سوژه «میزگرد» این هفته، خانم اعظم سعیدینژاد است؛ ۵۰ساله و کارمند بازنشسته وزارت بهداشت. خانم سعیدینژاد قدی حدود ۱۵۹ سانتیمتر دارد و از نظر متخصصان تغذیه، وزن ایدهآلشان باید حدود ۵۲ کیلوگرم باشد...
اما وزن ایشان طی سالهای گذشته به ۸۶ کیلوگرم هم رسیده است؛ یعنی ۳۲ کیلو بیشتر از آنچه باید باشد. اما خانم سعیدینژاد با روشی متفاوت وزنش را پایین آورده است؛ با طب سوزنی! این هفته، تجربه متفاوت کاهش وزن ایشان را از زبان خودشان میشنویم و در ادامه، نظر متخصصان «سلامت» را درباره این روش میخوانیم.
اعظم سعیدینژاد که وزنش طی ۱۰ ماه از ۸۶ کیلوگرم به ۶۵ کیلوگرم رسیده، میگوید:
درد زانـو و کـمـر امـانـم را بـریـده بـود!
▪ خانم سعیدینژاد! اضافه وزن شما از چه زمانی شروع شد؟
ـ بعد از تولد فرزندم دچار کمکاری تیرویید شدم و کمکم وزنم بالا رفت اما چون در دوران شیردهی بودم، نمیتوانستم رژیم غذایی خاصی را رعایت کنم و از آنجا که کارمند بودم و پشت میز نشین، طبیعتا فعالیتم بسیار کم بود و همه اینها باعث شدند که چاق شوم؛ طوریکه در سال ۱۳۷۹ وزنم به ۸۶ کیلوگرم رسید و این باعث شد که حتی نتوانم یک پیادهروی ساده انجام بدهم. از طرفی به دلیل وزن بالا و نشستنهای خیلی طولانی روی صندلی (به دلایل شغلی) دچار کمردرد و زانودرد شده بودم و موقعی که به متخصص ارتوپدی مراجعه کردم، به من گفت: «اولین قدم درمانی شما این است که وزنتان را پایین بیاورید!» این بود که تصمیم گرفتم به متخصص تغذیه مراجعه کنم و با رژیمدرمانی وزنم را پایین بیاورم. اما راستش، از رژیمهایی که به من دادند، جواب نگرفتم.
▪ چرا جواب نگرفتید؟
ـ شاید چون کمکاری تیرویید داشتم! از طرفی، همانطور که گفتم، من کارمند بودم و مشغلههایم زیاد بود و تحرک کمی داشتم. تازه بعد از اتمام ساعت کار باید در خانه مشغول به کار میشدم. در نتیجه، استرس میگرفتم و این استرس وادارم میکرد بیش از حد غذا بخورم.
▪ عادت به ریزهخواری هم داشتید؟
ـ بله. به خاطر پشتمیز نشینی، همیشه روی میزم تنقلاتی بود که خوردن آنها مزید بر علت میشد.
▪ چه تنقلاتی؟
ـ مغزهای مختلف. گاهی هم چیپس.
▪ در محل کارتان، ناهار را معمولا از بیرون میگرفتید یا از خانه میبردید؟
ـ من غذاهای اداره را میخوردم که حسابی چرب و سنگین بودند اما چون از متخصص تغذیه رژیم گرفته بودم، به ناچار ناهارم را از منزل میبردم. البته این هم فقط برای مدت کوتاهی دوام آورد؛ چون نمیتوانستم با وجود خستگی ناشی از محل کار، ۲ نوع غذا (یکی برای خودم و یکی برای خانواده) تهیه کنم. این بود که ناچار همان غذای اداره را میخوردم. این شد که به مرور، حرکت از من سلب شد؛ طوری که نمیتوانستم حتی یک پیادهروی ساده داشته باشم و با ۱۰ دقیقه پیادهروی دچار تنگی نفس میشدم.
