهها حضور دارند و ریشسفیدان مجالس را همراهی میکنند. اما چیزی که در این دهه زیاد است، اعتقاد به خرافات است. خرافات و طالعبینی بخش زیادی از تفکرات این دهه را به خود اختصاص داده. شاید شما هم دیده باشد که بعضی از این افراد چطور از ماههای تولد و سال تولد و ویژگیهای یکسان این افراد صحبت میکنند طوری که انگار طالعبینیها یک نمونه تایید شده است که قرار است همه آدمها براساس آن کپی شده باشند. اعتقاد به انرژی و چاکرا از جمله اعتقادات راسخ این دهه است.
● فعالیتهای بشردوستانه
قرار نیست در این گزارش دهه شصت را خیلی سیاه ببینیم. برعکس تمام تلخیهایی که با این دهه گره خورده باید گفت این افراد کاملا جامعهمحور هستند. فقط کافی است به زلزله اخیر آذربایجان یک نگاه بیندازید. شاید بیشتر اطلاعرسانیهایی که صورت گرفت و افرادی که در قالب نیروهای امداد و داوطلب به کمک زلزلهزدهها رفتند دهه شصتیها بودند. افرادی که نیروی جوان کشور محسوب میشوند اما بیعار و بیتفاوت نیستند. همین روحیه خیرخواهی و یاریگری در دهه شصتیها باعث شده تا قدر متولدین این دهه را بیشتر بدانیم. فعالیتهای بشردوستانه و همکاری با «ان جی او»هایی که فعالیتهای داوطلبانه دارند در این متولدین بیشتر دیده میشود.