▪ در خانوادهتان فقط شما اضافه وزن داشتید؟
ـ نه! کم و بیش بعضی از افراد خانواده هم دچار اضافه وزن هستند اما آنچه که مرا بیشتر نگران میکرد، سابقه مثبت ابتلا به ناراحتیهای قلبی - عروقی در خانوادهام بود. به هر حال، پدرم در اثر ابتلا به بیماری قلبی فوت کردهاند و برادر و خواهرم نیز به آن مبتلا هستند. از سوی دیگر، بیشتر اعضای خانوادهام از سن ۵۰ سالگی به بعد دچار دیابت نوع ۲ شدهاند و این مشکل در سابقه خانوادگی من وجود دارد. به همین دلیل ترسیدم. چون میدانستم چاقی نقش مهمی در ابتلا به بیماریهای قلبی – عروقی و دیابت دارد.
▪ حالا چه شد که برای لاغر شدن به طب سوزنی روی آوردید؟ فرد خاصی، این روش را به شما پیشنهاد داد یا نظر خودتان بود؟
ـ راستش، بعد از اینکه از رژیمهای مختلف نتیجهای نگرفتم و از طرفی به دلیل درد زانو و کمرم قادر به انجام تمرینهای ورزشی و حتی یک پیادهروی ساده نبودم، دنبال راههای دیگری برای کاهش وزن گشتم؛ تا اینکه به طور تصادفی در جستوجوهای اینترنتیام با طب سوزنی و تاثیرش بر چاقی و حتی دردهای آرتروزی و دیسک آشنا شدم. بعد، با افرادی که برای حل مشکلشان طب سوزنی انجام داده بودند، صحبت کردم و فکرکردم شاید انجام آن برای من هم مفید باشد.
▪ و مفید بود؟
ـ بله! وقتی شروع کردم، از همان ماههای اول با پایین آوردن اضافه وزنم، به خصوص در قسمتهایی که خودم بیشتر احساس ناراحتی میکردم، مواجه شدم. احساس آرامش، انرژی و نشاط میکردم و برعکس آن موقعهایی که اگر غذا نمیخوردم دست و پایم شروع به لرزیدن میکرد، تمایلی به خوردن غذا پیدا نمیکردم.
▪ در کنار طب سوزنی، رژیمی هم برایتان تعیین شده بود؟
ـ بله! پزشکم وقتی طب سوزنی را انجام میداد، میگفت: «من روی اعصاب این قسمتها کار میکنم تا چربی این نواحی زودتر از حد معمول آب شود!» و سپس یک رژیم غذایی به من داد که شامل پروتئین همراه با سبزیها بود و هر نوبت، این رژیم را عوض میکرد و دستور غذایی خاصتری میداد.
▪ منظورتان از خاصتر چیست؟
ـ وقتی برای اولینبار نزد ایشان رفتم، برای من آزمایش خون نوشتند و آزمایش نشان داد که من مبتلا به کمخونی هستم. در نتیجه، دکتر به من سفارش کرد در کنار دستور غذاییام، روزانه یک سیخ جگر یا قرص آهن بخورم. ضمن اینکه نمک و قند را از رژیم غذاییام حذف کرد و به جایش مصرف توت، خرما و کشمش را به میزان اندک توصیه کرد.
▪ ورزش چطور؟
ـ بله! توصیه کرد روزی یک ساعت بر روی سطح صاف پیادهروی کنم و نرمشهای سادهای انجام بدهم. گفت این کار را بعد از ظهرها، بعد از ساعت ۵ انجام بدهم تا انرژی بیشتری بسوزانم. من فکر میکنم همین پیادهروی و رژیم در کنار طب سوزنی سبب شد تا لاغر شوم. در حال حاضر، با آنکه یکیدو ماه در برنامهام وقفه افتاده، به وزن ۶۵ کیلوگرم رسیدهام. قبلا بدنم سست بود و نیاز داشتم زیاد بخوابم و چون مجبور بودم ساعت ۵ صبح بیدار شوم، ناچار شبها ساعت ۹ میخوابیدم اما پزشکم به من گفت که نباید بیشتر از ۶ ساعت بخوابم و الان به راحتی دیروقت میخوابم و صبح زود بیدار میشوم.
▪ شما چند وقت است که این درمان را شروع کردهاید؟
ـ من از دی ماه سال ۱۳۸۸ شروع کردم و تا الان که دارم ادامه میدهم، با احتساب زمانهایی که نرفتهام، حدود ۶ ماه است که طب سوزنی را انجام میدهم. در ابتدا هفتهای ۳ جلسه بود ولی به مرور کمتر شد. قبل از درمان نمیتوانستم شبها از فرط کمردرد بخوابم و نماز خواندن برایم سخت بود. اصلا نمیتوانستم از پلهها بالا بروم و ... اما حالا درد زانوها و کمرم کم شده.
▪ تیروییدتان چطور؟
ـ چون هنوز به وزن ایدهآلم نرسیدهام، روی تیروییدم کاری انجام نشده اما داروهایی را که فوقتخصص غدد برایم تجویز کرده بود، در کنار همه اینها استفاده میکردم؛ زیرا فوقتخصص غدد به من گفته بود که کمکاری تیرویید تاثیر زیادی روی افزایش وزن ندارد و باید قرصها را مصرف کنم تا مشکلی از لحاظ کارکرد تیرویید پیدا نکنم.
▪ و سوال آخر، سوزنهایی که در طب سوزنی به بدنتان وارد میشدند، درد هم داشتند؟
ـ نه! از سوزنهای مخصوصی استفاده میشد که یکبار مصرف بودند و چون به نقاط خاصی وارد میشدند، درد نداشتند.
● نگاه اول
نظر دکتر مسعود کیمیاگر درباره روش کاهش وزن خانم سعیدینژاد
رژیم گـرفـتـن بـه مـعـنـای غــذا نـخـوردن نـیـسـت
▪ آقای دکتر! خانم سعیدینژاد گفتند که وقتی در دوران شیردهی بودهاند، نتوانستهاند رژیم غذاییشان را رعایت کنند. آیا رژیم خاصی برای مادرانی که در دوران شیردهی هستند، وجود دارد؟
ـ بله؛ برای همه، رژیم غذایی خاصی وجود دارد؛ البته رژیم به این معنی که افراد بدانند در هر شرایطی چقدر و از چه خوراکیهایی بخورند. حال، رژیم یکی ممکن است پرکالری و حدود ۴ هزار کیلوکالری باشد و رژیم یکی دیگر ۱۰۰۰ کیلوکالری و رژیم فردی دیگر ممکن است سرشار از یک ویتامین خاص یا محدود از نمک و چربی باشد. بنابراین کلمه رژیم، مترادف با نخوردن یا کم خوردن نیست. یک خانم شیرده هم حتما باید یک رژیم مخصوص یا به عبارتی دیگر یک برنامه غذایی درست داشته باشد. ماجرا این است که خانمها در دوران بارداری، علاوه بر وزنی که مربوط به جنین و جفت و ضمایم است، چند کیلوگرم چربی در بدنشان ذخیره میشود تا مادر بتواند در دوران شیردهی از آن برای تولید شیر استفاده کند. متاسفانه برحسب باورهای غلطی که در این دوران برای خوردن وجود دارد خانمها بیشتر از حد معمول میخورند. در نتیجه به چربیهای ذخیرهشده، اجازه آب شدن نمیدهند؛ در حالی که خانمها در اوج شیردهی فقط به ۵۰۰ کیلوکالری بیشتر از زمانهای معمول احتیاج دارند اما متاسفانه خانمها بیشتر از حد نیازشان انرژی دریافت میکنند. به همین دلیل، بعد از دوران بارداری و شیردهی، اضافه وزن زیادی پیدا میکنند و چاق میشوند.
▪ معضلی که امروزه بیشتر کارمندان گرفتار آن شدهاند، پشتمیزنشینی و عدم تحرک است. شما چه رژیمی را به این افراد پیشنهاد میکنید؟
ـ پشت میزنشینی میتواند عاملی برای چاقی باشد اما این بیتحرکی عامل نیمکیلوگرم افزایش وزن در ماه است. ما میتوانیم به یک فرد بیتحرک پشت میزنشین رژیمی بدهیم که با برنامه، ماهانه ۳ کیلوگرم وزن کم کند. به این شکل که ما هر فردی را به طور انفرادی ارزیابی میکنیم و وزن در حال حاضر و وزن مطلوبش، قد، سن، نوع چاقیاش و میزان فعالیتاش را بررسی میکنیم. بنابراین اگر بخواهیم رژیم درستی به فردی بدهیم، غیر از اندازهگیریهای معمول که شامل وزن، قد، دور مچ و چربی زیر جلد است باید حدود ۲۰ دقیقه با او گفتوگو کنیم تا هم عادات غذاییاش را بپرسیم، هم میزان فعالیت و خوابش را بررسی کنیم. مجموعه اینها به ما میگوید که چه ضریب فعالیتی را برای این فرد در نظر بگیریم. یعنی ما متابولیسم پایه هر فردی را اندازه میگیریم، ضریب فعالیت او را در آن دخالت میدهیم و کالری مورد نیازش را پیدا میکنیم. خانمهای ایرانی معمولا بین ۱۵۰۰ تا ۲۲۰۰ یا ۲۳۰۰ و در مواردی ۲۴۰۰ کیلوکالری طی ۲۴ ساعت نیاز دارند. پس ممکن است در مقایسه ۲ خانم کارمند، یکی ۹۰۰ کیلوکالری بیشتر یا کمتر نیاز داشته باشد. بنابراین ما نمیتوانیم ۲ رژیم یکسان به این افراد بدهیم؛ بلکه براساس ارزیابیهایی که میکنیم و براساس سرعت و برنامهای که برای لاغری فرد در نظر داریم که آیا میخواهیم هفتهای نیم کیلوگرم لاغر شود یا ۷۵۰ گرم یا ماهی ۴ کیلوگرم یا مثلا در مورد این خانم هر ماه ۵ کیلوگرم، کالری مورد نیاز را محاسبه میکنیم و براساس آن برنامه غذایی میدهیم.
▪ ایشان در اثر اضافه وزن بالا به درد کمر و زانو هم مبتلا شده بودند. سوالی که خیلی از افراد در چنین مواقعی میپرسند، این است که آیا رژیمی برای کاهش این دردها وجود دارد یا نه؟
ـ ریشه این دردها ممکن است همیشه اضافه وزن نباشد. هر چند که اضافه وزن، این دردها را تشدید میکند. اما حتما از پیش، یک عارضه قدیمی و زمینهای وجود داشته که افراد به این دردها مبتلا میشوند. ما برای آرتروز و بیماریهای مفصلی، بعضی از غذاها را که فرد نسبت به آنها حساسیت دارد و غذاهایی که در اصطلاح عامه طبع سرد دارند را در نظر میگیریم. در فرهنگ تغذیهای و پزشکی میگوییم این غذاها مانند موادی که اسید لاکتیک دارند مانند ماست، روی اعصاب پاراسمپاتیک تاثیر میگذارند. بنابراین از فرد در مورد حساسیتها و عدم تحملهایش نسبت به این غذاها سوال میکنیم. ولی در کتابهای علمی به آن صورت رژیمی برای دیسک کمر یا آرتریت روماتویید و آرتروز نداریم؛ در حالی که برای زخممعده، گاستریت، کبد چرب و... رژیم داریم. کارهایی که ما انجام میدهیم کارهای جنبی است که براساس شرایط بیمار انجام میدهیم و سعی میکنیم که اضافه وزن وی را کاهش دهیم. مانند بیماری آسم که علتهای به وجود آمدن آن مربوط به برخی مسایل دیگر است اما همین آسم در افراد چاق به دلیل چربی زیاد، تشدید میشود. وقتی ما وزن فرد مبتلا را کم میکنیم، عوارض بیماریاش بهبود پیدا میکند اما خود بیماری خوب نمیشود. دیسک کمر و آرتروز هم همینطور است. با کاهش وزن فقط درد را تسکین میدهیم.
▪ خانم سعیدی در بخشی از صحبتهایشان به کمکاری تیروییدشان اشاره کردند و اینکه متخصص غددشان گفته این مشکل تاثیر زیادی روی افزایش وزنشان ندارد. نظر شما در این رابطه چیست؟
ـ درست است. کمکاری تیرویید علت اصلی چاقی نیست. افرادی که کمکاری تیرویید دارند ممکن است ۲ تا ۳ کیلوگرم افزایش وزن داشته باشند که مقداری از آن به دلیل ماندن آب در بدن بهخصوص در ناحیه شکم است. بنابراین افرادی که اضافه وزن بالایی دارند، نمیتوانند بگویند چون کمکاری تیرویید داریم، وزنمان بالاست. ضمن اینکه اگر تحت درمان باشند و دارو مصرف کنند، عملا دیگر کمکاری تیرویید ندارند. فردی که به بیماری تیرویید مبتلاست و در حال حاضر لووتیروکسین میخورد، مانند فردی است که این مشکل را ندارد؛ زیرا هورمونی را که تیرویید ترشح نمیکند، به وسیله دارو دریافت میکند. بنابراین اینکه فکر کنیم کمکاری تیرویید عامل اصلی چاقی فرد است، کاملا اشتباه است.
▪ آیا استرس هم میتواند بهانهای برای چاق شدن باشد؟
ـ استرس به خودی خود چاقکننده نیست. استرس زمانی چاقکننده است که به افزایش اشتها منجر شود. در واقع، در اثر خوردن و بیتحرکی است که ما چاق میشویم. بنابراین باید کاری کرد که افراد استرسشان را از راههایی غیر از خوردن کاهش دهند.
▪ ایشان عادت به ریزهخواری، به خصوص مصرف انواع مغزها و گاهی چیپس هم داشتهاند. خوردن مغزها چه اندازه در چاقی افراد تاثیر دارد؟
ـ هر گرم از مغزها و چیپس ۵ کیلوکالری دارند. بنابراین اگر فردی در روز ۵۰ گرم از این مواد بخورد که عدد زیادی نیست و شامل یک مشت پسته یا ۳۰ حلقه چیپس میشود، ۲۵۰ کیلوکالری دریافت میکند. اما مصرف این مواد در درازمدت باعث چاقی خواهد شد. جالب است بدانید اگر ما روزی یک کیلوکالری بیشتر از نیاز بدنمان بخوریم، آخر هفته یک گرم چاق میشویم. اگر روزی ۱۰۰ کیلوکالری اضافه بخوریم آخر هفته ۱۰۰ گرم و آخر ماه ۴۰۰ گرم چاق میشویم. بنابراین اگر فردی روزی ۳ عدد بیسکویت اضافه بر نیاز بدنش بخورد، همین ۳ عدد بیسکویت آخر ماه باعث ۴۰۰ گرم افزایش وزنش میشود و اگر این کار چند ماه ادامه پیدا کند سبب چاقی وی خواهد شد. پس همه این خوراکیها باید از لحاظ میزان کالریشان شمارش شوند و در چارچوب نیاز فرد به وی داده شوند.
▪ خانم سعیدینژاد در مورد غذاهای ادارهشان گفتند که خیلی چرب و سنگین بوده. این چندمین بار است که افراد در مورد غذای محل کارشان چنین نظری دارند. آیا هیچ مرکز، نهاد یا فردی نباید روی غذای ادارهها، کارخانهها و سازمانهای بزرگ نظارت کند؟
ـ خوشبختانه الان وزارت بهداشت، این کار را از رستوران خودش شروع کرده و ۲ نوع غذای رژیمی و غیررژیمی را با ذکر کالری در اختیار کارمندانش قرار میدهد. ما برای یک کارخانه آبلیموسازی مسوول فنی داریم. چطور میشود برای رستورانی که تعداد زیادی افراد در آن غذا میخورند، فرد ناظری را به عنوان مسوول قرار ندهیم؟ جای کار زیاد است. باید چنین کاری را انجام دهیم و حتما باید تشویق کنیم که استفاده از غذاهای رژیمی بهتدریج جا بیفتد. اما به هر حال، با همین شرایط هم اگر افراد آموزش ببینند که از همان غذای اداره چه مقدار مصرف کنند، دچار اضافه وزن نخواهند شد. به ادارهها و مراکز بزرگ هم توصیه میشود که غذا را بیش از حد چرب نکنند تا افراد مجبور به استفاده از غذای چرب نشوند. خواستن و انگیزه برای لاغرشدن بسیار مهم است و باید صبر و شکیباییای که باید داشته باشند تا دوره لازم برای لاغریشان طی شود. در این صورت، فردی مثل این خانم که برای کاهش وزنش ۶ تا ۷ ماه زمان لازم دارد خیلی زود دچار لغزش نمیشود و رژیم را رها نمیکند.
▪ آقای دکتر! نظر شما درباره طب سوزنی و روشی که این خانم برای کاهش وزن انتخاب کرده، چیست؟
ـ متخصصان طب سوزنی، خودشان بر این باورند که طب سوزنی برای لاغری موضعی، مفید است؛ یعنی فرد طبق رژیمی که گرفته است عمل کرده و وزن کم میکند و در کیلوهای آخر که اکثرا موضعی هستند، از طب سوزنی کمک میگیرد. ولی اینکه فردی بخواهد ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم اضافهوزنش را فقط با طب سوزنی کاهش دهد، به نظر من، عملی نیست.
▪ پس رژیم غذایی و فعالیتی که متخصصان طب سوزنی به فرد میدهند سبب کاهش وزن اولیه میشود؟
ـ بله، دقیقا. اگر کسی با این روش و از طب سوزنی جواب بگیرد ما با آن موافقایم ولی همه با این روش یکسان جواب نمیگیرند. اگر کسی هم با طب سوزنی مانند این خانم آرامش میگیرد، میتواند از آن استفاده کند ولی باید به این نکته توجه کرد که افراد با هم متفاوت هستند.
● نگاه دوم
دکتر رضا حشمت/ رئیس انجمن طب سوزنی ایران
طب سوزنی، شاخهای از طب سنتی چین است که سازمان بهداشت جهانی، آن را تایید کرده است. بیماریهایی که توسط طب سوزنی درمان میشوند، ۲ دسته هستند؛ یکی بیماریهایی که طب سوزنی برای بهبودشان به عنوان خط اول درمان به کار میرود و دیگری، بیماریهایی که طب سوزنی به عنوان خط دوم درمان در آنها عمل میکند؛ مثل اضافه وزن و چاقی.
متخصصان طب سوزنی معتقدند بدن خاصیت خودتنظیمی دارد و میتواند بیماریها را از خودش دفع کند اما زمانی که تعادل بدن به دلایلی از بین برود، بیماری و علایم آن ظاهر میشوند. یکی از این بیماریها و علایم ناشی از عدم تعادل، افزایش وزن است. حال برای آنکه بخواهیم این افزایش وزن را کنترل و حتی کم کنیم، باید سیستم هضم، جذب و دفع فرد را تنظیم کنیم. در این سیستم، یا ممکن است گوارش به هم خورده باشد یا کار کلیهها مختل شده باشد. گاهی نیز ممکن است هر دوی اینها سالم باشند اما فرد به علت استرس، اضطراب یا افسردگی دچار کاهش فعالیت شود یا میلش به خوردن مواد غذایی شیرین بیشتر شود. طب سوزنی میتواند این مشکلات را با تحریک ترشح سروتونین، آندورفین و تنظیم آنزیمهای گوارشی کنترل کند. طبق آمارهای موجود، با استفاده از طب سوزنی طی ۶ هفته اول، میتوان حدود ۲ تا ۴ کیلوگرم وزن کم کرد. این کاهش وزن طی ۱۲ جلسه سوزن زدن در همین ۵/۱ ماه حاصل میشود. حال اگر این کاهش وزن کمتر از ۲ کیلوگرم باشد، یعنی بیمار به طب سوزنی پاسخ خوبی نداده و باید روشش را عوض کند. اگر بین ۲ تا ۴ کیلوگرم کم کند، یعنی به طب سوزنی جواب داده است. اگر هم فردی بیشتر از ۴ کیلو کم کرد که چه بهتر.
حال براساس وزنی که فرد کم کرده، جلساتمان را به تدریج از هم دورتر میکنیم تا بتوانیم او را کنترل کنیم تا وزن، اشتها و اضطرابهایش برنگردد؛ یعنی اگر در ۶ هفته اول، هفتهای ۲ تا ۳ بار برایش سوزن میزدیم، برای ماه بعد، هفتهای یک جلسه در نظر میگیریم و به تدریج برای ماههای بعدی فاصله جلسات را بیشتر میکنیم. در کنار این کاهش وزن، ما کاهش سایز هم داریم زیرا طب سوزنی ابتدا چربیهای اطراف ارگانها و احشا را کم میکند و بعد سراغ چربیهای زیر پوست میرود. به همین دلیل فرد عنوان میکند که سایزش کاهش پیدا کرده و احساس سبکی میکند. به همین دلیل، طب سوزنی یکی از درمانهای خیلی مهم برای افرادی است که کبد چرب دارند. بهترین سن هم برای کاهش وزن با طب سوزنی بین ۲۰ تا ۵۰ سال است.
مطلب دیگر اینکه نباید نگران درد سوزن ها بود. سوزنها به هیچوجه درد ندارند. زیرا مقاومت پوست در نقاطی که سوزن میخورند، کمتر است و زمانی که سوزن را روی پوست میگذاریم به راحتی داخل آن فرو میرود. این نقاط مشخص در طب سوزنی که تعدادشان۳۶۱ نقطه است، مانند چاهی هستند که گیرندههای عصبی و عروقی در دیواره آن قرار دارد. بنابراین وقتی سوزن را وارد میکنیم سوزن به جداره برخورد نمیکند و در حفره پایین میرود بدون آنکه به عصب یا عروقی برخورد کند و سبب درد و خونریزی شود.
وقتی سوزن زده میشود ۳ اتفاق مهم پیش میآید؛ تحریک هورمونی، تحریک عصبی و تحریک عروقی. تحریک هورمونی روی آنزیمهای گوارشی و بسیاری از آنزیمهای بدن تاثیر دارد. تحریک عروقی، سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک را تحریک میکند و سبب گشادی یا تنگ شدن عروق میشود. تحریک عصبی بسیاری از اعصاب ارادی و غیرارادی بدن را با ترشح بسیاری از آنزیمها فعال میکند. از طرفی، طب سوزنی با افزایش ترشح آندورفین، سروتونین و تاثیر بر مغز روی مرکز اشتها تاثیر گذاشته و اشتها را کاهش میدهد.
فردی که برای کاهش وزن به ما مراجعه میکند، باید حتما فعالیت داشته باشد. اگر دقت کرده باشید، در پایه هرم سلامت، یک کفش ورزشی وجود دارد و این یعنی آنکه بیماران باید اول از فعالیت فیزیکی شروع کنند. حال اگر فردی پادرد، کمردرد، دردهای آرتروزی و... داشت و نمیتوانست فعالیت کند یا اینکه آنقدر ولع برای خوردن داشت که نمیتوانست رژیم بگیرد، در آن صورت طب سوزنی به کمک او خواهد آمد.
فعالیت در طب سوزنی به مکان، زمان و مسافت ربطی ندارد. از نظر طب سنتی چین ۳ حالت باید اتفاق بیفتد؛ یکی اینکه فرد عرق کند (و اگر نمیتوانست عرق کند ما با سوزن زدن کمک میکنیم تا تعریق صورت بگیرد.) دوم آنکه فرد ضربان قلبش را احساس کند یعنی تپش قلبش به حدود ۸۰ تا ۱۰۰ ضربه برسد. سومین و مهمترین حالت هم این است که فرد به واسطه ورزش احساس شادی و رضایت کند. ممکن است فردی بگوید من روزی یک ساعت پیادهروی میکنم ولی احساس شادابی نمیکنم. طب سوزنی کمک میکند تا این شادی به وجود بیاید. در غیر این صورت، فرد باید ورزشاش را عوض کند؛ مثلا به جای پیادهروی، دوچرخهسواری کند و از ورزش لذت ببرد زیرا این لذت بردن در طب سوزنی اهمیت دارد. دیگر نکته مهم، این است که افراد فقط به متخصصان و مراکز مورد تایید انجمن مراجعه کنند تا مشکلی برایشان ایجاد نشود.
● نگاه سوم
دکتر انوشیروان محسنی بندپی/ نایبرئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس
آنچه در این سالها با نام طب سوزنی بین مردم بسیار متداول شده و به چشم میخورد در اصل یکی از درمانهای سنتی است که در کشورهای جنوب شرقی آسیا، ریشه تاریخی داشته و در درمان بیماریهای خاصی نیز موثر بوده است. اگرچه تبلیغات و باور برخی از مردم درباره این نوع درمان بر این است که طب سوزنی میتواند همه دردها را درمان کند ولی حقیقت این است که نمیتوان و نباید طب سوزنی را بهعنوان یک روش جایگزین به جای روشهای علمی متداول در درمان بیماریها در نظر گرفت. زیرا در صلاحیت تخصصی درمانگرانی که از این شیوه استفاده میکنند، نیست که بخواهند این نوع درمان را جایگزین روشهای بالینی متداول کنند. متاسفانه آگاهیهای عمومی در حوزه پزشکی به حدی نرسیده که مردم بتوانند در این مورد راه درست را انتخاب کنند و وظیفه وزارت بهداشت و دستگاههای قانونی در این زمینه این است که با تبلیغات نادرست در مورد طب سوزنی و درمانهایی از این دست بهگونهای برخورد شود که مردم دچار اشتباه در تصمیمگیری درباره شیوه درمان نشوند.
پرداختن به این نوع درمان اگرچه در درمان برخی بیماریها، نتایج مثبتی به همراه دارد ولی این نتایج نباید مردم را بهگونهای تحریک کند که از درمانهای علمی غافل شوند و مسیر طب سوزنی را در پیش بگیرند و تازه زمانی پی به اشتباه خود ببرند که زمان مفید درمان اصلی و تخصصی را از دست داده باشند. با اینکه کشورهایی که مهد این نوع طب هستند در سالهای اخیر پیشرفتهایی را در این زمینه کسب کردهاند هنوز در این کشورها نیز از طب سوزنی بهعنوان درمان همه بیماریها استفاده نمیشود و آن را برای درمان همه بیماریها به کار نمیگیرند اما متاسفانه با تبلیغات انجامشده و ناآگاهیهایی که در این زمینه در جامعه ما وجود دارد داریم کمکم این باور را بین مردم بسیار گستردهتر از سالهای پیش میبینیم. وقتی ما اینقدر در حوزه درمان تخصصی عمل میکنیم که هنوز به یک متخصص زنان و زایمان اجازه سونوگرافی نمیدهیم و هنوز بین تخصصهای نزدیک به هم مانند جراحی پلاستیک و متخصص گوش و حلق و بینی اختلافنظر درباره ورود یکی به حوزه تخصص دیگری وجود دارد، نباید اجازه ورود افراد به حوزههایی که در تخصص رشتههایی مانند طب سوزنی نیست و قانون برای آنها تعریف نکرده است داده شود. ضمن اینکه باید برای آگاهسازی و اطلاعرسانی به مردم در این زمینه نیز کار شود.
● نگاه چهارم
دکتر علی ترکمان
متخصص ارتوپدی، فوق تخصص زانو و عضو هیات علمی دانشگاه
آرتروز یا ساییدگی مفاصل، فرآیندی است که به طور طبیعی در همه افراد پیش میآید و ناشی از افزایش سن است. اما برخی از افراد دارای عوامل زمینهای خاصی هستند که این ساییدگی را در آنها تشدید و تسریع میکند؛ مانند کسانی که وزن زیادی دارند، انحراف زیادی در ناحیه زانو دارند، پای پرانتزی دارند یا آسیبی به زانویشان وارد شده است. قطعا اضافهوزن هر چه کمتر باشد، بهتر است. به همین دلیل، ما همیشه توصیه میکنیم وزن در حد طبیعی باشد. فرمولی در این زمینه وجود دارد که جالب است بدانید؛ به این صورت که موقع راه رفتن در سطح صاف، حدود ۵/۲ تا ۳ برابر وزن بدنتان، به زانوها فشار وارد میشود. این نیرو هنگام بالا و پایین رفتن از پلهها ۱۰ برابر میشود. با این حساب، فردی که ۵ کیلوگرم اضافه وزن دارد، در واقع ۵۰ کیلوگرم وزن اضافه به زانوهای خود وارد میکند. حال، بسته به اینکه روزانه چند تا پله را بالا یا پایین برود، چقدر از سطح شیبدار عبور کند، چه مدت زمانی را صرف این فعالیتها بکند و... فشار وارده به زانوها متفاوت خواهد بود. بنابراین بیماری آرتروز یا ساییدگی مفصل به علت افزایش فشار به مفاصل ایجاد میشود. به همین دلیل، حتی یک کیلوگرم اضافه وزن هم میتواند به زانوها فشار وارد کند و خوردگی و ساییدگی زانو را افزایش دهد. اگر این فشار ادامه پیدا کند، میتواند بافت مینیسک را از حالت طبیعی خود خارج کند و سبب پارگی آن شود. نکته مهم آن است که افزایش وزن در افرادی که قوس زانو دارند یا پاپرانتزی هستند، خطرناکتر است و آثار بدتری روی زانو خواهد گذاشت.